- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- مقدمه 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- وحدت و اختلاف 1
- انواع اختلاف 2
- خلاصه مباحث گذشته 2
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- پی نوشت ها 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- وحدت بر مدار حق 4
- تقویت حق؛ هدف ما از وحدت 4
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- پی نوشت ها 5
- تدبیر بی نظیر 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- داستان فدک 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- مقدمه 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- بانوی محدَّثه 9
- پی نوشت ها 9
- اقسام الهام 10
- پی نوشت ها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- مفهوم وحی و الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- تفاوت نعم، آلاء و منن 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- پی نوشت ها 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- نعمت های الهی وبندگان 13
- شکر نعم الهی 13
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- پی نوشت ها 14
- حقیقت توحید 14
- رابطه توحید و اخلاص 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- اخلاص در اعتقاد 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- علم حضوری وحصولی 16
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- پی نوشت ها 17
- دفع یک توهم 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در دیده ناید 18
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- چرا در وصف ناید 19
- چرا در وهم ناید 19
- پی نوشت ها 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- مشیت الهی 20
- آفرینش از عدم 20
- افعال الهی 20
- آفرینش بدون الگو 20
- پی نوشت ها 21
- خداوند؛ مختار علی الاطلاق 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- خلاصه مباحث گذشته 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- پی نوشت ها 24
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- مفاهیم اختار، اصطفی و اجتبی 25
- عالم نور 26
- نسیم های دیار دوست 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- پی نوشت ها 27
- معلم ملائکه 27
- فلسفه نبوت 28
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- تقدیرات علمی و تقدیرات عینی 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- مقدمه 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پی نوشت ها 31
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- رسالت های پیامبر 32
- مقدمه 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- پی نوشت ها 33
- مقدمه 34
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- مقدمه 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- کتاب خدا 38
- مقدمه 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- پی نوشت ها 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- فهرستی از اسرار کلی قرآن 40
- اصالت ایمان 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- پی نوشت ها 41
- خاکستر در طوفان 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- مقدمه 42
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- گردن کشی در برابر خدا 43
- ریشه های کفر 43
- پی نوشت ها 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- مقدمه 44
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- مفهوم زکات 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- پی نوشت ها 46
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- اسرار حج 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- روزه و سلامت تن 47
- آثار روزه 47
- منافع بی شمار حج 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- حج تمرین بندگی 48
- پی نوشت ها 48
- امامت، امان از تفرقه 49
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- یادی از مجاهدان 51
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- جان ها فدای اسلام 53
- پی نوشت ها 53
- معنای تحلیلی صبر 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتِیجَابِ الْأَجْرِ، 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- میدان های مقاومت 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛1 57
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- و اما وظیفه 58
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین و ارتباط با خویشاوندان در کلام صدیقه کبری سلام الله علیها 59
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- مراتب و احکام صله رحم 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ 62
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پی نوشت ها 63
- وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکَایِیلِ وَ الْمَوَازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْس؛1 64
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- مقدمه 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- پی نوشت ها 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- عید خدا 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- شرک تشریعی 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- مقدمه 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- مقدمه 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- دلسوزترین هادی 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- مقدمه 76
