- پیشگفتار 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- مقدمه 1
- وحدت و اختلاف 1
- خلاصه مباحث گذشته 2
- پی نوشت ها 2
- وحدت و اختلاف 2
- انواع اختلاف 2
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- پی نوشت ها 3
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- وحدت بر مدار حق 4
- تقویت حق؛ هدف ما از وحدت 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- تدبیر بی نظیر 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- داستان فدک 6
- پی نوشت ها 7
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- مقدمه 8
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- اقسام الهام 10
- پی نوشت ها 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- مفهوم وحی و الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- تفاوت نعم، آلاء و منن 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعمت های الهی وبندگان 13
- شکر نعم الهی 13
- تقویت امور فطری 14
- حقیقت توحید 14
- مراتب شکر 14
- پی نوشت ها 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- رابطه توحید و اخلاص 15
- اخلاص در عمل 15
- پی نوشت ها 15
- انواع خداشناسی 16
- علم حضوری وحصولی 16
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- پی نوشت ها 17
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- امکان شناخت خدا 18
- دفع یک توهم 18
- چرا در دیده ناید 18
- چرا در وصف ناید 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وهم ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- آفرینش از عدم 20
- افعال الهی 20
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- پی نوشت ها 21
- خداوند؛ مختار علی الاطلاق 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- خلاصه مباحث گذشته 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم نور 25
- پی نوشت ها 25
- مفاهیم اختار، اصطفی و اجتبی 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- نسیم های دیار دوست 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- معلم ملائکه 27
- پی نوشت ها 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- تقدیرات علمی و تقدیرات عینی 28
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- مقدمه 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- رسالت های پیامبر 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- مقدمه 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- مقدمه 34
- صراط مستقیم 34
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- پی نوشت ها 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- بانوی آسمانی 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- مقدمه 36
- لقای دوست 36
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- راز کراهت از مرگ 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- پی نوشت ها 37
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- مقدمه 38
- کتاب خدا 38
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- فهرستی از اسرار کلی قرآن 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- اصالت ایمان 40
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- پی نوشت ها 41
- خاکستر در طوفان 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- مقدمه 42
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- ریشه های کفر 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- پی نوشت ها 43
- مقدمه 44
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- مفهوم زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- آثار روزه 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- روزه و سلامت تن 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- اسرار حج 47
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- حج تمرین بندگی 48
- امامت، امان از تفرقه 49
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- یادی از مجاهدان 51
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- پی نوشت ها 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتِیجَابِ الْأَجْرِ، 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- پی نوشت ها 56
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛1 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- و اما وظیفه 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین و ارتباط با خویشاوندان در کلام صدیقه کبری سلام الله علیها 59
- پی نوشت ها 59
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- مراتب و احکام صله رحم 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پی نوشت ها 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکَایِیلِ وَ الْمَوَازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْس؛1 64
- معامله با خدا 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- پی نوشت ها 66
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- مقدمه 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- پی نوشت ها 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- عید خدا 69
