شرح خطبه فدکیه ( 55 جلسه ) صفحه 28

صفحه 28

2 . بحارالانوار، ج25 ص24.

3 . بحارالانوار، ج99 ص92.

4 . شوری، 52.

5 . بحارانوار، ج18 ص345.

6 . بحارالانوار، ج68 ص221.

فلسفه نبوت

تقدیرات علمی و تقدیرات عینی

... وَ اصْطَفَاهُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَثَهُ، إِذِ الْخَلَائِقُ بِالْغَیْبِ مَکْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الْأَهَاوِیلِ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهَایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ، عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعَالَی بِمَآیِلِ الْأُمُورِ، وَ إِحَاطَةً بِحَوَادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَوَاقِعِ الْمَقْدُورِ، ابْتَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَی إِتْمَاماً لِأَمْرِهِ، وَ عَزِیمَةً عَلَی إِمْضَاءِ حُکْمِهِ، وَ إِنْفَاذاً لِمَقَادِیرِ حَتْمِهِ؛ ترجمه تحت اللفظی این چند جمله این است خدای متعال پیغمبر اکرم را برگزید پیش از آن که او را مبعوث به رسالت کند، در آن هنگام که خلایق در غیب عالم پوشیده بودند و پرده های حیرت انگیز آن ها را در برگرفته بود و مقرون به نهایت عدم بودند؛ چون خداوند سرانجام کارها را می دانست و بر حوادث روزگار احاطه داشت و به جایگاه مقدرات آگاه بود، در این عالم او را مبعوث کرد؛ به خاطر این که کارش را به پایان برساند، و به خاطر این که تصمیم داشت حکمش را اجرا کند، و برای این که آن مقدرات حتمی را نافذ و اجرا کند. حضرت زهرا سلام الله علیها در این عبارات به دو مرحله اشاره می فرمایند؛ یک مرحله، مرحله ای است که هنوز مخلوقات خلق نشده بودند و هنوز انسانی در کار نبود. در چنین موقعیتی خدای متعال پیغمبر اکرم را برگزید و معین کرد که باید او خاتم انبیاء باشد. مرحله دیگر در این عالم بود. بعد از این که آسمان ها، کهکشان ها، منظومه شمسی و زمین پدید آمد و زمین مستعد شد که موجود زنده ای در آن به وجود آید، هزاران سال گذشت تا خدای متعال پیغمبر اکرم را مبعوث به رسالت کرد. در این مرحله می فرماید خدا او را مبعوث کرد تا آنچه را که تقدیر فرموده بود به مرحله عمل درآورد. امشب که شبی از شب های قدر است بی مناسبت نیست که توضیح دهیم آن تقدیرات در کجا بود، برای چه بود و چگونه خداوند تقدیرات را به مرحله امضا می رساند. برای این که بحث خیلی گسترده نشود، این توضیح را به صورت فهرست وار عرض می کنم. اصل قدر و تقدیر به معنای اندازه گیری است. در روایتی از امام هادی صلوات الله علیه نقل شده است که تقدیر عبارت است از مهندسی عالم. ما وقتی خودمان در عالم انسانی می خواهیم پروژه عظیمی را تأسیس کنیم، اول باید هدفمان مشخص باشد. این کار نیاز به معلوماتی دارد. مرحله علم اولین مرحله ای است که برای مقدرات کار لازم است. بعد مقدمات لازم را بررسی می کنیم. وقتی همه این ها را در نظر گرفتیم، طرحی برای کار تصور می کنیم و به دنبال آن نقشه اجرایی طرح را آماده می کنیم. نقشه اجرایی طرح را در آخرین مرحله آماده می کنیم و بعد از آن بسم الله را می گوییم و شروع به عملی کردن طرح می نماییم. البته می دانیم که خدای متعال به این مراحل احتیاج ندارد تا لازم باشد که هر کدام در زمانی انجام گیرد. اصولا زمان در کارهای خدا دخالتی ندارد. ما هستیم که به خاطر ضعف وجودی، نیاز داریم به این که به تدریج فکر کنیم، با دیگران مشورت کنیم تا طرحی را بریزیم و بعد نقشه عملیاتی اش را آماده کنیم. اگر امکان داشت همه این مراحل را در یک آن تصور کنیم دیگر به زمان نیاز نداشتیم؛ ولی به هر حال این مراحل از نظر عقلی بر هم مترتب اند؛ یعنی اگر در یک آن هم همه این مراحل را می توانستیم تصور کنیم، باز این ها تقدم و تأخر دارند؛ یعنی غیر از تقدم و تأخر زمانی، تقدم و تأخرهای دیگری هم هست. مثلاً وقتی با دست کلید را در قفل می چرخانیم، دست و کلید با هم حرکت می کنند؛ اما دست است که کلید را به حرکت در می آورد و حرکت دست تقدم وجودی بر حرکت کلید دارد. ممکن است سؤال شود که: چرا با این که خدا کارش را بدون زمان انجام می دهد و فقط می گوید: باش! و آن موجود می شود، اما درباره خلق عالم می فرماید: «خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ؛1 خلقت آسمان ها و زمین شش روز طول کشید»؟ اجمالاً همان طور که چند جلسه قبل عرض کردم، آن عالمی که زمان ندارد بر عالم زمان احاطه دارد. ما که در عالم زمان هستیم این تقدم و تاخرهای زمانی را درک می کنیم؛ ولی او که بر این عالم احاطه دارد، همه این ها برای او یک جا حاضر است. مخلوق در شش روز پدید می آید؛ اما امر الهی تدریج ندارد (یقول له کن فیکون). این تدریج برای مخلوق است نه برای خالق. حضرت زهرا سلام الله علیها برای انتخاب پیغمبر و بعثت پیغمبر به دو مرحله اشاره می فرمایند؛ مرحله اول را با تعابیر إصطفی، إجتبی و سمّاه بیان می کنند و مرحله دوم را با تعابیر أرسل، إبتعث و ... . مرحله اول مرحله علم است. این معنا را نسبت به کار خدا «تقدیر علمی» گویند. یعنی خدای متعال هم در عالم علم خود، اشیاء را اندازه گیری می کند که چه چیزی باید در چه جایی واقع شود، چه قدر زمان می خواهد، حجمش باید چه قدر باشد، باید با چه چیزهایی ارتباط داشته باشد و ... . این نوعی اندازه گیری است، اما در عالم علم. وقتی نقشه اجرایی تهیه و عمل شروع شد، این بخش کار هم مراحلی دارد که آن را «تقدیر عینی» گویند. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعَالَی بِمَآیِلِ الْأُمُورِ، وَ إِحَاطَةً بِحَوَادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَوَاقِعِ الْمَقْدُورِ؛ چون خدا عواقب امور را می دانست و بر همه حوادث احاطه داشت و جایگاه این مقدرات را می شناخت، در همان عالم جایگاه پیغمبر را به عنوان خاتم انبیاء تعیین کرد. تا این جا صحبت علم و معرفت است که بر تقدیر علمی منطبق می شود. اما وقتی جبرئیل بر پیغمبر نازل می شود و می گوید: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ،2 این جا دیگر صحبت علم نیست؛ بلکه این جا مرحله اجرا، پیاده کردن نقشه و عینیت بخشیدن به طرح است؛ لذا حضرت زهرا سلام الله علیها این مرحله را این گونه بیان می کنند که: ابْتَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَی إِتْمَاماً لِأَمْرِهِ، وَ عَزِیمَةً عَلَی إِمْضَاءِ حُکْمِهِ؛ خدا پیغمبر را مبعوث کرد برای این که کار را تمام کند، چون عزم جدی داشت که آن حکمی را که در عالم علم کرده بود امضا و در عالم عین پیاده کند؛ وَ إِنْفَاذاً لِمَقَادِیرِ حَتْمِهِ؛ مقدرات تا به آن مرحله نهایی نرسیده قابل تغییر است. کار مهندس هم همین طور است. وقتی کار به مرحله آخر رسید و آخرین خشت را گذاشتند دیگر کار تمام است. مقدرات حتمی یعنی چیزهایی که دیگر تغییر نمی کند. در قرآن به برخی از مقدرات حتمی اشاره شده است؛ مثلاً می فرماید: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛3 این اراده حتمی خداست که پیغمبر آخرالزمان مبعوث شود و دین او بر همه ادیان دیگر غالب شود، و یا می فرماید: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ؛4 ما هم در تورات و هم در زبور نوشتیم و هم در قرآن می گوییم که وارثان این زمین شایستگان اند. این یک قضای حتمی است. حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند: برای این که این مقدرات حتمی تحقق پیدا کند خدا پیغمبر را مبعوث فرمود. اگر پیامبر در این عالم مبعوث نشده بود این مقدرات، حتمیت پیدا نمی کرد. پس می بینید حضرت دو گونه تعبیر به کار برده اند؛ قبل از بعثت صحبت از مقدراتی است که به عالم علم الهی مربوط است؛ یعنی تقدیرات علمی. اما بعد از بعثت صحبت از مقدرات حتمی است (إنفاذا لمقادیر حتمه). پس ما دو نوع تقدیر داریم؛ تقدیرات در عالم علم الهی و تقدیرات در عالم عین، و هر دو هم در روایات و هم در آیات مصادیق زیادی دارد. چون این شب ها شبهای قدر است، توجه به این مطلب لازم است که یک دسته از تقدیرات، تقدیرات علمی است که در لوح محفوظ و لوح محو و اثبات است. یک دسته تقدیرات علمی، تقدیرات علمی غیر حتمی است و یک دسته تقدیرات علمی حتمی؛ مثلاً وقتی برای کسی أجل معین می شود، یک أجل، أجل حتمی است و یکی أجل معلق و مشروط. مثلا اجلش به صدقه دادن مشروط است؛ یعنی اگر صدقه داد اجلش طولانی است و اگر صدقه نداداجلش کوتاه است. این مربوط به تقدیراتی است که قابل تغییر است. اما بالاخره خدا می داند که آیا این صدقه خواهد داد یا نخواهد داد و عمرش چه قدر خواهد شد. این تقدیرات، تقدیرات علمی حتمی است. تقدیراتی که به مرتبه حتمیت می رسد مرتبه قضاء است. این دو مرتبه در عالم علمی، تقدیر علمی و قضای علمی است. عالم عین هم همین دو مرحله را دارد: یک مرحله مشروط دارد و یک مرحله حتمی و در مرحله آخر امضاء می شود. امضاء یعنی گذراندن و تمام شدن کار که دیگر برگشتی ندارد.

ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه