- پیشگفتار 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- مقدمه 1
- وحدت و اختلاف 1
- انواع اختلاف 2
- خلاصه مباحث گذشته 2
- پی نوشت ها 2
- وحدت و اختلاف 2
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- پی نوشت ها 3
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- تقویت حق؛ هدف ما از وحدت 4
- وحدت بر مدار حق 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- داستان فدک 6
- پی نوشت ها 7
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- مقدمه 8
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- اقسام الهام 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- مفهوم وحی و الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- تفاوت نعم، آلاء و منن 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعمت های الهی وبندگان 13
- شکر نعم الهی 13
- حقیقت توحید 14
- تقویت امور فطری 14
- پی نوشت ها 14
- مراتب شکر 14
- اخلاص در عمل 15
- رابطه توحید و اخلاص 15
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- علم حضوری وحصولی 16
- دو شکل خداشناسی 17
- پی نوشت ها 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- دفع یک توهم 18
- امکان شناخت خدا 18
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- چرا در وهم ناید 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وصف ناید 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- مشیت الهی 20
- آفرینش از عدم 20
- افعال الهی 20
- آفرینش بدون الگو 20
- پی نوشت ها 21
- خداوند؛ مختار علی الاطلاق 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف آفرینش 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- خلاصه مباحث گذشته 23
- پی نوشت ها 23
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 25
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- برگزیده خدا 25
- مفاهیم اختار، اصطفی و اجتبی 25
- عالم نور 26
- نسیم های دیار دوست 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- معلم ملائکه 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- پی نوشت ها 27
- تقدیرات علمی و تقدیرات عینی 28
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- مقدمه 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- مقدمه 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- مقدمه 34
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- مقدمه 36
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- مقدمه 38
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- پی نوشت ها 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- فهرستی از اسرار کلی قرآن 40
- اصالت ایمان 40
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- پی نوشت ها 41
- خاکستر در طوفان 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- مقدمه 42
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- ریشه های کفر 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- پی نوشت ها 43
- مقدمه 44
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- مفهوم زکات 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- آثار روزه 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- روزه و سلامت تن 47
- اسرار حج 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- حج تمرین بندگی 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- امامت، امان از تفرقه 49
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- یادی از مجاهدان 51
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- جان ها فدای اسلام 53
- پی نوشت ها 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتِیجَابِ الْأَجْرِ، 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- پی نوشت ها 56
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛1 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- و اما وظیفه 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- حکمت و آثار نیکی به والدین و ارتباط با خویشاوندان در کلام صدیقه کبری سلام الله علیها 59
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- مراتب و احکام صله رحم 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پی نوشت ها 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکَایِیلِ وَ الْمَوَازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْس؛1 64
- معامله با خدا 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- پی نوشت ها 66
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- مقدمه 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- پی نوشت ها 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- عید خدا 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک تشریعی 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- پی نوشت ها 71
