2 از اینکه پیامبر گرامی(ص) با اضافه کردن کلمه «میته» به کلمه «جاهلیّه» مرگ بدون شناخت امام زمان هر زمانی را مرگ جاهلی توصیف کرده، معلوم می شود که این امام نه یک شخص عادی و
معمولی، بلکه همانند پیامبر برخوردار از عالی ترین درجه شخصیت همه جانبه علمی و عملی، و رابط بین خلق و خالق است که نشناختن آن عیناً بسان نشناختن پیامبر، موجب گمراهی خواهد بود.
اکنون کسانیکه بخواهند غیر از این نظریه را بپذیرند، برای ایشان بیش از دو راه وجود ندارد:
یا اصل حدیث را انکار نمایند؛ در صورتیکه این حدیث به شرحی که بعداً ایراد می گردد قابل تردید و انکار نیست؛
یا آنکه بگویند: مقصود هر امام و زمامداری است که با هر وسیله ای، هرچند با قهر و زور، با کودتا و خونریزی، و بالاخره با پشت کردن به قرآن و معیارهای اسلامی و انسانی روی کار آید.
بنابراین معاویه ها، یزیدها، مروان ها، عبدالملک ها، منصور دوانیقی ها، هارون ها، مأمون ها، متوکل ها، امام زمان های عصر خود بوده اند، که پیامبر(ص) نشناختن آنها را جاهلیّت گرائی و عامل گمراهی و حشر و نشر با مردم جاهلیّت اعلام کرده است؛
و هم اکنون شناختن زمامداران کشورها و مناطق مسلمان نشین را با ویژگی هائی که دارند، باید جهت شناخت اسلام و پیروی از احکام آن، جزء وظایف اسلامی دانست، و مرگ بدون شناخت آنان را مرگ جاهلی نامید.
و این پنداری است غلط، باطل، مغایر با روح اسلام، و مسخره آمیز، که هیچ انسان عاقل و آگاهی آن را نمی پذیرد.
بدین ترتیب و بر اساس نظر شیعه، پیامبر گرامی اسلام(ص) با ایراد این حدیث شریف، امامت افراد غیر معصوم و جایز الخطا در تبلیغ و اجراء احکام اسلام را نفی، و غیر قابل قبول و در آخر جاهلیت گرائی خوانده؛ و این بیان چیزی است
که شیعه در طول قرن ها به آن معتقد بوده است.[1]