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- شرک تشریعی 70
- مراتب توحید و شرک 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- پی نوشت ها 71
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- مقدمه 72
- حکمت های امر به تقوا 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- پی نوشت ها 73
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- مقدمه 74
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- دلسوزترین هادی 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- مقدمه 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- مقدمه 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- پی نوشت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- جانباز جنگ احد 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- مقدمه 79
- اقسام کفر 80
- جولان نفاق 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- پی نوشت ها 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- مقدمه 81
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- حادثه ای غریب 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- پی نوشت ها 83
- مقدمه 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- مقدمه 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- پی نوشت ها 87
- حد نصاب وحدت 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- نگاهی به مباحث گذشته 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- پی نوشت ها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- نباید راه حق را بست 89
- پی نوشت ها 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- مقدمه 90
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- پی نوشت ها 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- آنچه گذشت 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- پی نوشت 93
- مقدمه 93
- دفع دو شبهه 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- پی نوشت ها 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- سابقه انصار 94
- واپسین احتجاج 95
- راحت طلبی امت عامل غربت حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- مقدمه 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- چکیده آنچه گذشت 98
- پی نوشت ها 98
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- مردمی بی معرفت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- پی نوشت ها 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- مقدمه 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- حاکم مطلوب 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- مقدمه 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- مقدمه 106
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- پی نوشت ها 107
ضرورت زندگی اجتماعی
علت ارتباط آگاهانه دو موجود باشعور، کسب منعفت، تحقق مصلحت و دست یابی به کمالی برای هر دو یا دست کم برای یکی از آن دو است. نمونه بارز آن، ارتباطات اجتماعی بین انسان هاست که در سایه آن، زندگی مدنی و اجتماعی شکل می گیرد. در سایه زندگی اجتماعی، هزاران نوع برکت مادی و معنوی عاید انسان ها می شود که اگر این زندگی اجتماعی نبود و بنا بود انسان ها به صورت فردی زندگی کنند هیچ یک از این منافع و مصالح تحقق پیدا نمی کرد. برای درک این منافع، هر کسی کافی است مروری اجمالی بر زندگی خود داشته باشد. انسان از اولین تا آخرین لحظات زندگی دائماً در حال استفاده از دیگران است؛ یا از دیگران چیزی یاد می گیرد یا بیمار می شود و به پزشک مراجعه می کند یا لوازم مورد نیاز زندگی را با دیگران تبادل می کند یا ... . هم چنین از این زندگی منافع معنوی زیادی را کسب می کند؛ اگر انسان زندگی اجتماعی نداشت دین و احکام خدا را یاد نمی گرفت و به دنبال آن ترقی معنوی پیدا نمی کرد و آخرتش هم تباه می شد. پس در واقع این زندگی اجتماعی است که برای انسان هم خیرات دنیا را فراهم می کند و هم خیرات آخرت را. پس انسان ناچار است که با انسان های دیگر ارتباط داشته باشد.
واقعیات ریشه ارزش ها
بعد از تصدیق به ضرورت زندگی اجتماعی باید بدانیم که رکن این زندگی اجتماعی تأمین منافع دو موجود باشعوری است که با هم ارتباط برقرار کرده اند. اگر این ارتباط و تبادل منافع نباشد زندگی اجتماعی پایدار نمی ماند. بر این اساس سلسله ای از ارزش های اجتماعی شکل می گیرد که همه ما آن ها را درک می کنیم؛ ولی غالباً به سرّ به وجود آمدن آن ارزش ها توجه نداریم. گاهی گمان می کنیم که ارزش ها امور عقلیِ بدیهی اند؛ گمان می کنیم خوبی راست گفتن، عدالت و ... به خاطر این است که عقل آدمی به صورت بدیهی، خوبی آن ها را می فهمد. گاهی هم می گویند: «درکِ خوبی و حسن این امور فطری است» و معمولاً از این قبیل تعبیرات به کار می برند. ولی شاید سرّ پیدایش همه این ارزش ها این باشد که این ها تأمین کننده مصالح انسان ها هستند و از آن جهتی خوب اند که اگر این ارزش ها رعایت نشوند مصالح انسان ها به خطر می افتد. به اصطلاح طلبگی، این ها یک سلسله آراء محموده ای هستند که مبتنی بر یک سلسله واقعیات حقیقی اند و آن حقایق، روح این ارزش ها را تشکیل می دهند و به اصطلاح فقهی احکام تابع مصالح و مفاسد هستند.