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- حکمت های امر به تقوا 72
- مقدمه 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- پی نوشت ها 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- مقدمه 74
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- پی نوشت ها 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- مقدمه 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- مقدمه 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- پی نوشت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- جانباز جنگ احد 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- مقدمه 79
- اقسام کفر 80
- جولان نفاق 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- پی نوشت ها 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- مقدمه 81
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- پی نوشت ها 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- مقدمه 83
- توصیف شتر فتنه 84
- پی نوشت ها 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- مقدمه 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- ماجرای غصب فدک 86
- حد نصاب وحدت 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- نگاهی به مباحث گذشته 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- پی نوشت ها 88
- نباید راه حق را بست 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- پی نوشت ها 89
- مقدمه 90
- چکیده مباحث گذشته 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- پی نوشت ها 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- آنچه گذشت 92
- مقدمه 93
- دفع دو شبهه 93
- پی نوشت 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت ها 94
- سابقه انصار 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- ایمان واقعی 95
- واپسین احتجاج 95
- راحت طلبی امت عامل غربت حق 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- مقدمه 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- چکیده آنچه گذشت 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- مردمی بی معرفت 100
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- پی نوشت ها 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- مقدمه 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- حاکم مطلوب 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- مقدمه 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- مقدمه 106
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- پی نوشت ها 107
... فَرَأَی الْأُمَمَ فِرَقاً فِی أَدْیَانِهَا، عُکَّفاً عَلَی نِیرَانِهَا، عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا، مُنْکِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفَانِهَا، فَأَنَارَ اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ظُلَمَهَا، وَ کَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَهَا، وَ جَلَی عَنِ الْأَبْصَارِ غُمَمَهَا، وَ قَامَ فِی النَّاسِ بِالْهِدَایَةِ، وَ أَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغَوَایَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمَایَةِ، وَ هَدَاهُمْ إِلَی الدِّینِ الْقَوِیمِ، وَ دَعَاهُمْ إِلَی الطَّرِیقِ الْمُسْتَقِیم 1 حضرت زهرا سلام الله علیها با اشاره به حکمت بعثت انبیاء و به خصوص پیغمبر خاتم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: بعثت نبی مکرم اسلام قبل از خلق این عالم پیش بینی شده بوده و خدای متعال نور آن حضرت را آفریده و ایشان را برای ختم رسالت تعیین فرموده بود. زمانی که حکمت الهی اقتضا کرد آن حضرت را در این عالم مبعوث فرمود تا آن طرحی که برای آفرینش و از جمله آفرینش انسان پیش بینی شده بود عملی شود. هنگامی که پیغمبر مبعوث شدند با این صحنه در جهان مواجه شدند که اطراف عالم را گمراهی ها، جهالت ها و ابهام ها فرا گرفته بود. مردم در دین ها و مذاهب شان بسیار پراکنده و انواع معبودها را برای خودشان انتخاب کرده و به پرستش آن ها مشغول بودند؛ اما راه صحیح بندگی خدا در ابهام فرو رفته بود و کسانی که طالب حقیقت بودند راه اصلی سعادت را نمی شناختند؛ لذا پیغمبر اکرم به این مهم اقدام کردند که بشر را هدایت کنند به راه مستقیمی که موجب سعادت دنیا و آخرتشان می شود. این حاصلِ بیاناتی است که حضرت در این چند جمله می فرمایند. موضوعی که در این جا مناسب است درباره آن بحث شود، مسأله افتراق مردم در روش های پرستش و وجود ادیان و مذاهب متفاوت و متضاد است. برخی از سؤالاتی که در این باره مطرح است عبارتند از این که: این افتراق از چه زمانی پدید آمده است؟ چگونه این ادیان و مذاهب مختلف شکل گرفته است؟ خدای متعال برای رفع این اختلافات چه چاره ای اندیشیده است؟ و نهایتا نقش پیغمبر اسلام در مقابل این ادیان و مذاهب مختلف چه بوده است؟
