گلستان قرآن صفحه 98

صفحه 98

داشت، بر طبق معمول با حقایق آسمانی و موضوعات دینی چندان میانه ای نداشت و به موجب غروری که با خواندن فلسفه به او دست داده بود، به تعالیم مذهبی به دیده حقارت نگاه می کرد. اسحاق کندی آن چنان سرگرم کار کتاب «تناقضات قرآن» شده بود که به کلی از مردم کناره گرفته، پیوسته در منزل با اهتمام زیاد به آن می پرداخت.

روزی یکی از شاگردان او در سامرا به حضور امام حسن عسکری (علیه السّلام) شرفیاب شد. حضرت به وی فرمود: «در میان شما شاگردان اسحاق کندی، یک مرد رشید باشهامتی

پیدا نمی شود که این مرد را از کاری که پیش گرفته بازدارد؟»

شاگرد مزبور گفت: «ما چگونه در این خصوص به وی اعتراض

کنیم یا در مباحث علمی دیگر از وی ایراد بگیریم! او استاد بزرگ و نامداری است و ما توانایی گفتگو با او را نداریم.»

حضرت فرمود: «اگر من چیزی به تو بگویم، می توانی به او برسانی و درست به وی بفهمانی؟» گفت: «آری.» فرمود: «نزد استادت برو و با وی الفت بگیر و تا می توانی در اظهار ارادت و اخلاص و خدمتگزاری نسبت به او کوتاهی نکن؛ تا جایی که کاملاً موردنظر وی واقع شوی و او هم لطف و عنایت خاصی نسبت به تو پیدا کند. وقتی کاملاً باهم انس گرفتید، به وی بگو مسئله ای به نظرم رسیده است می خواهم آن را از شما بپرسم و آن سؤال این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه