شرح خطبه فدکیه ( 55 جلسه ) صفحه 29

صفحه 29

حال سوال می شود: چه ربطی است بین انتخاب پیغمبر و این که خدا می داند مقدرات چیست و چگونه باید واقع شود؟ برای جواب باید ببینیم هدف خدا از خلقت این عالم چیست؟ گفتیم که وقتی خدا می خواهد عالم هستی را بیافریند هدف اصلی او کامل ترین موجودی است که در عالم خلقت می تواند وجود پیدا کند و آن وجود مقدس پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است و چون نور آن حضرت با نور چهارده معصوم متحد است در واقع چهارده معصوم هدف اصلی خلقت اند و در مرحله بعد هم کسانی هستند که به آن ها شباهت دارند، یعنی انبیاء و اولیای خدا و مومنین خالص. بقیه هم طفیل وجود آنها هستند. اما خدا از این طفیلی ها هم صرف نظر نمی کند. نه تنها از این ها بلکه اگر یک لحظه به یاد خدا باشند هم از آن یک لحظه نمی گذرد و زمینه را فراهم می کند تا یک یاالله بگویند. در میان میلیاردها انسانی که در طول تاریخ می توانند به وجود آیند، افراد ارزنده ای پیدا خواهند شد و خدا می داند چند نسل باید بگذرد تا یک انسان خوب پیدا شود. اگرچند نسل کافر باشند، اما در نسل چهارمشان یک انسان خوب بتواند به وجود آید، خدا زمینه را فراهم می کند تا این نسل بیایند زندگی کنند تا آن انسانی که لیاقت نور خدا را دارد متولد شود. این ها از الطاف و رحمت های بی نهایت خداست. در مرحله علم باید چه کار کرد تا انسان ها بتوانند خداپرست شوند و به قرب خدا برسند؟ اولا باید آنچه لازم است در وجودشان گذاشته شود. باید خدا به آن ها عقل بدهد تا بتوانند خوب و بد را تشخیص دهند. اما باز خدا می داند که علاوه بر عقل این ها به راهنمای دیگری هم احتیاج دارند. اگر کسانی باشند که این ها را تربیت کنند ممکن است این ها ارتباطی با خدا پیدا کنند و لایق بهشت شوند. اما اگر خدا پیغمبر را نفرستد عقلشان برای رسیدن به آن کافی نیست. این ها مطالب مربوط به مرحله علم است. این تقدیر علمی است. پس در همان طرح اولیه خلقت باید در نظر گرفته شود که مخلوقات اصیل مرتبه ای از وجود هم داشته باشند که با دیگران هم ارتباط برقرار کنند و آن ها را راهنمایی کنند.؛ لذا باید وجود اصلی آن مخلوقات اصیل باید مرتبه نازله ای هم داشته باشند و آن وجود جسمانی شان است. در این وجود جسمانی باید مثل سایرین باشند. والا نمی توانند با آن ها همکاری کنند. این راهنما باید با خدا ارتباط تنگاتنگ داشته باشد؛ «وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ وَلَکِنَّ اللّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَاء؛5 شما طوری نیستید که خدا غیب را بر شما آشکار کند؛ اما در میان همه انسان ها تعدادی هستند که چنین استعدادی را دارند» و اراده خدا تعلق می گیرد به این که آن ها را انتخاب کند و غیب را به آن ها بنمایاند. باید آن ها که سنخیتی با شما دارند بیایند و دست شما را بگیرند و هدایت کنند. در این جا فلسفه نبوت هم روشن می شود. روشن می شود که چرا خدا پیغمبران را برای هدایت انسان ها می فرستد؟ و چرا به آنان وحی می کند و به دیگران وحی نمی کند؟ منظور از این مقدمه این بود که در طرح اولیه خلقت برای این که انسان هایی که بعد از میلیاردها سال تدریجا آفریده می شوند لیاقت استعداد دریافت رحمت های بی پایان الهی و سعادت اخروی را پیدا کنند باید نبوت منظور شود وگرنه وجود سایر انسان ها معطل می ماند و به هدف نمی رسند و این نقض غرض و خلاف حکمت است. تا این جا تکلیف در عالم علم مشخص شد. حال در عالم عین باید چه کار کرد؟ برای این که آنچه را که خداوند طراحی کرده بود عملی شود پیامبر را مبعوث کرد (إتماما لأمره و عزیمة علی إمضاء حکمه و إنفاذا لمقادیر حتمه).

وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

پی نوشت ها


1. اعراف، 54.

2 . علق، 1.

3 . توبه، 33.

4 . انبیاء، 105.

5 . آل عمران، 179.

اصالت توحید و عرضی بودن شرک

مقدمه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه