امید عدل : چهل حدیث پیرامون دادگستر جهان صفحه 15

صفحه 15

برای آگاهی از تمامی مطالبی که پیرامون امام زمان در نهج‌البلاغه وارد شده است می‌توان به: فقیه‌ایمانی، مهدی، مهدی منتظر در نهج‌البلاغه نگریست؛ این کتاب را باسم هاشمی به زبان عربی ترجمه کرده، و منتشر ساخته است؛ بیروت: دارالکتب الاسلامی، 1412ق (مترجم).«یَعْطِفُ الْهَوی عَلَی الْهُدی، إِذا عَطَفُوا الْهُدی عَلَی الْهَوی، وَ یَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَی الْقُرْآنِ، إِذا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْیِ».وَ مِنْها: «حَتّی تَقُومَ الْحَرْبُ بِکُمْ عَلی ساقٍ بادِیاً نَواجِذُها مَمْلُوئَةً أخْلافُها، حُلْواً رَضاعُها، عَلْقَماً عاقِبَتُها.أَلا وَ فی غَدٍ وَ سَیَأْتی غَدٌ بِما لا تَعْرِفُونَ: یَأْخُذُ الْوالی مِنْ غَیْرِها عُمَّالَها عَلی مُساویءِ أَعْمالِها، وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَقالیذَ کَبِدِها، وَ تُلْقی إِلَیْهِ سِلْماً مَقالیدَها، فَیُریکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السّیرَةِ، وَ یُحْیی مَیِّتَ الْکِتابِ وَ السُنَّةِ». [295] .«هوای [نفس] را به سوی هدایت برَد، در آن‌گاه که هدایت را به سوی هوای [نفس]برده‌اند، و رأی را به کتاب خدا باز می‌گرداند، زمانی‌که قرآن را به سوی رأی برده باشند».و از این [خطبه] است:«تا آن‌که جنگ، بر شما روی آورد، به گونه‌ای که دندان‌هایش را بنمایاند، پستان‌هایش پُر شیر است و نوشیدنش دل‌پذیر، ولی عاقبتی تلخ را در پی است.بدانید که فردا است که رُخ دهد، و فردایی با آن‌چه که نمی‌دانیدش به زودی بیاید؛ حکم‌روایی از غیر از خاندان فرمان‌روایان بیاید، و کارگزاران آنان را به خاطر بدی کردارشان، بازخواست کند، زمین، پاره‌های جگرش را برای او بیرون ریزد، و کلیدهایش را - از روی دوستی - بدو دهد، آن‌گاه شیوه دادگستری را بر شما بنماید، و آن‌چه از کتاب و سنّت را که مُرده است، حیات بخشد».و در حاشیه نسخه‌ای از نهج البلاغه که در سال 499 هجری قمری توسّط حسین بن حسن بن حسین مؤدّب - از بزرگان نزدیک به زمانه شریف رضی، گردآورنده نهج البلاغه - کتابت شده است، این چنین نگاشته‌اند:«اَلْوالیّ هُوَ الْمَهْدیّعلیه السلام»؛ [296] .«والی، همان حضرت مهدی‌علیه السلام است».و ابن ابی‌الحدید در شرح نهج البلاغه می‌نویسد: «این، اشارت است بر امامی که خداوند وی را در آخرالزّمان می‌آفریند، و همو است که در اخبار و آثار، بدو وعده داده‌اند...». [297] .

نیایش

صحیفه سجّادیّه، دعای روز عرفه، ص47.«اَللَّهُمَّ إِنَّکَ أَیَّدْتَ دینَکَ فی کُلِّ أَوانٍ بِإِمامٍ أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعِبادِکَ، وَ مَناراً فی بِلادِکَ بَعْدَ أَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِکَ، وَ جَعَلْتَهُ الذَّریعَةَ إِلی رِضْوانِکَ، وَ افْتَرَضْتَ طاعَتَهُ، وَ حَذَّرْتَ مَعْصِیَتَهُ، وَ أَمَرْتَ بِامْتِثالِ أَوامِرِهِ، وَ الْإِنْتِهاءِ عِنْدَ نَهْیِهِ، وَ أَلّا یَتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ، وَ لا یَتَأَخَّرَ عَنْهُ مُتَأَخِّرٌ، فَهُوَ عِصْمَةُ اللّائِذینَ، وَ کَهْفُ الْمُؤْمِنینَ، وَ عُرْوَةُ الْمُتَمَسِّکینَ، وَ بَهاءُ الْعالَمینَ.اَللَّهُمَّ فَأَوْزِعْ لِوَلِیِّکَ، شُکْرَ ما أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیْهِ، وَ أَوْزِعْنا مِثْلَهُ فیهِ، وَ آتِهِ مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً، وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً یَسیراً، وَ أَعِنْهُ بِرُکْنِکَ الْأَعَزِّ، وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ، وَ قَوِّ عَضُدَهُ، وَ راعِهِ بِعَیْنِکَ، وَ احْمِهِ بِحِفْظِکَ، وَ انْصُرْهُ بِمَلائِکَتِکَ، وَ امْدُدْهُ بِجُنْدِکَ الْأَغْلَبِ.وَ أَقِمْ بِهِ کِتابَکَ وَ حُدُودَکَ، وَ شَرائِعَکَ وَ سُنَنَ رَسُولِکَ - صَلَواتُکَ اللَّهُمَّ عَلَیْهِ وَ آلِهِ -، وَ أَحْیِ بِهِ ما أَماتَهُ الظَّالِمُونَ مِنْ مَعالِمِ دینِکَ، وَ اجْلُ بِهِ صَداءَ الْجَوْرِ عَنْ طَریقَتِکَ، وَ اَبِنْ بِهِ الضَّرَّاءَ مِنْ سَبیلِکَ، وَ أَزِلْ بِهِ النَّاکِبینَ عَنْ صِراطِکَ، وَ امْحَقْ بِهِ بُغاةَ قَصْدِکَ عِوَجاً.