- دیباچه 1
- پیش گفتار 3
- معنویت جوان 6
- دوستی جوان با خدا 8
- انس جوان با خدا 10
- بهره مندی جوان از قرآن 11
- روزه داری جوان 14
- عبادت و جوان 16
- نمازگزاری و جوان 18
- خردورزی و جوان 20
- دوراندیشی جوان 22
- حفظ آداب و رسوم اجتماعی 23
- احترام جوان به قانون 24
- انعطاف پذیری و جوان 25
- هویت یابی و جوان 26
- دانش جویی و جوان (1) 28
- دانش جویی و جوان (2) 30
- هدفمندی جوان 32
- برنامه زندگی جوان 34
- نظم جوان 36
- تقویت نیروی خرد 38
- پرسشگری و جوان 40
- آشنایی جوان با آموزه های دینی 42
- مسئولیت جوان در برابر تن درستی خود 44
- مسئولیت جوان در امور روحی 46
- مسئولیت اجتماعی جوان 48
- فضیلت های اخلاقی جوان 50
- خوش خلقی 52
- فروتنی 54
- متانت و بخشندگی 56
- تهذیب نفس 58
- امیدواری به آینده 60
- خودشناسی 62
- پاک دلی 63
- فضیلت خواهی 65
- دین گرایی 67
- باریک بینی و مشورت 69
- مبارزه با مشکلات 70
- صبر و پشتکار 72
- کنترل خشم 74
- درک روحیه جوان 76
- نیکی به جوانان 78
- رفتار شایسته با جوان 80
- چشم پوشی از خطای جوانان 81
- مدارا با جوان 83
- احسان مشترک با جوان 85
- انس و الفت با جوان 86
- نشاط و آراستگی جوانی 88
- علاقه مندی جوان به زیبایی و آراستگی 90
- نوگرایی و جوان 92
- برابر خواهی جوان 94
- رعایت حقوق و احترام به والدین 96
- اطاعت از والدین 98
- حفظ حریم جوانی 100
- دوری از محیط های فاسد 102
- دوری از اعتیاد 104
- نفی سرکشی و نافرمانی 105
- گناه گریزی 107
- کنترل نگاه 108
- آثار مثبت حفظ نگاه 111
- چشم چرانی 113
- عفت و پاک دامنی 115
- تقوای جوان، عامل دوری از گناه 117
- جوان و توبه 119
- جوان و دوری از محیط آلوده 121
- خویشتن داری جوان 123
- مبارزه با شهوت جنسی 125
- جوان و بازگشت 127
- راه های بیدار باش 129
- ازدواج 131
- تشویق به ازدواج در جوانی 133
- همسرگزینی 135
- معیارهای همسرگزینی 137
- ناپسندی تجرد 139
- انتخاب دوست 141
- دوستان جوان 143
- کناره گیری از دوستان ناشایست 145
- دوستی ها جوان 147
- دوستی های پایدار 149
- خیرخواهی و دل جویی از دوستان 151
- شادی در زندگی و شاد ساختن دیگران 153
- شوخی 154
- اوقات فراغت جوان 156
- تفریح و سرگرمی 158
- ورزش پهلوانی 160
- سیر و سفر 162
- کار و تلاش 164
- کتاب نامه 167
کار و تلاش
کار و تلاش
کار و پرداختن به حرفه، آثار بسیاری در پی دارد. بر اساس دیدگاه های شهید مطهری، کار سبب تمرکز و مهار قوه خیال می شود؛ یعنی اگر تو نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول می کند. همچنین عامل جلوگیری از گناه به شمار می رود. گناه بیشتر شبیه انفجار است. مثل یک دیگ بخار که اگر آن را حرارت بدهند و هیچ منفذ و دریچه اطمینانی نداشته باشد، سرانجام انفجار پیش می آید. بسیاری از حاکمان، جانی و بدخواه از آب درمی آیند و یکی از علت های جنایت کاری آنان، همین حالت تعطیل بودن و بی کاری است.(1) بدیهی است اگر انسانی به ویژه جوانان تن به کار ندهند و مدام از دست طبیعت انرژی بگیرند و حاضر به دفع آن نباشند، سرانجام آنان از همین مسئله ضربه مهلکی می خورند و به منجلاب فساد افتند. در حدیثی آمده است که هرگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله شخصی را می دید، از وی می پرسید: آیا کار داری یا نه؟ اگر می گفت: کاری ندارم و بی کارم، حضرت می فرمود: از چشمم افتادی. می پرسید: وقتی دلیلش را حضرت می فرمود:
لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ اِذا لَمْ یَکُنْ لَهُ حِرْفَهٌ یَعِیشُ بِدِینِهِ.(2)
اگر کسی کار و شغلی نداشته باشد، از دینش مایه می گذارد و آن را تباه می کند.
کار در عین اینکه ساخته فکر و روح و خیال و دل و جسم آدمی است، سازنده خیال، عقل و فکر، سازنده دل و قلب و به طور کلی، سازنده و تربیت کننده انسان است.(3)
1- تعلیم و تربیت در اسلام، ص 420.
2- بحارالانوار، ج 103، ص 9.
3- تعلیم و تربیت در اسلام، ص 421.