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- مقدمه 77
- پی نوشت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- جانباز جنگ احد 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- مقدمه 79
- اقسام کفر 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- پی نوشت ها 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- جولان نفاق 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- مقدمه 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- حادثه ای غریب 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- مقدمه 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- پی نوشت ها 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- مقدمه 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- حد نصاب وحدت 87
- پی نوشت ها 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- پی نوشت ها 88
- نگاهی به مباحث گذشته 88
- وعده دیدار به قیامت 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- نباید راه حق را بست 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- مقدمه 90
- چکیده مباحث گذشته 90
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- آنچه گذشت 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- پی نوشت 93
- دفع دو شبهه 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- مقدمه 93
- پی نوشت ها 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- سابقه انصار 94
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- واپسین احتجاج 95
- ایمان واقعی 95
- راحت طلبی امت عامل غربت حق 95
- پی نوشت ها 96
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- مقدمه 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- چکیده آنچه گذشت 98
- پی نوشت ها 98
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- پی نوشت ها 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- مردمی بی معرفت 100
- پی نوشت ها 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- مقدمه 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- پی نوشت ها 103
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- مقدمه 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- مقدمه 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
رابطه توحید و اخلاص
... وَ أَشْهَدُ أَنَّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، کَلِمَةٌ جَعَلَ الْإِخْلَاصَ تَأْوِیلَهَا، وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَهَا، وَ أَنَارَ فِی الْفِکْرَةِ مَعْقُولَهَا؛1 در این خطبه شریف بعد از حمد خدای متعال شهادت به توحید است. این سنت پیامبر اکرم و ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین در انشاء خطبه است که اول حمد و شکر خدا را به جا می آورند و بعد شهادت به توحید می دهند و بعد سایر مطالب مورد نظر را بیان می کنند. حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند: شهادت به وحدانیت خدا کلمه ای است که ظاهری دارد و باطنی. ظاهر آن همین است که می گوییم: شهادت می دهم خدا یکی است؛ اما حقیقتی دارد که باید آن را درک و در عمل پیاده کرد. به تعبیر حضرت، تأویل این شهادت، اخلاص است. بعد در جمله دوم اشاره به نکته ای می کنند که باب وسیعی در معرفت الهی است؛ می فرمایند: خدای متعال نوعی از معرفت به خود و به وحدانیت خودش را در درون دل ها قرار داده است، و در جمله سوم اشاره می کنند که خدای متعال معرفت علمی و ذهنی را هم که با فکر حاصل می شود، خیلی روشن و واضح قرار داده است. در این شهادت چند نکته مورد توجه قرار گرفته است؛ مسأله اول رابطه بین توحید و اخلاص است. اخلاص یعنی خالص و ناب کردن؛ اما در عرف و محاورات فارسی معمولاً اخلاص را برای اخلاص در عمل به کار می برند. یعنی انسان در عملش نیت خالص داشته باشد و قصد ریاکاری و تظاهر نداشته باشد. روشن شدن این ارتباط و معنایی که در این جا مراد است نیاز به توضیح دارد. توحید یعنی یگانه دانستن خدا. توحید باب تفعیل از وحد است و باب تفعیل چند معنا دارد. یک معنای آن تعدیه است؛ یعنی یگانه و یکی کردن؛ ولی آن توحیدی که از اعتقادات ماست یعنی یکی دانستن و یکی شمردن؛ وحّده یعنی عدّه واحداً، علمه واحداً، و این یکی دیگر از معانی باب تفعیل است. من به دوستان جوان طلبه تأکید می کنم که ادبیات را سبک نشمارید! بسیاری از اشتباهاتی که در فهم حدیث و روایت پیش می آید به ضعف در ادبیات برمی گردد. متأسفانه اخیراً به ادبیات بهاء داده نمی شود. پیش از انقلاب شخصی که متأسفانه معمم هم بود کتابی درباره توحید نوشته بود و می خواست تفکرات مارکسیسم را با ادبیات اسلامی تئوریزه کند. از این جا شروع کرده بود که: «توحید باب تفعیل است و معنای آن یکی کردن است. درباره خدا معنی ندارد که او را یکی کنیم؛ زیرا خدا یکی هست. ما باید چیزی را که یکی نیست، یکی کنیم. آنچه که در آن اختلاف و کثرت است و ما باید کثرتش را برطرف کنیم جامعه است. ما باید جامعه را یکی کنیم. پس توحید که یکی از عقاید اسلامی است یعنی سعی کنیم جامعه یکی شود و این یعنی کمونیسم. اصلا اسلام یعنی همین!» اینها بازی با الفاظ است که در طول تاریخ هر روز به رنگی و شکلی جلوه می کند. حتی گاهی افراد خوب، با نیت های خوب در این دام ها می افتند.