وَ ألِنُ جانِبَهُ لِأَوْلِیائِکَ، وَ ابْسُطْ یَدَهُ عَلی أَعْدائِکَ، وَ هَبْ لَنا رَأْفَتَهُ، وَ رَحْمَتَهُ، وَ تَعَطُّفَهُ، وَ تَحَنُّنَهُ؛ وَ اجْعَلْنا لَهُ سامِعینَ مُطیعینَ، وَ فی رِضاهُ ساعینَ، وَ إِلی نُصْرَتِهِ وَ الْمُدافَعَةِ عَنْهُ مُکْنِفینَ، وَ إِلَیْکَ وَ إِلی رَسُولِکَ - صَلَواتکَ اللَّهُمَّ عَلَیْهِ وَ آلِهِ - بِذلِکَ مُتَقَرِّبینَ».خدایا! تو در هر زمانی، دینت را به دست رهبری برپاداشتی، او را نشانه‌ای برای بندگانت افراشتی، و چون مشعلی فروزان در شهرهایت داشتی؛ پس از آن‌که رشته او را به رشته خویش پیوند زدی، وی را سبب دست‌یابی به رضای خویش گرداندی، طاعتش بر همگان واجب فرمودی، از نافرمانی‌اش بیم دادی، به اطاعت از اوامرش، بازایستادن از نواهی‌اش، پیشی نجستن بر او، و واپس نماندن از او، فرمان دادی؛پس او پناه‌گاه پناه‌جویان، ملجأ ایمانیان، دستاویز چنگ‌زنندگان و جمال جهانیان است.خداوندا! ولیّ خویش را به سپاس از آن‌چه بر او انعام کردی، و ما را به شکر نعمت [وجود رهبر بر حقّ] الهام کن، و از نزد خویش، قدرتی یاری‌دهنده را بر او ارزانی دار، [دریچه‌های] کامیابی را - به آسانی - بر او بگشا، او را به نیرومندترین تکیه‌گاه خویش مدد رسان، پشت‌گرمش ساز، بازویش را توان ده، به دیده لطفت مراقبت نما، به حفظ خویش حمایت فرما، با فرشتگانت یاری‌اش رسان، و به نیرومندترین سپاهت مدد بخشان.کتاب و حدود و شرایعت، و سنّت‌های پیغامبرت را - که صلوات بر او و خاندانش باد - به دست او برپا دار، و به وسیله او، آن‌چه از نشانه‌های آیینت را که اهل تجاوز میرانده‌اند، حیات بخش، از برکت وجودش زنگار ستم از طریقت خود بزدا، ناهمواری راه خویش برطرف فرما، به دست او آنانی‌که انحراف از راهت گزیده‌اند را از راه بردار، و آنان‌که آهنگ ایجاد ناراستی کنند را از عرصه حیات، ریشه کن فرما.دل او را در حقّ دوستانش نرم، و دستش را بر دشمنانش گشوده ساز؛ رأفت، رحمت، عطوفت و مهربانی‌اش بر ما ارزانی دار، و ما را شنونده [فرمانش]، اطاعت کننده حضرتش، و پوینده راه خشنودی‌اش قرار ده، و در یاری و دفاع از او مددکارمان باش، این‌گونه است که به تو و پیغامبرت - که درودِ تو بر او و خاندانش باد - تقرّب جوییم.

پاورقی


[1] تهرانی، آقابزرگ، ذریعه، ذیل «اربعون حدیثاً»: ج1، صص434 - 409؛ ذیل «رسالة فی اربعین حدیث»: ج11، صص53 - 50؛ ذیل «چهل حدیث»: ج5، صص315 - 314؛ ذیل «شرح اربعین حدیثاً»: ج13، صص70 - 69.
[2] سمیعی، کیوان، زندگانی سردار کابلی، ص135.
[3] عطیّه، محی‌الدّین و دیگران، دلیل مؤلّفات حدیث الشّریف، ج2، ص659 و...؛ حاجی خلیفه، عبداللّه قسطنطنی رومی، کشف الظّنون، ج1، صص61 - 52 5؛ ج2، ص1569 و....
[4] مجلسی، محمّدباقر، مرآةالعقول، ج1، ص34.
[5] مازندرانی، محمّدصالح، شرح کافی، ج2، ص228؛ مجلسی به «مُستفیض» بودن (الاربعین، ص10؛ تهرانی، آقابزرگ، ذریعه، ج1، ص409) ؛ شیخ‌بهایی به دو وجه مشهور و متواتر (اربعین، ص41) و فیض کاشانی به هر سه وجه قائل شده است (تهرانی، همان، ج1، ص424) .
[6] ماحوزی بحرانی، سلیمان بن عبداللّه، اربعون حدیثاً، ص26؛ میرغفّاری آذرشهری، علی، اربعین حسینیّه، ج1، ص6؛ مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، ج2، صص156 - 153؛ صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، ثواب الاعمال،صص300،134؛ همو، خصال، ص42؛ همو، عیون اخبار الرّضا، ج2، ص36؛ بحرانی، عبداللّه، عوالم العلوم، ج3، صص469 - 465؛ فیض کاشانی، محمّدمحسن بن مرتضی، وافی، ج1، ص136؛ قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّة، ج2، ص271.
[7] ابن‌عدیم، عمر بن احمد، بغیة الطّلب، ج3، ص1358؛ ابن‌عبدالبرّ، یوسف، جامع بیان العلم و فضله، ج1، صص53 - 51؛ اصفهانی، ابونُعیم، ذکر اخبار اصبهان، ج1، صص201 و 206؛ حاجی خلیفه، عبداللّه قسطنطنی رومی، کشف الظّنون، ج2، ص1036؛ متّقی هندی، علیّ بن حسام‌الدّین، کنزالعمّال، ج10، ص225 و....
[8] نووی، شرف‌الدّین، اربعین النّوویة، ص4؛ خواجویی، محمّداسماعیل، اربعون حدیثاً، ص6؛ هم‌چنین: مناوی، محمّد عبدالرّؤوف، فیض القدیر، ج1، ص56؛ ج6، صص158،155،54؛ حلبی، برهان‌الدّین، کشف الحثیث، صص200،186،167 - 166؛ حاجی خلیفه، عبداللّه قسطنطنی رومی، کشف الظّنون، ج1، ص52.