وفای به عهد؛ عام ترین ارزش
رکن تشکیل زندگی اجتماعی و مدنی یا تحقق تمدّن، تعهداتی است که افراد اجتماع نسبت به همدیگر دارند. افراد اجتماع طبق قراردادهایی با هم کار می کنند که این قراردادها گاهی لفظی یا کتبی است و گاهی نانوشته است اما به ذوق عقلایی همه عقلا می دانند که برای دوام زندگی اجتماعی باید طبق آن ها عمل کنند. وقتی چند نفر برای رفع نیازی اقدام به تبادل اجناس خود می کنند باید برای وفاکردن به تعهدشان ارزش قائل باشند. اگر بنا باشد که هر کدام درصدد فریب دیگری باشد زندگی اجتماعی دوامی پیدا نمی کند. کسی که می گوید: «فروختم» یعنی جنس را به صورت سالم تحویل می دهم و آن کسی که می گوید: «خریدم» یعنی طبق قرارداد پول را به طور کامل به تو می دهم. اگر فروشنده درصدد باشد که به جای مثلاً یک کیلوگرم، نهصد گرم بدهد و مشتری هم قصد داشته باشد که از قیمت کم بگذارد نتیجه کار به مشاجره و بالاخره به هرج و مرج می انجامد و زندگی اجتماعی دوامی پیدا نمی کند. اصلی ترین و عام ترین ارزش در زندگی اجتماعی این است که انسان به قراردادهایش پای بند باشد. رعایت این ارزش حتی درباره کفار و دشمنان هم واجب است. یکی از مصادیق این تعهد ردّ امانت است. در اسلام آن قدر به این مسأله اهمیت داده شده که امام سجاد سلام الله علیه فرمود: «اگر قاتل پدرم شمشیری را که با آن پدرم را به شهادت رسانده است پیش من به امانت می گذاشت آن را سالم به او برمی گرداندم.»2 قوام زندگی اجتماعی به تعهد است. اگر ما به تعهداتی که داده ایم عمل نکنیم پایه زندگی اجتماعی را متزلزل کرده ایم و در آینده دودش در چشم خودمان می رود.
معامله با خدا
گاهی رابطه قرارداد متقابل از رابطه انسان ها با یکدیگر فراتر می رود و شامل رابطه انسان با خدا هم می شود. مفاهیمی که ما در اخلاق، حقوق و ... به کار می بریم ابتدا در بین خود انسان ها شکل می گیرد ولی بعد تجرید می شود، توسعه داده می شود و نسبت به خدای متعال و اولیای خدا یا فرشتگان هم به کار می رود. مثلاً خدای متعال می فرماید: «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ؛3 من با بندگانم معامله می کنم و جان و مالشان را در مقابل بهشت می خرم.» واضح است که خدا به ما احتیاجی ندارد تا با ما قراردادی ببندد و ما چیزی به او تقدیم کنیم؛ اما برای این که راهی برای تربیت و تکامل ما باز کند خود را به منزله موجودی قرار داده است که با انسان معامله می کند. یا می فرماید: «هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَی تِجَارَةٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ؛4 آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب ابدی نجات می دهد؟» آن تجارت چیست؟ می فرماید: «تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُم 5 به خدا ایمان بیاورید و در راه او با مال و جان جهاد کنید.» خدای متعال برای این که در ما انگیزه انجام کار خوب ایجاد کند تا مستحق رحمت او شویم از این مفاهیم استفاده می کند. خداوند در این آیه شریف خود را به منزله مشتری که متقاضی است قرار می دهد و می گوید: «چه کسی می خواهد جان و مالش را به من بفروشد؟» گاهی برعکس حالت فوق، تعهد را ما شروع می کنیم. این تعهد انواعی دارد که دارای مفاهیمی شبیه به هم اند و عبارتند از: عهد، قسم و نذر. اگر ما با انسان ها عهدی ببندیم ولی برخلاف تعهد عمل کنیم چه قدر زشت است؟! یعنی عام ترین و روشن ترین ارزش های اجتماعی و بهترین ارزش های عقلی را پایمال کرده ایم. در حقیقت معامله ای انجام داده ایم و بعد تقلب کرده ایم. این