اخلاص در اعتقاد
به هر حال معنای توحید یکی کردن نیست. هرچند گاهی به این معنا استعمال می شود؛ اما توحیدی که از اصول اعتقادات ماست یعنی یگانه دانستن خدا. طبیعتاً توحید، ابتدا نیاز به معرفت و شناختن خدا دارد؛ یعنی ابتدا پی به وجود خدا می بریم و بعد صفات او، از جمله یکی بودن را می فهمیم. گمان ما این است که وقتی می گوییم: ذات خدا یکی است؛ یعنی دو تا یا بیشتر نیست و فرض صحیح این است که او یکی باشد؛ اما اگر خود این خدا اجزایی داشته باشد با یکی بودنش منافات ندارد! در حالی که نداشتن اجزاء هم یکی از معانی وحدانیت خداست. در جنگ جمل شخصی در میدان جنگ اصرار داشت که نزد فرمانده و امیرالمؤمنین علیه السلام برود. او را نزد حضرت امیر بردند. عرض کرد یا علی! این که می گویید: خدا یکی است یعنی چه؟ اطرافیان خیلی ناراحت شدند و گفتند: در این موقعیت حساس این چه سؤالی است؟ حضرت، امر به آرامش کردند و فرمودند: ما اصلا به خاطر توحید می جنگیم. بعد با صبر و حوصله فرمودند: واحد که می گوییم چند معنا دارد. یک معنایش هم این است که خدا اجزا ندارد ... .2 وقتی می گوییم: خدا یکی است، این جمله باطنی دارد. باید دقت کنیم تا عمق مطلب را درک کنیم. ما باید هم در مقام فکر، نظر و اعتقاد توحیدمان عمق داشته باشد و تنها به یک فهم سطحی اکتفا نکنیم و هم در مقام عمل باید دقت کنیم که توحید ما آمیخته با شرک نباشد. توحیدِ غالب مؤمنین با نوعی شرک توأم است. تعجب نکنید! قرآن می فرماید: «وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُون؛3 ایمان اکثریت مردم آمیخته با شرک است.» این آمیختگی مراتبی دارد. خالص آن است که هیچ آمیزه ای ندارد؛ لذا فقط یک مرتبه دارد و مانند مخلوط مراتب ندارد. اگر با اندک چیزی مخلوط شود از خلوص در می آید. از خلوص که در آمد هزاران مرتبه پیدا می کند. توحید خالص آن است که هیچ شرکی در آن نباشد؛ نه در مقام اعتقاد و نه در مقام عمل. متأسفانه ما خلوص مان کم است و غالباً آمیختگی دارد. باید سعی کنیم این آمیختگی ها را کم و آن ماده اصلی را تقویت کنیم. شرک جلی و آشکار یکی از مراتب شرک است؛ مانند آنچه که بت پرستان به آن معتقدند و قائل به وجود چند خدا هستند. نفی این نوع شرک برای رسیدن به توحید خالص کافی نیست. باید بدانیم که ذات خداوند هم دارای اجزاء و مرکب از چند عضو یا چند جزء نیست. حال آیا اگر معتقد شدیم که خدا بسیط است و هیچ نوع ترکیبی در ذاتش نیست، از نظر اعتقاد توحیدمان کامل است؟ طبق فرمایش امیرالمومنین علیه السلام هنوز کامل نیست. حضرت در نهج البلاغه می فرمایند: کَمَالُ تَوْحِیدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ وَ کَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْیُ الصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ کُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَیْرُ الْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَةِ کُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَیْرُ الصِّفَةِ.4 این نکته را با یک مثال توضیح می دهیم. وقتی می گوییم: این کاغذ سفید است، کاغذ موصوف است و سفیدی صفت برای کاغذ. آنچه ما از معنای صفت و موصوف درک می کنیم این است که موصوف چیزی و صفت چیز دیگری است که عارض بر موصوف می