[9] آگاهی جامعی از این عدد را بنگرید در: علی‌زاد، محبوب، اربعین در روایات اسلامی؛ تقوی، رضا، اربعین در فرهنگ اسلامی؛ آشتیانی، محسن، اسرار عدد چهل؛ بحرالعلوم، رساله سیر و سلوک، صص37 - 30؛ نمازی شاهرودی، علی، مستدرک سفینة البحار، ج4، صص65 - 63؛ هم‌چنین گویا همه روایاتی که در این‌باره وارد آمده در: ترشیزی، حبیب‌اللّه، اربعونیّات گردآوری شده است (تهرانی، آقابزرگ، ذریعه، ج1، ص436) . [
[10] شهید اوّل، شمس‌الدّین محمّد مکّی، اربعون حدیثاً، ص17؛ نیز با توجّه به حدیث «من ترک بعد موته...».
[11] امین، نصرت، اربعین هاشمیّه، ص8؛ مناوی، محمّد عبدالرّؤوف، فیض القدیر، ج6، ص155؛ غفّار، عبداللّه الرّسول عبدالحسن، الکلینی و الکافی، صص17 - 15.
[12] بکری، حسن، کتاب الاربعین حدیثاً، ص24؛ مزی، ابوحجّاج یوسف بن زکی، تهذیب الکمال، ج9، ص62؛ ابن‌سعد ابوعبداللّه محمّد، الطّبقات الکبری، ج7، ص370؛ ابن‌جوزی، عبدالرّحمان بن علی، العلل المتناهیه، ج1، ص128؛ هم‌چنین بنگرید به: کتانی، عبدالحیّ، فهرس الفهارس و الاثبات.
[13]، 1989م.
[14] جامی، نورالدّین عبدالرّحمان، اربعین، ص9.
[15] برای نمونه: اربعین علیّ بن فضل در فضائل دعا و دعاکننده؛ اربعین عبدالرّحمان سلّمی در اخلاق صوفیّه و کردار صوفیانه. در دایرةالمعارف تشیّع ذیل «اربعون حدیثاً» (ج2، صص53 - 52) و ذیل «اربعین» (ج2، صص54 - 53) ؛ دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ذیل «اربعین» (ج7، صص431 - 430) نیز می‌توان به مواردی دست یافت.
[16] حسینی دمشقی، ابوالمحاسن محمّد بن علی، ذیل تذکرة الحفّاظ، ص4.
[17] ذهبی، شمس‌الدّین محمّد بن احمد، سیر اعلام النّبلاء، ج23، ص328.
[18] خوانساری اصفهانی، محمّدباقر، روضات الجنّات، ج2، ص66؛ رودانی، محمّد بن سلیمان، صلة الخلف لموصول السّلف، ص76.
[19] نسخه خطّی دارالکتب ظاهریّه دمشق، شماره 1040.
[20] نسخه خطّی کتابخانه آیت‌اللّه مرعشی (فهرست، ج3، صص24 - 23) ؛ نیز بنگرید: بغدادی، اسماعیل‌پاشا، ایضاح المکنون، ج2، ص265؛ ذیل بروکلمان، ج1، ص708؛ فصل‌نامه تراثنا، ش1، ص21؛ منتجب‌الدّین، علیّ بن بابویه رازی، الفهرست، ص157؛ تبریزی، علی، مرآت الکتب، ج1، صص24 - 23.
[21] فهرست و گزارشی اجمالی برخی از آن‌ها را بنگرید در: فصل‌نامه علوم حدیث، ش18، صص172 - 157 و دوماه‌نامه آیینه پژوهش، ش66، صص191 - 185.
[22] شوشتری، اربعون حدیثاً، ص7؛ تهرانی، آقابزرگ، ذریعه، ج1، ص410؛ قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّة و....
[23] نام آن را «رسالةٌ فی...»، «اربعون حدیثاً فی المهدی» و «اربعون حدیثاً فی شأن المهدی» نیز ثبت کرده‌اند که - ظاهراً - تسامحی بیش نیست.
[24] ج2، صص84 - 44.
[25] مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، ج51، صص85 - 78.
[26] ج2، صص85 - 57؛ با اضافات بر مصادر ابونُعیم.
[27] صص701 - 699.
[28] صص725 - 717.
[29] ج3، صص275 - 267؛ در بسیاری مواضع دیگر نیز از آن یاد کرده است.
[30] چاپ اوّل (سنگی)، ج2، ص718؛ هم‌چنین بنگرید: چاپ دوم، ج7، صص21 - 8.
[31] ابن‌طاووس، علیّ بن موسی، طرائف، ص181.
[32] ص207.
[33] ج3، صص181 - 180.
[34] ابن‌طاووس، علیّ بن موسی، طرائف، صص220،183 - 179 و 261؛ هم‌چنین: همو، صراط، ج2، ص220.
[35] در: خوانساری اصفهانی، محمّدباقر، روضات الجنّات هر دو نگارش، یکی دانسته شده‌اند (ج1، صص273 - 272) .
[36] المعجم فی اصحاب القاضی ابی‌علی الصّدفی، ص295.
[37] متن منقول در نامه دانشوران ناصری بر اساس همین نسخه است.
[38] بنگرید به: نصیری امینی، فخرالدّین، گنجینه خطوط.
[39] ص169 (مندرج در: مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، ج104) .
[40] صص166،136،44.
[41] ج2، صص326 - 325.
[42] ص439.
[43] بنگرید: فصل‌نامه تراثنا، ش1، ص19.
[44] گزارش‌هایی از کفایة المهتدی را بنگرید در: تهرانی، آقابزرگ، ذریعه، ج1، ص389؛ ج9، صص1221 - 1220؛ ج10، ص62؛ ج11، صص339،96؛ ج12، ص6؛ ج16، صص156،82،78؛ ج18، صص102 - 101؛ ج24، ص182؛ ج26، ص236 و نقل‌هایی از آن را در: نوری، حسین، جنّةالمأوی؛ همو، نجم ثاقب؛ بغدادی، احمد بن درویش، رسالةٌ فی الغیبه و حاشیه کشف الحقّ خاتون‌آبادی.
[45] در این تصحیح نیز متن کامل کفایة المهتدی به چاپ نخواهد رسید!.
[46] بررسی نسبتاً دقیقی از کفایة المهتدی، اندیشه‌های میرلوحی و اوضاع زمانه او را بنگرید در: The shadow of God and The Hidden Imam: Religion, Political Order and Societal Change in Shi’it Iran form The begining to 1890: Said Amir, Arjomand, Chicago, 1984, p 182....
