- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- مقدمه 1
- وحدت و اختلاف 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- انواع اختلاف 2
- خلاصه مباحث گذشته 2
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- پی نوشت ها 2
- وحدت و اختلاف 2
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- پی نوشت ها 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- وحدت بر مدار حق 4
- تقویت حق؛ هدف ما از وحدت 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- تدبیر بی نظیر 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- داستان فدک 6
- پی نوشت ها 7
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- نعمت حقیقی 8
- مقدمه 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- بانوی محدَّثه 9
- پی نوشت ها 9
- اقسام الهام 10
- پی نوشت ها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- مفهوم وحی و الهام 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- تفاوت نعم، آلاء و منن 11
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعمت های الهی وبندگان 13
- شکر نعم الهی 13
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- پی نوشت ها 14
- حقیقت توحید 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- اخلاص در عمل 15
- رابطه توحید و اخلاص 15
- پی نوشت ها 15
- انواع خداشناسی 16
- علم حضوری وحصولی 16
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- فطرت توحیدی انسان 17
- دو شکل خداشناسی 17
- پی نوشت ها 17
- دفع یک توهم 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در دیده ناید 18
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- چرا در وهم ناید 19
- پی نوشت ها 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- آفرینش از عدم 20
- افعال الهی 20
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- پی نوشت ها 21
- خداوند؛ مختار علی الاطلاق 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- هدف آفرینش 22
- خلاصه مباحث گذشته 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- پی نوشت ها 23
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- مفاهیم اختار، اصطفی و اجتبی 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم نور 25
- عالم نور 26
- نسیم های دیار دوست 27
- پی نوشت ها 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- معلم ملائکه 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- تقدیرات علمی و تقدیرات عینی 28
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- مقدمه 29
- پی نوشت ها 29
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پی نوشت ها 31
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- رسالت های پیامبر 32
- مقدمه 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- مقدمه 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- بانوی آسمانی 36
- لقای دوست 36
- مقدمه 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- کتاب خدا 38
- مقدمه 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- پی نوشت ها 39
- فهرستی از اسرار کلی قرآن 40
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- اصالت ایمان 40
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- پی نوشت ها 41
- خاکستر در طوفان 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- مقدمه 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- پی نوشت ها 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- ریشه های کفر 43
- مقدمه 44
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- مفهوم زکات 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- پی نوشت ها 46
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- اسرار حج 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- آثار روزه 47
- روزه و سلامت تن 47
- حج تمرین بندگی 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- امامت، امان از تفرقه 49
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- یادی از مجاهدان 51
- اسلام چه می گوید؟ 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- جان ها فدای اسلام 53
- پی نوشت ها 53
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتِیجَابِ الْأَجْرِ، 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- پی نوشت ها 56
- وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛1 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- و اما وظیفه 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین و ارتباط با خویشاوندان در کلام صدیقه کبری سلام الله علیها 59
- حقی بدون قید و شرط 60
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- پی نوشت ها 61
- وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- پی نوشت ها 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکَایِیلِ وَ الْمَوَازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْس؛1 64
- معامله با خدا 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- پی نوشت ها 66
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- مقدمه 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- پی نوشت ها 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- عید خدا 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- مراتب توحید و شرک 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- شرک تشریعی 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- پی نوشت ها 71
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- مقدمه 72
- حکمت های امر به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- پی نوشت ها 73
- مقدمه 74
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- پی نوشت ها 75
- دلسوزترین هادی 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- مقدمه 76
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- مقدمه 77
- پی نوشت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- جانباز جنگ احد 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- مقدمه 79
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- جولان نفاق 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- پی نوشت ها 80
- اقسام کفر 80
- مقدمه 81
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- حادثه ای غریب 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- مقدمه 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- پی نوشت ها 83
- پی نوشت ها 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- توصیف شتر فتنه 84
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- مقدمه 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- پی نوشت ها 87
- حد نصاب وحدت 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- نگاهی به مباحث گذشته 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- نباید راه حق را بست 89
- پی نوشت ها 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- مقدمه 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- آنچه گذشت 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- پی نوشت 93
- دفع دو شبهه 93
- مقدمه 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- پی نوشت ها 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- سابقه انصار 94
- راحت طلبی امت عامل غربت حق 95
- واپسین احتجاج 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- مقدمه 97
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- پی نوشت ها 98
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- چکیده آنچه گذشت 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- مردمی بی معرفت 100
- پی نوشت ها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- پی نوشت ها 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- مقدمه 103
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- مقدمه 104
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- مقدمه 106
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
هدف آفرینش
خداوند؛ مختار علی الاطلاق
... کَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِیَّتِهِ، مِنْ غَیْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَی تَکْوِینِهَا، وَ لَا فَائِدَةٍ لَهُ فِی تَصْوِیرِهَا؛1 در جلسه قبل به این مطلب پرداختیم که فاعلیت الهی نسبت به افعالش، از جمله خلق عالم، اختیاری است و همه چیز در این عالم در چارچوب خواست و مشیت الهی واقع می شود؛ لذا قرآن مجید اصرار عجیبی دارد که همه چیز را منوط به مشیت الهی توصیف کند، چه در امور تکوینی از قبیل وسعت و تنگی روزی و طول عمر و چه در امور تشریعی. در امور تشریعی، قرآن می فرماید: هم اصل تشریعات باید به اذن و مشیت الهی باشد و وقتی عده ای چیزی را حرام یا حلال اعلام می کنند می فرماید: «قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَی اللّهِ تَفْتَرُونَ؛2 خدا به شما اجازه داده این ها را بگویید یا بر خدا افترا می بندید؟»، و هم عمل به تشریعات را وابسته به مشیت الهی می داند و می فرماید: «وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛3 حتی ایمان آوردن شما از دایره مشیت خدا خارج نیست.» علاوه بر مرگ و حیات، افعال اختیاری ما هم وابسته به اذن و مشیت خداست. بر این اساس نکته مهمی که در این عبارات کوتاه این خطبه شریف مورد تأکید قرار گرفته همین است که آفرینش این عالم به مشیت خداست (ذرأها بمشیته). کلمه «ذرأ» معمولاً در مورد تکثیر یک موجود به کار می رود؛ مثل تکثیر از راه توالد و تناسل. قرآن می فرماید: «ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ؛4 خداست که موجودات را بر روی زمین پخش می کند»؛ یعنی گمان نکنید بعد از خلق پدر و مادر این کار از دست خدا خارج شده است و دیگر ربطی به اراده و مشیت خدا ندارد. پدیده های عالم طبق سنت هایی به وجود می آیند که خدا در عالم قرار داده است. گاهی هم مثل معجزات، راه های اختصاصی و استثنایی دارد. حال که همه چیز در این عالم با مشیت خدا تحقق پیدا می کند و خدا هیچ کار جبری و قهری ندارد، نهایت اختیار از آنِ خداست. در کار سایر موجودات مختار از جمله انسان، عواملی جبری وجود دارد؛ لذا همه چیز در اختیار ما نیست. اختیار ما در میان مجموع اسباب و عللی که در کار ما نقش دارند، شاید یک صدم هم سهم نداشته باشد. این عوامل را خدا قرار داده است و تحت اختیار ما نیست و هر وقت هم بخواهد آن ها را می گیرد. اما اختیار در کار خدای متعال به تمام معنا وجود دارد؛ هیچ شرط، قید یا مانعی برای کار خدا وجود ندارد؛ لذا اختیار حقیقی از آنِ خداست.
علت غایی در افعال انسان
وقتی ما انسان ها کار خودمان را تحلیل می کنیم می بینیم زمانی کاری را انجام می دهیم که انگیزه ای داشته باشیم؛ مثلاً ما می توانیم غذا بخوریم و می توانیم نخوریم؛ اما وقتی که احساس گرسنگی می کنیم انگیزه غذا خوردن پیدا می کنیم. فعل اختیاری نیازمند یک عامل تعیین کننده است. کار اختیاری در صورتی انجام می گیرد که نفعی داشته باشد، مانع ضرری شود، نیازی را تأمین کند یا رنجی را برطرف کند؛ در یک کلمه باید خیری داشته باشد تا انسان سراغ آن برود. ما چون آن خیر را نداریم و می خواهیم آن را تحصیل کنیم سراغ آن کار می رویم. اگر سراغ غذا می رویم برای این است که سیری برای ما خیری است و آن را نداریم؛ غذا می خوریم تا سیر شویم؛ یعنی با کار اختیاری می خواهیم چیزی را که نداریم پیدا کنیم. آنچه که ما در نظر می گیریم تا با انجام فعل به آن برسیم، هدف ما از آن کار است که در اصطلاح فلسفی به آن علت غایی می گویند. حال بعضی می گویند: علم به آن هدف علت غایی است و برخی دیگر می گویند: شوق به آن، علت غایی است. من خودمانی تر می گویم: «علاقه به آن هدف علت غایی است.»