تفسیر مادی از کثرت ادیان
درباره چگونگی پیدایش ادیان مختلف دو نظریه وجود دارد. یک نظریه، نظریه جامعه شناسان است. مؤسسان این علم عموماً گرایش های مادی گرایانه و ماتریالیستی داشتند و هنوز هم اکثر جامعه شناسان همین گرایشات را دارند. آقای اگوست کنت مؤسس علم جامعه شناسی می گوید: دوران زندگی بشر به سه دوره تقسیم می شود: یک دوره، دوره اساطیر، سحر، جادو و دین بوده است. در این دوره بشر هنوز از علم بهره چندانی نداشت و نمی توانست پیدایش پدیده ها را تفسیر کند؛ لذا برای این پدیده ها به عوامل ماوراء مادی استناد می کرد. دوره دوم، دوره آشنایی با فلسفه است. فیلسوفان این پدیده ها را به صور نوعی استناد دادند و گفتند: عالم به دست این عوامل ماورایی که در درون همین عالم اند اداره می شود. تا این که علوم تجربی پیشرفت کرد و فلسفه را کنار زد. هر اندازه علم پیشرفت کند، حقایق بیشتر روشن می شود. آنگاه ما می فهمیم که نه ارواحی در کار است، نه خدایانی و نه عوامل فلکی و ... . وی دین را در کنار سحر و جادو و اساطیر مطرح می کرد و این ها را از یک مقوله می دانست. سایر جامعه شناسان هم در چنین فضایی پرورش پیدا کردند. یکی از مسائلی که در جامعه شناسی مطرح شد منشأ پیدایش دین بود و این که آیا اول، دین واحدی در میان بشر وجود داشته است و بعد ادیان متعدد به وجود آمده اند یا ابتدا ادیان متعدد بوده و بعد با هم ادغام شده و به صورت یک یا چند دین درآمده اند؟ پیش از انقلاب یکی از نواندیشان که گاهی به نام اسلام شناس هم شناخته می شد در دانشگاه تهران سخنرانی مفصلی تحت عنوان «جامعه شناسی شرک» داشت. خلاصه آن سخنرانی این بود که بشر ابتدائاً به صورت قبایل مختلفی زندگی می کرد و هر قبیله برای رئیس قبیله احترامی قائل بود. گاهی بعد از مرگ رئیس قبیله سمبلی از او می ساختند و به عنوان احترام به او در جایی نگهداری می کردند. این سمبل کم کم به بت تبدیل شد. کم کم برای این بت ها آداب و مناسکی مرسوم شد و کم کم این آداب به صورت یک مجموعه و یک دین درآمد. بنابراین ابتدا ادیان فراوانی وجود داشته و هر قبیله برای خود دینی داشته است. بعدها که تمدن بشر پیشرفت کرد همان طور که در امور سیاسی و اجتماعی سعی کردند به هم نزدیک شوند و شهرک ها تبدیل به یک شهر بزرگ و شهرها به صورت یک کشور درآمدند، در امور دینی هم سعی کردند با هم متحد و در هم ادغام شوند. پس سیر از کثرت به وحدت است. این یک نوع تفسیر از پیدایش دین است که سیر ادیان را از کثرت به وحدت می داند.
تفسیر الهی از کثرت ادیان
راه دیگر رجوع به منابع اسلامی، وحی و قرآن است. ببینیم قرآن در این زمینه چه می فرماید. قرآن تقریباً عکس حرف جامعه شناسان را می گوید. بر اساس آموزه قرآن نسل انسان از آدم و حوا خلق شده اند و حضرت آدم پیغمبر و خداپرست بوده است. طبیعی است که وقتی این پیامبر خدا برای جمعیت چند نفری خانواده اش خداپرستی و توحید را تبلیغ کند این چند نفری که به تازگی خلق شده اند همان روش پدرشان را انتخاب کنند. قرآن هم به همین مطلب قائل است و می فرماید: کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیه فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ .2 در روایات هم آمده است که: «کانوا قبل نوح امة واحدة علی فطرة الله؛ همه انسان ها ابتدا بر فطرت خدایی بودند.» بعد اشاره می فرماید که تدریجا بین مردم اختلافاتی پدید آمد. خدای متعال پیغمبران را مبعوث کرد تا برنامه ای برای زندگی بشر ارائه و راه سعادت را به بشر نشان دهند. بعد عده ای در همین دین واحدی که خدا فرستاده بود از روی برتری طلبی و تجاوزگری، اختلاف ایجاد کردند. امروز هم این برنامه هم چنان ادامه دارد. در درون هر یک از ادیان بزرگ صدها فرقه وجود دارد. تنها مذهب پروتستان در مسیحیت بیش از پانصد فرقه اصلی دارد. سایر مذاهب هم همین حال را دارند. قرآن می فرماید: تنها عاملی که این اختلافات را ایجاد می کند ریاست طلبی و برتری طلبی کسانی است که از روی هوای نفس این فرقه ها را ایجاد می کنند (فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ). نظر قرآن این است که دین حق یکی بود. پیغمبران هم همه همین دین را تبلیغ می کردند؛ البته هر پیغمبری ممکن بود متناسب با زمان خودش احکامی بیاورد و پیغمبر بعدی بعضی از آن احکام را نسخ کند؛ اما قرآن همه این ادیان را به یک اصل و یک ریشه و یک مبانی واحد برمی گرداند و اسم همه را اسلام می گذارد. پیغمبران هم وقتی می خواستند از دنیا بروند به اطرافیانشان سفارش می کردند که جز با اسلام از دنیا نروید (فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)3. اما قرآن اختلافات را عمدی و ناشی از تجاوز، سرکشی، برتری طلبی، سودجویی، ریاست طلبی و ... می داند. اگر این ها را کنار می گذاشتند اختلافی پدید نمی آمد. انبیای الهی آن چنان راه حق را بیان کردند که اگر کسی می خواست می توانست حقیقت را بفهمد. ولی عده ای آب را گل آلود کردند و با شبهات و بدعت ها دین حق را تحریف کردند. پس بر اساس نظر قرآن کریم سیر اختلافاتی که در ادیان پدید آمده از وحدت به کثرت بوده است.