[47] شیرازی، ابن‌یوسف، فهرست مجلس، ج3، صص62 - 60.
[48] فصل‌نامه میراث شهاب، ش32، ص22.
[49] دانش‌پژوه، محمّدتقی و علی‌نقی منزوی. فهرست نسخه‌های خطّی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ج5، ص1497.
[50] فهرست الهیّات، ج2، صص257 - 256.
[51] قیرخ: چهل.
[52] متن عربی روایات در صفحات زوج، و ترجمه ترکی در صفحات فرد.
[53] ناگفته نماند که دست کم، 142 آیه از قرآن حکیم به حضرت مهدی (عج) تعبیر شده است.
[54] مهدی‌پور، علی‌اکبر، کتاب‌نامه امام مهدی، ج1، ص286.
[55] همان، همان‌جا.
[56] ش22، ص221.
[57] ش3، ص81.
[58] ص118.
[59] ج1، ص74، ش126.
[60] ص15.
[61] ج1، صص212 - 211.
[62] ج10، ص225.
[63] مجموعاً در 95 مورد.
[64] کَلامکُمْ نُور، وَ اَمْرکُم رُشْد.
[65] چاپ اوّل پاییز 1382ش؛ چاپ دوم تابستان 1383ش.
[66] مجموعاً 59 مورد؛ چیزی در حدود یک سوم ارجاعات مؤلّف، و یک چهارم کلّ تعلیقات دو فصل موجود.
[67] مجموعاً 14 مورد.
[68] نجاشی، ابوالعبّاس احمد بن علی، رجال، ص306.
[69] همان، ص253.
[70] در الفهرست چاپ اسپرینگر: «قمی» ضبط شده است (مترجم).
[71] طوسی، محمّد بن حسن، الفهرست، ص146.
[72] نجاشی، همان، ص254.
[73] همان، ص254.
[74] همان، ص36.
[75] طوسی، همان، ص119.
[76] ذهبی، شمس‌الدّین محمّد بن احمد، میزان الاعتدال، ج2، ص16.
[77] تهرانی، آقابزرگ، ذریعه، ج1، ص352.
[78] ابن‌ندیم، محمّد بن اسحاق، الفهرست، ص168.
[79] حموی رومی، یاقوت بن عبداللّه، معجم الادباء، ج18، ص81.
[80] البیان فی اخبار صاحب الزّمان، مقدّمه، ص70.
[81] ترجمه همین کتاب اکنون در دست شما است (مترجم).
[82] آن‌ها را در رساله طریق الوصول الی اخبار آل الرّسول یاد کرده‌ام.
[83] یعنی: امام عسکری - علیه السّلام -.
[84] نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، ص96.
[85] همان، ص108.
[86] مقصود، همچون روز اوّل شدن، و روی آوردن مردمان آخرالزّمان به اوّل‌الزّمان و دین ناب محمّدی به دور از پیرایه‌های خلایق است (مترجم).
[87] اشعری قمی، سعد بن عبداللّه، المقالات و الفرق، ص102.
[88] همان، ص103.
[89] با عنوان «موالید الائمّه» نیز آن را شناسانیده‌اند (مترجم).
[90] یعنی: امام عسکری - علیه السّلام - (مترجم).
[91] کاتب بغدادی، ابوبکر محمّد بن احمد، تاریخ الائمّه، ص15.
[92] همان، ص22.
[93] یعنی: امام عسکری - علیه السّلام - (مترجم).
[94] کاتب بغدادی، همان، ص26.
[95] همان، ص29.
[96] همان، ص30.
[97] همان، ص32.
[98] همان، ص34.
[99] کلینی، محمّد بن یعقوب، کافی، ج1، ص514. [
[100] اشاره است به: «... و دین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّه و لو کره المشرکون»، سوره توبه (9) ، آیه 33 و سوره صفّ (61) ، آیه 9 (مترجم).
[101] اشاره است به آیه پیشین (مترجم).
[102] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، اعتقادات، ص98.
[103] مفید، محمّد بن محمّد بن نعمان، ارشاد، ص316 تا پایان کتاب.
[104] درباره آن بنگرید به حدیث چهلم از کتاب حاضر.
[105] در: تهرانی، آقابزرگ، ذریعه، ج22، ص122 ذکری از آن رفته است.
[106] در: همان، ج13، ص8 ذکری از آن رفته است.
[107] در همان، ج16، ص82 یادی از آن به میان آمده، و در: شریف مرتضی، علیّ بن حسین، رسائل، ج2، صص298 - 291 به چاپ رسیده است.
[108] شریف مرتضی، علیّ بن حسین، رسائل، ج2، ص293.
[109] حلبی، تقی‌الدّین ابوصلاح، تقریب المعارف، صص215 - 171.
[110] طوسی، محمّد بن حسن، الرّسائل العشر، ص98.
[111] طبرسی، فضل بن حسن، تاج الموالید، ص60 تا پایان کتاب.
[112] بغدادی، عبداللّه بن احمد، تاریخ موالید الائمّه و وفیاتهم، صص202 - 200.
[113] ابن‌طاووس، علیّ بن موسی، طرائف، ص175.
[114] این کتاب ارزشمند - که متأسّفانه تا کنون قدرش به کلّی ناشناخته مانده - توسّط این حقیر، ترجمه و تصحیح شده، و با کیفیتی متفاوت از چاپ‌های پیشین، آماده انتشار است (مترجم).
[115] حلّی، حسن بن یوسف، المستجاد، ص231 تا پایان کتاب.
[116] عاملی، حسین بن عبدالصّمد، وصول الاخیار الی اصول الاخبار، ص44.
[117] آنانی‌که مسائل دینی و روایاتمان را از ایشان نقل کردیم.
[118] نگاشته ابوالحسین رزین بن معاویة بن عمّار عبدری سرقسطی اندلسی است (مترجم).
[119] عاملی، همان، ص61.
[120] شیخ بهایی محمّد بن حسین، توضیح المقاصد، ص579.
[121] فیض کاشانی، محمّدمحسن بن مرتضی، علم الیقین، ج2، صص820 - 771.
[122] امین عاملی، محسن، اعیان الشّیعه، ج2، صص84 - 44.
[123] آل کاشف‌الغطاء، محمّدحسین، اصل الشّیعة و اصولها، ص136.