علت غایی در افعال الهی
حال ممکن است سؤال شود: آیا خداوند که با اختیار خود عالم را خلق کرد، از این کار هدفی داشت یا خیر؟ اگر هدفی داشت، هدفش چیست؟ چه چیزی را ندارد که می خواهد با انجام دادن این کار به آن برسد؟ برخی گفته اند: خدا اصلاً هدفی ندارد. اصلاً نسبت دادن هدف، غرض و علت غایی به خدا غلط است. غرض و هدف در مخلوقات مطرح می شود. بعضی گفته اند: خدا عالم را خلق کرد تا فایده ای به دیگران برساند، نه برای این که خود فایده ای ببرد. لازمه این سخن این است که خدا رضایت یا کمال بندگانش را ندارد و می خواهد به آن برسد. معنای این سخن این است که خدا احتیاج دارد! فیلسوفان اسلامی بحث پیچیده ای را مطرح کرده اند که من نتیجه اش را در یک جمله می گویم؛ ایشان می گویند: درباره خدای متعال بلکه در همه مجردات، علت غایی و علت فاعلی یکی است. معنای این سخن چیست؟ آیا وقتی گفته می شود خودش برای خودش علت غایی است، یعنی خودش را ندارد و می خواهد به خودش برسد؟ به نظر بنده علت غایی در واقع آن علاقه ای است که موجود مختار به آن غایت دارد؛ به تعبیر جامع تر، دوست داشتن انگیزه انجام کار اختیاری است؛ اما دوست داشتن در موجودات مختلف فرق می کند. برای خداوند متعال می توان نوعی دوستی فرض کرد که مثل سایر صفات ذاتی، عین ذات اوست. خدا خوبی و خیر را دوست دارد و خیر مطلق، ذات خودش است؛ حال چیزی که مرتبه ای از خیر او را منعکس کند آن هم بالتبع برای او مطلوب می شود. گاهی ما چیزی را به خاطر خودش دوست داریم و گاهی به خاطر انتسابش به چیزی دیگر. وقتی شما کسی را خیلی دوست داشته باشید، عکسش را هم دوست خواهید داشت. با این که آن عکس، تکه کاغذی بیش نیست آن را هم دوست دارید؛ زیرا این عکس دوست را نمایش می دهد. تا مادامی که او را دوست دارید این عکس و هر آنچه به او منتسب است را هم بالتبع دوست دارید. ما در و دیوار حرم حضرت معصومه سلام الله علیها را می بوسیم چون به محبوب انتساب دارد و از آن جهت آن ها هم برای مامطلوب اند. این خاصیت محبت است. آنچه برای خدا اصالتاً ارزش دارد ذات خودش است. هیچ چیز از خدا دوست داشتنی تر نیست. او همه کمالات را به نحو اشد و اکمل دارد و هر کس هم هر کمالی دارد از او دارد؛ پس دوست داشتنی ترین چیزها ذات خداست. خدا اصالتاً خودش را دوست دارد؛ لذا آثار خود را هم بالتبع دوست دارد. هر چیزی که بیشتر بتواند خدا را نشان دهد برای او مطلوب تر است. چرا خداوند مکرر در قرآن می گوید: اللّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ، یُحِبُّ التَّوَّابِینَ، یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ و ... ؟ چون کسانی که واجد این صفات می شوند بیشتر می توانندآیینه و جلوه گاه خدا باشند. انسان اکمل یعنی وجود مقدس پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله محبوب ترین بندگان برای خداست؛ چون وجود او و صفات او بیش از همه چیز می تواند خدا را نشان دهد. او حبیب الله است؛ چون خیرات و کمالاتش از همه بیشتر است و بهتر از همه می تواند صفات خدا را در خلق نشان دهد. ائمه اطهار، انبیاء و اولیای خدا بر حسب اختلاف مراتب و کمالاتشان همین طور هستند. نکته دیگر که باید به آن توجه داشت این است که ما گاهی یک چیزی را دوست داریم ولی می بینیم برای رسیدن به آن باید کارهای زیادی انجام دهیم؛ مثلاً جوانی می خواهد با دختر یک خانواده ثروتمند و اسم و رسم داری ازدواج کند. می بیند اگر بخواهد با این دختر ازدواج کند باید هم پول، هم کسب و کار آبرومند و هم تحصیلات خوبی داشته باشد. تصمیم می گیرد همه این ها را فراهم کند. او اصالتاً ازدواج با آن دختر را می خواهد و بقیه، همه مقدمه است. این کارها را انجام می دهد چون مقدمه رسیدن به معشوق است. کسی که آرزوی رفتن به خانه خدا را دارد به دنبال کسب حلالی می رود تا هزینه این سفر را تأمین کند و همین طور سعی می کند سایر مقدمات را فراهم کند. همه آن ها هم مطلوب اند؛ همه دوست داشتنی اند، اما به خاطر شیء عزیزتری! اگر آن نبود این کارها انجام نمی گرفت. می توان دو یا چند چیز را در طول هم دوست داشت؛ یک چیز اصالت داشته باشد و بقیه جنبه فرعی داشته باشند. در حج، زیارت خانه خدا اصالتاً مطلوب است؛ اما زیارت قبر پیغمبر صلی الله علیه وآله هم مطلوب است. این دو چون با هم تزاحمی ندارند هر دو مطلوب اند؛ اما یکی از آن ها در واقع فرع دیگری است. دو هدف اند؛ اما هر دو در یک حد مطلوبیت نیستند و یکی جنبه ثانوی دارد. اولین مطلوب خدای متعال در اصل، ذات خودش است که هیچ کمبودی ندارد. او از تنهایی هم هیچ رنجی نمی برد. خدا از اول تنها بوده تا آخر هم تنهاست. در زیارت جامعه ائمة المؤمنین که زیارت بسیار ارزنده ای است و جا دارد که با دقت خوانده شود، آمده است: یَا ذَا الْقُدْرَةِ الَّتِی صَدَرَ عَنْهَا الْعَالَم ...ابْتَدَعْتَهُ ... لَا لِوَحْشَةٍ دَخَلَتْ عَلَیْکَ إِذْ لَا غَیْرُکَ وَ لَا حَاجَةٍ بَدَتْ لَکَ فِی تَکْوِینِهِ وَ لَا لِاسْتِعَانَةٍ مِنْکَ عَلَی مَا تَخْلُقُ بَعْدَهُ بَلْ أَنْشَأْتَهُ لِیَکُونَ دَلِیلًا عَلَیْکَ بِأَنَّکَ بَائِنٌ مِنَ الصُّنْع؛5 بهترین چیزی که او را راضی می کند توجه و علم به خودش است. این بالاترین مرتبه ابتهاج است. بعد از ابتهاجی که نسبت به ذات خودش دارد، ابتهاجی است که از داشتن کامل ترین مخلوقاتش دارد که در درجه اول پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله قرار دارند و بعد حضرت زهرا و امیرالمومنین و بعد از ایشان سایر ائمه صلوات الله علیهم أجمعین و بعد الاقرب فالاقرب. خدا عالم را خلق کرد چون دوست داشت آیینه هایی برای خودش تحقق پیدا کنند. اگر سند این حدیث قدسی صحیح باشد که می فرماید: «یا رسول الله اگر تو نبودی عالم را خلق نمی کردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود هیچ یک از شما را خلق نمی کردم» توجیه قابل فهم آن این است که وقتی خدای متعال می خواهد امثال و نظایر پیامبر اکرم ـ با اختلاف مراتبی که دارند ـ تحقق پیدا کنند، باید سلسله پیوسته ای تحقق پیدا کند. امام زمان عجل الله تعالی فرجه وقتی می تواند به وجود آید که پدری مثل امام حسن عسگری علیه السلام و مادری مثل نرجس خانم داشته باشد؛ همین طور تا برسد به حضرت زهرا سلام الله علیها. اگر حضرت زهرا سلام الله علیها نبود، امامان علیهم السلام تحقق پیدا نمی کردند و اگر ائمه علیهم السلام نبودند نور پیغمبر اکرم و رسالت ایشان باقی نمی ماند. اسلام به برکت ائمه اطهار باقی ماند. آن رشته ای که این ها را به هم پیوند می دهد حضرت زهرا سلام الله علیهاست؛ لذا می فرماید: لولا فاطمة لما خلقتکما. قطعاً می دانیم که مقام پیامبر اکرم از همه آن ها بالاتر است. نمی شود گفت: وجود پیغمبر فرع وجود حضرت زهراست؛ اما می شود گفت: این مجموعه، مطلوب خداست و این مجموعه به هم پیوسته است و حضرت زهرا سلام الله علیهاست که می تواند این مجموعه را به هم پیوند دهد. حال با توجه به مباجث مطرح شده اگر از ما بپرسند: خدا عالم را برای چه خلق کرد؟ می گوییم: خدا فاقد چیزی نبود تا با خلق عالم نفعی ببرد؛ اما ممکن است آن مخلوق نیاز داشته باشد. خدا سیبی را خلق می کند؛ به دنبال آن بوی سیب را هم خلق می کند؛ اما بوی سیب وقتی هست که سیبی باشد. آن بوست که احتیاج دارد به این که یک جوهری باشد تا قائم به آن باشد؛ نه این که خدا احتیاج داشته باشد. این شرط تحقق این مخلوق است نه شرط افاضه او. شرط قابلیت قابل است نه شرط فاعلیت فاعل. او نیازی ندارد؛ بلکه عالم را خلق کرد چون اصالتاً خودش را دوست دارد؛ از آن حب، حب به کامل ترین مخلوقات بالتبع حاصل می شود و چون پیغمبر صلی الله علیه وآله کامل ترین و نزدیک ترین موجودات به خداست، می توان گفت: عالم را برای پیغمبر خلق کرد؛ البته او هر چیزی را به اندازه خیری که دارد دوست دارد. آن ها هم به همان اندازه ای مطلوب اند که بتوانند دلالت بر حکمت الهی، عظمت الهی، علم الهی و ... داشته باشند. خدا همه مخلوقاتش را دوست دارد؛ اما آن قدر فاصله است بین ما و وجود مقدس پیغمبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام که قابل قیاس نیست. همه عالم در برابر آن ها بهایی ندارد. این تنها یک تعارف نیست؛ بلکه فرمایش خودشان است.
هدف از خلقت جهنم
وقتی بناست موجود مختار خلق شود، باید زمینه به گونه ای فراهم شود که هم امکان انتخاب راه خوب باشد و هم امکان انتخاب راه بد. علاوه بر راه رسیدن به مقامات عالی ، راه عکس آن هم باید وجود داشته باشد تا زمینه اختیار فراهم شود. کسی لیاقت بهشت رفتن را پیدا می کند که برای او امکان رفتن به جهنم هم وجود داشته باشد. اگر تنها یک راه وجود داشته باشد انتخاب معنا ندارد. بنابراین باید راه جهنم هم وجود داشته باشد. در این صورت وجود آن راه بالعرض مطلوب است. اگر بنا نبود موجود مختاری در عالم خلق شود، خدا جهنم را هم خلق نمی کرد. جهنم را هم بالعرض به خاطر همان اولیای خودش خلق کرده است. چون رسیدن آن ها به کمال در سایه عبادات اختیاری شان ممکن است و برای تحقق عبادات اختیاری، باید دو راه وجود داشته باشد؛ یک راه، راه خدا و یک راه، راه غیر خدا. راه خدا به بهشت منتهی می شود. راه غیر خدا هم باید به نقطه ای منتهی شود و آن نقطه جهنم است. پس جهنم بالعرض مطلوب می شود.
وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.