نحوه پیدایش تحریفات
جالب است بدانیم که این تحریفات از اول به همین شکلی که ما امروز می بینیم نبوده است. مثلا امروز اعتقاد به تثلیث و سه خدایی (پدر، پسر و روح القدس) از ارکان مسیحیت است. ولی این مسأله از اول در مسیحیت وجود نداشته و یک باره هم پیدا نشده است. ابتدا در میان پیروان یهودیت و بعد در پیروان نصرانیت تعبیرات مجازگونه ای به کار می بردند و می گفتند: ما فرزندان خدا و دوست خدا هستیم (وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَی نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ).4 این تعبیر، تعبیری تشریفاتی و مجازی بود. عُزیر که بعد از گذشت صد سال از مرگش دوباره زنده شد، یهودیان گفتند: عزیر پسر خداست (وَقَالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّهِ).5 مسیحیان خیلی اُولی بودند برای این که این لقب را به حضرت مسیح بدهند؛ چون حضرت مسیح پدر جسمانی نداشت. این مجازگویی ها کم کم جدی شد و تبدیل به رکن دین گشت. قرآن با این مسأله فرزنددار بودن خدا به شدت مبارزه کرده است. از طرف دیگر اصول جدی دین را مجاز گرفتند و تأویل کردند و کم کم حذف کردند. از هر دو طرف در دین تحریف ایجاد کردند. امروز هم چنین گرایش هایی وجود دارد و باید هشیار بود. امروزه تصور ابتدایی ما از بت پرستی این است که آن ها معتقدند این بت ها عالم را آفریده اند! در صورتی که مطلب به این سادگی نیست. اغلب کسانی که مبتلا به شرک بوده اند به نوعی وجود خالق واحد را قبول داشته اند. قرآن از قول بت پرستان می فرماید: «مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی؛6 ما این ها را پرستش نمی کنیم مگر برای این که ما را به الله نزدیک کنند.» یعنی به وجود الله به عنوان خالق زمین و آسمان معتقد بودند. بعضی از بت پرستان معتقد بودند که خدا دخترانی دارد که آن ها را خیلی دوست دارد و آن ها فرشته اند. می گفتند: چون ما نمی توانیم با آن ها ارتباط برقرار کنیم به این بت ها به عنوان نمادی از آن ملائکه احترام می گذاریم؛ آن ها از این کار خوششان می آید و پیش خدا برای ما پارتی بازی می کنند! درباره آتش پرستان ایران هم گفته شده که: این ها به آتش به عنوان یک نماد قداست احترام می گذاشتند تا خدا از آن ها راضی باشد، و معتقد نبودند که همین آتشی که خودشان روشن کرده اند آسمان و زمین را خلق کرده است. البته عده ای هم اصلاً به آفریننده ای معتقد نبودند؛ بلکه به یک نوع طبیعی گری معتقد بودند. می گفتند: «این طبیعت همیشه وجود داشته و این تحولات را داشته است؛ ولی برخی افراد می توانند در این تحولات نقش ایفا کنند!» نمرود و فرعون از جمله کسانی بودند که خود را به عنوان رب معرفی می کردند؛ اما به این که عالم آفریننده ای دارد قائل نبودند. به هر حال معنای پرستش این نیست که معبود همان خالق است.
پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک
انسان گاهی با افرادی با چنین اعتقاداتی برخورد می کند، اما می بیند روحیه نجیب و خیرخواهانه ای دارند. مثلاً بعضی از مرتاضان پابرهنه راه می روند و با جاروی نازکی مرتب جلوی پایشان را جارو می کنند، که مبادا مورچه ای را پایمال کنند! تا این حد برای موجود زنده احترام قائل اند. با دیدن این روحیات، انسان با خود می گوید: آیا چنین انسان هایی با این روحیه با صفا اهل بهشت نیستند؟ باید بدانیم که اگر کسی در شرایطی واقع شود که واقعاً یقین داشته باشد راه اشتباهی که می رود صحیح است و احتمال خلاف ندهد، مستضعف است و ممکن است خدا او را ببخشد، به شرطی که در تشخیص حق کوتاهی نکرده باشند و به همان حدی که می فهمد عمل کند. اما عده ای این فکر را ترویج می کنند که: بت پرستان نه تنها پاک اند، بلکه اهل بهشت هم هستند. پلورالیست های مذهبی تصریح می کنند به این که: نه شیعه بر سنی امتیازی دارد و نه سنی بر شیعه؛ نه مسلمان بر بت پرست برتری دارد و نه بت پرست بر مسلمان (الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق). هر یک از این ها یک صراط مستقیم است و ما صراط های مستقیم داریم. این دسته از بت پرست ها صرفاً احترامی برای بت ها قائل اند؛ چون معتقدند این احترام در زندگی آن ها تأثیر دارد. گرچه این اعتقاد غلط است، اما باعث نمی شود که بگوییم: این ها به خدای دیگری معتقدند. این یک گرایش انحرافی است. همان طور که قبلاً اشاره کردم مسأله تثلیث در مسیحیت، ابتدا با تعارف و مجازگویی شروع شد. کم کم وقتی دیدند که پدری برای حضرت مسیح نیست، گفتند: عیسی پسر الله است؛ اما ببینید قرآن با این مسأله چگونه برخورد می کند. می توانست بگوید: «این که نصاری گفتند: عیسی پسر الله است، یک لقب تشریفاتی است و نمی خواهند بگویند: واقعاً الله پدر و عیسی پسر است.» اگر این گونه برخورد می کرد ارتباط ما با مسیحیت نزدیک تر می شد و پلورالیزم هم زودتر محقق می شد. اما قرآن می گوید: «تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا * أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا؛7 از این حرف که گفتند: خدا فرزند دارد، نزدیک است آسمان ها از هم بپاشد و زمین دهن باز کند و کوه ها فرو ریزد.» قرآن در مقام احتجاج می گوید: ما از اصل مشترکی شروع می کنیم و آن این که غیر از خدای واحد را نپرستیم (قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَی کَلَمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ)8؛ اما در مقام مبارزه با اعتقاد فاسد، قاطعانه می گوید: این حرف شما به قدری غلط و زشت است که جا دارد عالم از هم بپاشد. آیا با وجود چنین گناه بزرگی می توان گفت: آن یک صراط مستقیم است و ما هم یک صراط مستقیم؟! بله، قرآن می فرماید: إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هادُوا وَ النَّصاری وَ الصَّابِئینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛9 ولی معنای این آیه این نیست که اگر بعد از این که پیغمبر اسلام آمد و حجت بر آن ها تمام شد و معلوم شد که دین حق، دین پیغمبر اسلام است و احکام دین آن ها منسوخ است، ولی با این حال آن ها لجاجت کنند و به او ایمان نیاورند، باز هم فرقی با مؤمنین ندارند. این آیه در مقام این است که بگوید: پیرو هر دینی در آن وقتی که وظیفه اش بود از آن دین تبعیت کند، اگر به وظیفه اش عمل کرد، خدا به او پاداش می دهد، و اگر به وظیفه اش عمل نکرد، هرچند القاب غلیظ و شدید هم داشته باشد، روی سعادت را نمی بیند. توجه داشته باشیم که یکی از بزرگ ترین وظایف ما مسأله حفظ اصالت دین، مذهب و اعتقادات است و بیش ترین بار این وظیفه بر دوش روحانیان است.
وَفَّقَنا اللهُ وَ إِیِّاکُم.