[124] مظفّر، محمّدرضا، عقائد الامامیّه، ص77.
[125] چاپ جدید و آخرین ویرایش این کتاب با اضافات فراوان و سودمند در سه جلد منتشر شده است (مترجم).
[126] مجموعاً شصت و هفت متن تاریخی، حدیثی و کلامی اختصاصی و یا ضمنی پیرامون حضرت مهدی در این کتاب درج شده است (مترجم).
[127] برای دست‌یابی به نمونه‌های بیشتر بنگرید به: تجلیل تبریزی، ابوطالب، من هو المهدی، صص68 - 62.
[128] ظاهراً نام صحیح آن: فرائد فوائد الفکر فی الامام المهدیّ المنتظر است (زرکلی، خیرالدّین، اعلام، ج7، ص203؛ فصل‌نامه تراثنا، ش17، صص109 - 108) ؛ کتاب مرآة الفکر فی المهدیّ المنتظر نیز از همو است (مترجم).
[129] ابن ابی‌الحدید، ابوحامد بن هبةاللّه معتزلی، شرح نهج‌البلاغه، ج2، ص535.
[130] حاشیه صحیح ترمذی، ج2، ص46.
[131] صبان، محمّد بن علی، اسعاف الرّاغبین، باب دوم، ص140.
[132] شبلنجی، مؤمن بن حسن، نورالابصار، ص155.
[133] ابن‌حجر، شهاب‌الدّین احمد، الصّواعق المحرقه، ص99.
[134] برزنگی، محمّد بن عبدالرّسول، الاشاعة فی اشراط السّاعة، ص88 (مترجم).
[135] دحلان، احمد بن زینی، الفتوحات الاسلامیّة،ج2، ص211.
[136] سوَیدی بغدادی، محمّدامین، سبائک الذّهب، ج4، ص78.
[137] گنجی شافعی، محمّد بن یوسف، البیان فی اخبار صاحب الزّمان، ص124.
[138] نام آن، چنین است: «فتاوی علماء العرب من اهل المکّة المشرّفة فی شأن المهدیّ الموعود فی آخرالزّمان» (مترجم).
[139].
[140] تفتازانی، مسعود بن عمر، مقاصدالطّالبین، حاشیه شرح المقاصد، ج2، ص307.
[141] جزری دمشقی شافعی، شمس‌الدّین‌محمّد، اسمی المناقب فی تهذیب اسنی المطالب، صص168 - 163.
[142] ابن‌خلدون مغربی، عبدالرّحمان، مقدّمة ابن‌خلدون، ص260.
[143] کلینی، محمّد بن یعقوب، کافی، ج1، ص527.
[144] نعمانی، ابن ابی‌زینب، الغیبة، ص29.
[145] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص308.
[146] همو، عیون اخبار الرّضا علیه السّلام، ج1، ص41.
[147] مفید، محمّد بن محمّد بن نعمان، اختصاص، ص210.
[148] حلبی، تقی‌الدّین ابوصلاح، تقریب المعارف، ص178.
[149] طوسی، محمّد بن حسن، الغیبة، ص93.
[150] همو، امالی، ص291، ش566.
[151] طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ص225.
[152] طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج1، ص67.
[153] دیلمی، حسن بن ابوالحسن، ارشاد القلوب، ج2، ص290.
[154] مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، ج9، ص120 به بعد از چاپ کمپانی.
[155] امین عاملی، محسن، اعیان الشّیعه، ج2، ص55.
[156] صافی، لطف‌اللّه، منتخب الاثر، ص133.
[157] ظاهراً مقصود از «عبد صالح»، ذوالقرنین باشد (مترجم).
[158] مقصود، هارون‌الرّشید است (مترجم).
[159] أولئک علیهم صلوات من ربّهم و رحمة...»، سوره بقره (2) ، آیه 157 (مترجم).
[160] کلینی، محمّد بن یعقوب، کافی، ج1، صص528 - 527.
[161] مذکور در: مهدوی، مصلح‌الدّین، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج2، ص287.
[162] دیگران نیز رسالاتی درباره حدیث لوح به نگارش درآورده‌اند؛ از جمله: صفاخواه، محمّدحسین و عبدالحسین طالعی، بررسی تحلیلی و اسنادی حدیث لوح، تهران: میقات، چاپ اوّل 1378ش؛ امامت کاشانی، عزیزاللّه، حدیث لوح، چاپ دوم 1413ق، قم: چاپخانه علمیّه؛ لباف، علی، حدیث لوح ائمّه هدی در لوح فاطمه زهرا، تهران: جلی، 1375ش (مترجم).
[163] آیت‌اللّه هاشمی - عضو مجلس خبرگان رهبری - در سال 1330ق در طالخونچه پا به جهان نهاد، و در شام‌گاه پنج‌شنبه 18/ 6/ 1378 خورشیدی در مشهد مقدّس به دیدار حقّ شتافت، و در مقبره علّامه مجلسی در جنب مسجد جامع عتیق اصفهان، روی در نقاب خاک کشید (مترجم).
[164] شن» به معنای «ضعف» است.
[165] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، صص253 - 252.
[166] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، همان، صص259 - 258.
[167] اشاره است به: «... و ما أنا بظلّام للعبید»، سوره ق (50) ، آیه 29 (مترجم).
[168] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص304.
[169] اشاره به: «کتب فی قلوبهم الایمان و ایّدهم بروح منه»، سوره مجادله (58) ، آیه 22 (مترجم).
[170] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، همان، ص316.
[171] کنایه از همگی اشیای موجود در جهان است (مترجم).
[172] مقصود، حضرت فاطمه - علیها السلام - هستند (مترجم).
[173] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص317.
[174] اشاره است به: «... یحیی الارض بعد موتها»، سوره روم (30) ، آیه 19 (مترجم).
[175] اشاره است به: «... و دین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّه و لو کره المشرکون»، سوره توبه (9) ، آیه 33 و سوره صفّ (61) ، آیه 9 (مترجم).
[176] اشاره است به: «... متی هذا الوعد ان کنتم صادقین»، سوره نحل (16) ، آیه 71؛ سوره سبأ (34) ، آیه 29؛ سوره یس (36) ، آیه 48؛ سوره مُلک (67) ، آیه 25 (مترجم).