عمل بسیار زشت است اما به هر حال یک نوع کار متقابلی است بین دو نفری که هم عرض اند و او هم می تواند همین بلا را به سر ما بیاورد. من به او احتیاج دارم و او هم به من احتیاج دارد. اما خدای متعال خودش را برای ما تنزل داده، برای ارتباط با ما از مفاهیم انسانی استفاده کرده است تا من را به طرف کمال و رعایت ارزش ها حرکت دهد تا از این راه لیاقت رحمت و پاداش او را پیدا کنیم. با این حال اگر در صدد فریب او برآییم، زشتی کار صدها و هزارها برابر می شود. اگر انسانی بخواهد کسی را فریب دهد، طوری رفتار می کند که او نفهمد و اگر طرف بفهمد، فریب کار خجالت می کشد و حیا می کند. خدای متعال به باطن ما و به کارهای ما آگاه تر از خود ماست. حال اگر با چنین خدایی قراردادی ببندم که اگر فلان کار را کردی فلان عمل را انجام می دهم، ولی قصد تقلب داشته باشم یا بعداً در انجام تعهدم سهل انگاری کنم این خیلی زشت است و در اصل پا به بخت خودم زده ام. پس خیانت کردن به خدا خیلی زشت تر از تخلفاتی است که انسان ها نسبت به یکدیگر می کنند. این دو عبارت حضرت زهرا سلام الله علیها با این اصل کلی ارتباط پیدا می کند. یکی از آن دو وفای به نذر است. نذرِ مشروط یعنی با خدا قرارداد می بندم که اگر حاجت من برآورده شود، مثلاً سه روز روزه می گیرم. حال اگر نذر کننده به این تعهد عمل نکرد خدا این خیانت را نادیده نمی گیرد؛ چون بنای خدا بر این است که یا زمینه رشد و ترقی را فراهم کند تا ما استحقاق پاداش پیدا کنیم یا به سوء اختیار خودمان تنزل کنیم و مستحق عقوبت شویم. انسان یعنی موجودی که خدا به او اختیار داده است برای این که یا راه رشد را انتخاب کند یا راه سقوط را. بنابراین او باید زمینه را فراهم کند تا ما انتخاب کنیم.
نفاق ثمره عهدشکنی
خداوند اولین کیفری که به سبب تخلف از این گونه تعهدات به انسان می دهد این است که ایمانش را ضعیف می کند و به تعبیر قرآن مبتلا به نفاق می شود. شاید این بالاترین عقوبت ممکن باشد. چون ارزنده ترین گوهری که انسان دارد ایمان است؛ این ایمان است که می تواند انسان را تا عرش الهی بالا ببرد. اگر ایمان از او گرفته شد از هر پَستی پست تر می شود. قرآن صریحاً به این مطلب اشاره می کند و می فرماید: «وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ * فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَّ هُم مُّعْرِضُونَ * فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِی قُلُوبِهِمْ إِلَی یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا کَانُواْ یَکْذِبُونَ؛ 6 عده ای از این منافقان با خدا عهد بستند و گفتند: اگر خدا از فضل خودش به ما مرحمت کند و روزی ما فراوان شود، ما زیاد صدقه می دهیم و انسان شایسته ای می شویم. وقتی خدا به آن ها نعمت داد بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و روی برتافتند. نتیجه عهدشکنی با خدا این شد که نفاق را تا روزی که خدا را ملاقات کنند در دلهایشان برقرار ساخت. بخاطر این که از پیمان الهی تخلّف جستند و بخاطر این که دروغ می گفتند.» این نفاق نفاقی لحظه ای نیست؛ بلکه این نقاق در دل آن ها تا روز قیامت باقی خواهد ماند. چرا؟ چون با خدا پیمان شکنی کردند. اما اگر انسان به عهدش با خدا وفادار باشد و به آن عمل کند پاداش می گیرد؛ یعنی علاوه بر این که روزی وسیع را دریافت می کند وقتی به عهد خود عمل می کند و صدقه می دهد پاداش صدقه دادن را هم می گیرد. به این دسته به جای نفاق، نورانیت داده می شود و استحقاق مغفرت، آمرزش و تکامل ایمان پیدا می کنند.