شود. می گوییم کاغذ جوهری جسمانی و سفیدی آن، عرضی است؛ لذا کاغذ ممکن است کاغذ باشد اما رنگش عوض شود. پس رنگ غیر از خود کاغذ است. معمولاً از صفت و موصوف چنین برداشتی داریم. حال آیا وقتی می گوییم: خدا حیات، علم، قدرت و ... دارد، یعنی خدا یک چیز است و حیاتش، علمش، قدرتش و ... یک چیز دیگری است؟! آیا اینها عارض بر خداوند می شوند؟! آیا قدرت او مانند قدرت ماست که ممکن است کم شود و یا از بین برود؟! بسیاری از کسانی که آن دو مرحله از مراحل توحید را گذرانده بودند، در این مرحله سوم موفق نبودند. شاید امروز این گرایش یعنی جدا دانستن صفات الهی از ذات او، گرایش غالب در میان برادران اهل تسنن باشد. شاید امیرالمومنین علیه السلام اولین کسی باشد که در عالَم اسلام و چه بسا در عالَم نظر صریحاً این عبارت را گفته باشد که کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه؛ البته صفت در این جا یعنی چیزی غیر از موصوف و ذات. چنین چیزی را نباید برای خدا اثبات کرد؛ بلکه باید آن را نفی کرد. باید بگوییم: خداوند صفتی که غیر از ذات باشد ندارد؛ خدا عالِم است؛ اما علمش عین خودش است و خودش هم عین علم است. خدا قادر است؛ اما خودش عین قدرت است. خداوند یک ذات بسیط است که ما از او چند مفهوم انتزاع می کنیم؛ مفهوم ذات، مفهوم صفت علم، مفهوم صفت قدرت و ... . اینها دام هایی است که ذهن ما پهن می کند تا این مفاهیم را جذب کند.
اخلاص در عمل
تا این جا اخلاص در اعتقاد بود. علاوه بر این توحید یک مراتب طولی در عمل دارد و آن این است که ما وقتی خدا را با این صفات شناختیم، رفتار ما مطابق مقتضای این صفات الهی باشد؛ از جمله باید معتقد باشیم که منشأ همه هستی ها خداست و هیچ هستی ای نمی تواند جز از ناحیه اراده خدا تحقق پیدا کند. فقط خداست که به ذات خود قائم است و بقیه را او آفریده است؛ وَ اللَّهُ خَلَقَکُمْ وَ ما تَعْمَلُون 5 این معنا را در قالب های مختلفی بیان می کنند که یکی از آنها توحید افعالی است. لازمه توحید افعالی این است که انسان منشأ همه خیرات را خدا بداند. کسی که همه خیرات را از خدا بداند دیگر امیدی به غیر او ندارد. اگر کسی بخواهد ضرری به کسی بزند با چه عاملی می تواند این کار را بکند؟ برای ضرر زدن نیاز به نیرو دارد. آن نیرو از کجا می آید؟ این هم از خداست. پس هر نفع و ضرری وابسته به اراده خداست؛ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ.6 این بینشی است که فهم آن کمی سخت و التزام عملی به آن خیلی سخت تر است. ما عادت کرده ایم که بگوییم: این کار من است؛ این کار فلانی است! گاهی هم می گوییم: این کار ربطی به خدا ندارد خودت کردی! اما قرآن طور دیگری با ما صحبت می کند؛ می گوید: «وَ هُوَ الَّذی یُرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتَّی إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالاً سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ؛7 او کسی است که بادها را بشارت دهنده در پیشاپیش رحمتش می فرستد؛ تا ابرهای سنگین بار را بر دوش کشند؛ ما آنها را به سوی زمین های مرده می فرستیم و به وسیله آنها، آب را نازل می کنیم و با آن، از هر گونه میوه ای از خاک بیرون می آوریم.» باد را خدا به جریان می اندازد؛ خدا به وسیله ابر باران را می باراند؛ کار خداست؛ اوست که گیاه را از زمین می رویاند. این یک فرهنگ خاص است و با آنچه ما با آن آشنا هستیم و گفتگو می کنیم و در کتاب ها می خوانیم و می نویسیم تفاوت دارد. سرّ این گونه بیان این است که می خواهد ما همیشه وابستگی همه چیز به خدا را در یاد داشته باشیم. درست است که فاعل های واسطه ای در کار است؛ اما باید آن کسی را شناخت که اصل هستی به دست اوست و این نظام را برقرار کرده و هر وقت هم بخواهد می تواند ختمش کند. آیا وقتی مسئولی یک حکمی برای شما بنویسد شما امید و نگاهتان به خودکار است و اگر نوشت می گویید: آقای قلم خیلی متشکرم؟ این قلم ابزار است. دست نویسنده است که دارد با این قلم می نویسد. همه عالم اسباب است؛ گرچه بعضی از این اسباب شعور و اختیار هم دارند؛ ولی مسبب الاسباب کسی دیگر است. دیگران واسطه های جزئی اند. اگر انسان این را درست بفهمد آن وقت حالی پیدا می کند که از هیچ کس نمی ترسد. امام رضوان الله علیه به خاطر چنین درکی بود که می گفت: «به خدا قسم، در تمام عمرم از هیچ چیز نترسیدم!» او دانسته بود که هیچ چیز در عالم بی إذن و اراده خدا انجام نمی گیرد. انسان هر چه را دوست دارد به خاطر خوبی آن است؛ حال اگر این درک را پیدا کرد که همه خوبی ها از اوست و هر کس هر چه دارد خدا به او داده است، دیگر دل به غیر او نمی دهد. همه زیبایی ها را از او می بیند. این توحید در عمل است. چنین کسی به خاطر دیگران نمازش را طول نمی دهد؛ حتی دوست ندارد که دیگران بفهمند او چه پایه ای از معرفت و عبادت را داراست و چه کار خیری انجام داده است. تا آن جا که می تواند سعی می کند دیگران از کارهای خیر او خبردار نشوند؛ چون می داند خداوند دوست دارد که بنده اش مخصوص خودش باشد؛ «قُلْ إِنَّ صَلاتی وَ نُسُکی وَ مَحْیایَ وَ مَماتی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ؛8 بگو نه تنها نماز و عبادتم، بلکه مرگ و زندگی ام مال اوست؛ من چیزی برای خودم نمی خواهم.» توحید خالص در عمل یعنی همین. اسلام آمده تا اول این معارف را به بشر بفهماند و بعد او را طوری تربیت کند که این گونه رشد کند؛ همه جا دست خدا را ببیند؛ کار را برای خدا انجام دهد؛ فقط برای خدا حساب باز کند؛ از کسی جز خدا نترسد؛ محبت اصیل به کسی جز خدا نداشته باشد؛ این چنین انسانی توحید خالص دارد. حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند: «کلمة جعل الإخلاص تأویلها؛ شهادت به لااله الاالله کلمه ای است که یک معنای ظاهری دارد؛ اما حقیقتی فراتر از آنچه ابتدائاً به ذهن می رسد دارد و آن حقیقت این است که انسان برای خدا خالص شود، به گونه ای که نه تنها در ذهن و اعتقاد او شائبه ای از شرک وجود نداشته باشد، بلکه در عمل، رفتار و احساسش هم شائبه ای برای غیر خدا وجود نداشته باشد.» گویا می خواهند بفرمایند: «این مرتبه توحیدی است که ما داریم؛ شما خود را بیازمایید ببیند چه اندازه از توحید بهره دارید.» و از آنجا که توحید ما غالباً با شرک آمیخته است، تأکید می کنند که: «من شهادت می دهم به وحدانیت خدا؛ اما این شهادت باطن، تأویل، کنه و حقیقتی دارد و آن خالص شدن از شائبه های شرک در اعتقاد و عمل است.»
رزقنا الله و ایّاکم ان شاءالله.
پی نوشت ها
1 . بلاغات النساء، ص27 و بحارالانوار، ج29 ص220.
2 . التوحید للصدوق، 83.