[177] کنکر» لقب ابوخالد کابلی است.
[178] در برخی نسخه‌ها: «تشتدّ» آمده است.
[179] کذا، ظاهراً «سنانی» است.
[180] مقصود، امام هادی - علیه السّلام - هستند (مترجم).
[181] در برخی نسخه‌ها: «الزّنج» آمده است.
[182] در برخی نسخه‌ها: «ألا کنت أجمع علیه الاحابیش برکابه فکنت ألقاء بهم» آمده است. و مقصود از «احابیش» قریش است؛ زیرا آنان به خدا سوگند خوردند که بر دیگران چیره شوند تا هنگامی‌که شب‌ها ادامه دارد، و روزها پدید می‌شوند، و حبشی باقی باشد؛ «حبشی» به ضمّ حاء، سکون باء و تشدید یاء زیرین، کوهی است که در شش مایلی مکّه، و در پایین‌ترین نقطه آن قرار دارد؛ پس نام احابیش قریش را به خاطر نام این کوه، بر آنان نهاده بودند. ابن‌اسحاق می‌گوید: احابیش همان بنی‌هون بن خزیمه، و بنی‌حارث بن عبد مناة از کنانه، و بنی المصطلق از خُزاعه هستند، پس آنان، برای گردآمدنشان، احابیش نامیده شدند؛ پس «تحبیش» در کلام، به معنای «تجمیع» استعمال شد.
[183] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، صص321 - 319.
[184] در بعضی نسخه‌ها: «ابن‌سبانة» و در برخی: «ابن‌النسّابة» آمده است.
[185] صدوق، همان، صص321 - 319.
[186] شیخ صدوق این روایت را برای تأیید سخنش آورده است.
[187] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، صص328 - 327.
[188] مقصود آن است که او را می‌بینند، ولی نمی‌شناسند (مترجم).
[189] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، صص335 - 334.
[190] اشاره است به: «... و لو کره المشرکون»، سوره توبه (9) ، آیه 33 و سوره صفّ (61) ، آیه 9 (مترجم).
[191] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص361.
[192] سوره اعراف (7) ، آیه 187.
[193] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، صص376 - 361.
[194] قوهان معرّب کوهان و میان‌کوهان، روستایی است در نزدیکی نیشابور و به صورت دقیق‌تر در میان ابیورد و نسا که امروزه به کلات و درگز شناخته می‌شود، و از همان سال‌ها به جهت گذر دائمی کاروان‌ها از آن ناحیه، کوهستانی بودن منطقه، و واقع شدن آن در ادامه رشته کوه‌های هزارمسجد، و دارا بودن کمین‌گاه‌های فراوان و مُشرف بر گذرگاه اصلی، مکانی برای اختفای عیّاران، و مهاجران کُرد و شیعی‌مذهب بوده است (مترجم).
[195] سوره بقره (2) ، آیه 148.
[196] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، صص378 - 377.
[197] همان، ص383.
[198] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، صص385 - 384.
[199] اشاره است به: «کتب فی قلوبهم الایمان و ایّدهم بروح منه»، سوره مجادله (58) ، آیه 22 (مترجم).
[200] سوره احقاف (46) ، آیات 6 - 1.
[201] طوسی، محمّد بن حسن، الغیبة، صص176 - 174.
[202] اشاره است به: «و حسبنا اللّه و نعم الوکیل»، سوره آل‌عمران (3) ، آیه 173 (مترجم).
[203] صافی، لطف‌اللّه، منتخب الاثر، ص188، به نقل از: قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّة، ص494.
[204] صافی، لطف‌اللّه، منتخب الاثر، ص191، به نقل از: حاکم نیشابوری، محمّد بن عبداللّه، المستدرک علی الصّحیحین، ج4، ص557؛ این حدیث را صاحب البیان فی اخبار صاحب الزّمان از: سنن ابن‌ماجه و سنن ابوداوود نقل کرده، و گفته است: این روایت، حسن و صحیح است (گنجی شافعی، محمّد بن یوسف، البیان فی اخبار صاحب الزّمان، صص93 - 92) .
[205] در متن به چهار ویژگی اشاره شده است (مترجم).
[206] مقصود، جعفر طیّار است (مترجم).
[207] در این‌جا سخن شریف مرتضی به پایان می‌رسد (مترجم).
[208] قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّة، ص436.
[209] صافی، لطف‌اللّه، منتخب الاثر، صص196 - 195.
[210] صافی، همان، ص203، به نقل از: خزّاز قمی، علیّ بن محمّد، کفایة الاثر.
[211] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص410.
[212] حرّ عاملی، محمّد بن حسن، اثبات الهداة، ج7، ص139، شماره 685.
[213] اشاره است به: «... و لو کره المشرکون»، سوره توبه (9) ، آیه 33 و سوره صفّ (61) ، آیه 9 (مترجم).
[214] این حدیث در: گنجی شافعی، محمّد بن یوسف، البیان فی اخبار صاحب الزّمان به امام حسین نسبت داده شده، در حالی‌که در دیگر مجموعه‌های روایی، به نقل از امام صادق، و در سند موجود در منابع کهن‌تر، تنها «ابی‌عبداللّه» آمده است. به طور کلّی این اشتباه و خلط میان احادیث امام حسین و امام صادق در بسیاری از متون اهل سنّت به چشم می‌آید! از طرفی در تمامی مجموعه‌های روایی شیعه، مقصود از ذکر «ابی‌عبداللّه» حضرت صادق هستند، مگر آن‌که به نام امام حسین تصریح گردد (مترجم).
[215] صافی، لطف‌اللّه، منتخب الاثر، ص253، به نقل از: متّقی هندی، علیّ بن حسام‌الدّین، البرهان فی علامات مهدی آخر الزّمان.
[216] یفتر به معنای خروج با فترت و ضعف است.
[217] و نقیض ماضی و گذشته است. «غوابر» و «بواقی» در قبال «دوارج» و «سوالف» به منزله مستثنی منه است. در برخی از نسخه‌ها و بحارالانوار به «العَوائر» و «النّراقی» تصحیف شده، و علّامه مجلسی - رحمهُ اللّه - در توجیه آن، تکلّف کرده، و حاصل معنی را این‌که: «بلایای پیشین ساکن نمی‌گردد، مگر آن‌که در عوض آن‌ها امور سخت‌تری از آینده برسد» به دست داده است.
[218] الغائل» به معنای کُشنده، و «الغوائل» به معنای «الدّواهی» است.
[219] سمت لهم» به معنای فراهم‌آمدن مقدّمه سخن و اظهارنظر است.
[220] استنزف الدّمع» به معنای «استنزله» و یا خارج کردن تمامی اشک است.
[221] زفر الرّجل» به معنای خارج کردن نفَس، تنها با کشش بازدم و «الزّفرة» به معنای تنفّس و دم و بازدم عمیق و با کشش است.
[222] ویل» به معنای شگفتی وارد شده است؛ابن‌اثیر جزری، مجدالدّین، النّهایة.
[223] سوره اسراء (17) ، آیه 13.
[224] در برخی نسخه‌ها: «و شرّفنا».
[225] در برخی نسخه‌ها: «زوال ملکهم الأمراء...» آمده است.
[226] در برخی نسخه‌ها: «فی قتل أهل بیت رسول اللّه - صلّی اللّه علیه و آله -» آمده است.
[227] سوره نساء (4) ، آیه 157.
[228] شدن آن است.
[229] در برخی نسخه‌ها: «الشّرک» آمده است.
[230] به معنای آشکار شدن آن، و در بعضی نسخه‌ها: «شیوخ الضّلالة»، و در برخی نسخه‌ها: «شبوح الضّلالة» آمده است، و شاید که «شیوع الضّلالة» صحیح باشد.
[231] به معنای سوارشدن آنان بر مُلک، و در بعضی نسخه‌ها: «تنسموا» از تنسُّم و وزیدن نسیم یا احساس کردن و بوییدن آن؛ و در برخی نسخه‌ها: «تنسموا مِن الملک» آمده است.
[232] نشقه - بر وزن فرحه - به معنای بوی آن.
[233] در بعضی نسخه‌ها: «مرائر نفاقهم» و در برخی نسخه‌ها: «مِن أثر نفاقهم».
[234] در برخی نسخه‌ها: «تأیّد» آمده است.
[235] اقتباس از سوره هود (11) ، آیه 40. در آیه شریفه «و اصنع» آمده است.
[236] برگرفته از سوره نور (24) ، آیه 55: «وعد اللّه الّذین آمنوا منکم و عمل الصّالحات لیستخلفنّهم فی الارض کما استخلف الّذین من قبلهم و لیمکّننّ لهم دینهم الّذی ارتضی لهم و لیبدّلنهم من بعد خوفهم امناً یعبدوننی لا یشرکون بی شیئاً و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون»، (مترجم).
[237].
[238] در برخی نسخه‌ها: «الأمر» آمده است.
[239] سوره یوسف (12) ، آیه 110.
[240] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، صص358 - 352.
[241] برای آگاهی از ویژگی‌های آن بنگرید به: ابن‌خلدون مغربی، عبدالرّحمان، مقدّمة ابن‌خلدون، صص326 و 334 و 338؛ حاجی خلیفه، عبداللّه قسطنطنی رومی، کشف الظّنون، ج1، صص577 و 591؛ اربلی، علیّ بن عیسی، کشف الغمّه، ج3، صص128 - 123؛ شریف جرجانی، علیّ بن محمّد، شرح مواقف، ج2، ص190 (مترجم).
[242] اشاره است به: «... و لو کره المشرکون»، سوره توبه (9) ، آیه 33 و سوره صفّ (61) ، آیه 9 (مترجم).
[243] سوره نور (24) ، آیه 55: «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده، و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده داده که در روی زمین، جانشین دیگرانشان کند - هم‌چنان‌که مردمانی که پیش از آن‌ها بودند را جانشین دیگران فرمود - و دینشان را که خود بر ایشان پسندیده است، استوار، و وحشتشان را به ایمنی بدل سازد؛ مرا پرستیده، و هیچ چیزی را با من شریک نمی‌کنند، و آنانی‌که از این پس، ناسپاسی کنند، فاسقان‌اند» (مترجم).
[244] اشاره است به: «لئلّا یکون للنّاس علی اللّه حجّة»، سوره نساء (4) ، آیه 165 (مترجم).
[245] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص481، ش11.
[246] همان، ص479، ش1.
[247] همان، ص481، ش7.
[248] همان، ص481، ش10.
[249] شریف مرتضی، علیّ بن حسین، رسائل، ج2، ص295.
[250] کراجکی، محمّد بن علی، کنزالفوائد، ج1، صص368 - 374؛ ج2، ص216.
[251] طوسی، محمّد بن حسن، الرّسائل العشر، ص98.
[252] همو، تلخیص الشّافی، ج1، ص80.
[253] همان، ج4، ص215.
[254] آل کاشف‌الغطاء، محمّدحسین، اصل الشّیعه و اصولها، ص140.
[255] علیاری تبریزی، علی، بهجة الآمال فی شرح زبدة المقال، ج7، ص626.
[256] صافی، لطف‌اللّه، منتخب الاثر، ص271، به نقل از: قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّة، ص477.
[257] شریف مرتضی، علیّ بن حسین، رسائل، ج2، ص297.
[258] سوره انفال (8) ، آیه 33 (مترجم).
[259] سوره اسراء (17) ، آیه 72 (مترجم).
[260] مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، ج52، صص94 - 92.
[261] کلینی، محمّد بن یعقوب، کافی، ج1، صص336 - 335.
[262] کلینی، محمّد بن یعقوب، کافی، ج1، صص335 - 333.
[263] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص645، ش6.
[264] کلینی، محمّد بن یعقوب، کافی، ج1، ص333.
[265] صدوق، همان، ص645، ش6.
[266] طوسی، محمّد بن حسن، الغیبة، ص152.
[267] مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، ج13، صص104 و 143 از چاپ امین‌الضّرب و ج52، صص77 - 1 از چاپ حروفی ایران.
[268] نوری، حسین، نجم ثاقب، ص152.
[269] نهاوندی، علی‌اکبر، العبقریّ الحسان، ج2، ص57.
[270] صافی، لطف‌اللّه، منتخب الاثر، ص412.
[271] در: تهرانی، آقابزرگ، ذریعه، ج3، ص326 یاد شده است.
[272] 1368؛ چاپ دوم 191،1376ص، وزیری (مترجم).
[273] در: تهرانی، همان، ج3، ص160.
[274] در: همان، ج3، ص65.
[275] در: همان، ج3، ص133.
[276] سوره انعام (6) ، آیه 158 (مترجم).
[277] سوره بقره (2) ، آیه 260 (مترجم).
[278] مقصود، عثمان بن سعید عمری، نخستین نایب خاصّ امام زمان است (مترجم).
[279] کلینی، محمّد بن یعقوب، کافی، ج1، ص329 (مترجم).
[280] مربوع به معنای قامت متوسّط است.
[281] مفید، محمّد بن محمّد بن نعمان، ارشاد، ج2، ص332.
[282] مقصود: پیامبر اکرم هستند (مترجم).
[283] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص322، ش4 و 5.
[284] همان، صص575 - 536.
[285] مفید، محمّد بن محمّد بن نعمان، الفصول العشرة فی الغیبة، صص27 - 22.
[286] شریف مرتضی، علیّ بن حسین، امالی، ج1، صص195 - 165.
[287] مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، ج13، صص77 - 59 از چاپ امین‌الضّرب و ج51، صص293 - 225 از چاپ حروفی ایران.
[288] کراجکی، محمّد بن علی، کنزالفوائد، ج2، ص114.
[289] طوسی، محمّد بن حسن، الغیبة، ص258.
[290] همو، الرّسائل العشر، ص99.
[291] سوره عنکبوت (29) ، آیه 14.
[292] بحرانی، میثم بن علی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص191.
[293] مقتطف نام مجلّه منتشره از سوی مؤسّسه انتشاراتی «مقتطف» است. این مؤسّسه را شاهین مکاریوس در 1876م در بیروت تأسیس و دکتریعقوب صروف (1927 - 1852) در 1888م آن را به مصر منتقل، و تا 1927م هفتاد شماره از آن را منتشر کرد؛ جرجی زیدان - پیش از تأسیس مجلّه الهلال - و سلامه موسی از نویسندگان پُرکار مقتطف بوده‌اند (مترجم).
[294] آل کاشف‌الغطاء، محمّدحسین، اصل الشّیعه و اصولها، ص138.
[295] مظفّر، محمّدرضا، عقائد الامامیّة، ص79.
[296] گنجی شافعی، محمّد بن یوسف، البیان فی اخبار صاحب الزّمان، ص148.
[297] سوره هود (11) ، آیه 86.
[298] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص331.
[299] اشاره است به: «... لیظهره علی الدّین کلّه و لو کره المشرکون»، سوره توبه (9) ، آیه 33 و سوره صفّ (61) ، آیه 9 (مترجم).
[300] مقصود از «عرفاء» در این‌جا جمع «عریف» به معنای عالم به چیزی است، و کسی که یارانش را می‌شناسد، و قیّمِ امر قوم، و نقیب است.
[301] در برخی نسخه‌ها: «شهادات الزّور» آمده است.
[302] جمع «قنیة» به معنای کنیزان خواننده.
[303] الوحا الوحا» یعنی بشتابید بشتابید، عجله کنید عجله کنید.
[304] در برخی نسخه‌ها: «یود احدهم» آمده است.
[305] در برخی نسخه‌ها: «سائد بن الصید» و در سنن ترمذی «ابن‌صیاد» آمده‌است.
[306] سوره انعام (6) ، آیه 158 (مترجم).
[307] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، صص528 - 525.
[308] اشاره است به شریفه: «أنا الّذی خلق فسوّی و قدّر فهدی - أنا ربّکم الأعلی»، سوره اعلی (87) ، آیات 3 - 2 (مترجم).
[309] گنجی شافعی، محمّد بن یوسف، البیان فی اخبار صاحب الزّمان، ص99؛ صافی، لطف‌اللّه، منتخب الاثر، ص304 به نقل از: ابن‌ماجه، ابوعبداللّه محمّد بن یزید، صحیح، ج2، ص270؛ هم‌چنین: متّقی هندی، علیّ بن حسام‌الدّین، کنزالعمّال، ش38657 و هیثمی، نورالدّین علیّ بن ابی‌بکر، مجمع الزّوائد، ج7، ص318.
[310] گنجی شافعی، محمّد بن یوسف، البیان فی اخبار صاحب الزّمان، ص100.
[311] در چاپ عربی: «کوفه» ثبت شده است (مترجم).
[312] یصیر، ظ.
[313] صافی، لطف‌اللّه، منتخب الاثر، ص443، به نقل از: مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، به نقل از: تاریخ قم.
[314] صدوق، محمّد بن علیّ بن حسین، کمال الدّین و تمام النّعمة، ص318؛ مضمون آن را احمد در مسند، ج1، ص99 بیان داشته است؛ به نقل از: حسینی جلالی، محمّدجواد، احادیث‌المهدی من «مسند احمد بن حنبل»، ص62؛ مصادر این روایت در کتاب‌های اهل سنّت را بنگرید در: تجلیل تبریزی، ابوطالب، من هو المهدی، صص83 - 70.
[315] صافی، لطف‌اللّه، منتخب الاثر، ص317؛ هم‌چنین مراجعه نمایید به: حسینی فیروزآبادی، مرتضی، فضائل الخمسة، ج3، صص402 - 401؛ گنجی شافعی، محمّد بن یوسف، البیان فی اخبار صاحب الزّمان، ج1، صص113 - 108؛ تجلیل تبریزی، ابوطالب، من هو المهدی، ص100.
[316] صافی، لطف‌اللّه، همان، ص317.
[317] همان، ص317.
[318] طوسی، محمّد بن حسن، الغیبة، ص276.
[319] در چاپ عربی: «یبایعیک» ثبت شده است (مترجم).
[320] مفید، محمّد بن محمّد بن نعمان، ارشاد، ص332.
[321] نهج البلاغه، خطبه 138.
[322] نهج البلاغه، ص114، تصویر نسخه خطّی قرن پنجم هجری قمری که در کتابخانه آیت‌اللّه العظمی مرعشی نگهداری می‌شود.
[323] ابن ابی‌الحدید، ابوحامد بن هبةاللّه معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج2، ص609، از چاپ بیروت و ج9، ص40 از چاپ مصر.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه