- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- پیشگفتار 1
- وحدت و اختلاف 1
- مقدمه 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- خلاصه مباحث گذشته 2
- انواع اختلاف 2
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- پی نوشت ها 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تقویت حق؛ هدف ما از وحدت 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- پی نوشت ها 5
- داستان فدک 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- تدبیر بی نظیر 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- مقدمه 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- مفهوم وحی و الهام 10
- اقسام الهام 10
- پی نوشت ها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- تفاوت نعم، آلاء و منن 11
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- نعمت های الهی وبندگان 13
- حقیقت توحید 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- پی نوشت ها 14
- اخلاص در عمل 15
- رابطه توحید و اخلاص 15
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- انواع خداشناسی 16
- علم حضوری وحصولی 16
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- دو شکل خداشناسی 17
- پی نوشت ها 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- امکان شناخت خدا 18
- دفع یک توهم 18
- چرا در دیده ناید 18
- انواع مفاهیم عقلی 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وهم ناید 19
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- آفرینش بدون الگو 20
- آفرینش از عدم 20
- مشیت الهی 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- علت غایی در افعال الهی 22
- خداوند؛ مختار علی الاطلاق 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- هدف آفرینش 22
- خلاصه مباحث گذشته 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- مفاهیم اختار، اصطفی و اجتبی 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم نور 25
- برگزیده خدا 25
- عالم نور 26
- نسیم های دیار دوست 27
- پی نوشت ها 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- معلم ملائکه 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- فلسفه نبوت 28
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- تقدیرات علمی و تقدیرات عینی 28
- مقدمه 29
- پی نوشت ها 29
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- مقدمه 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- رسالت های پیامبر 32
- پی نوشت ها 33
- مقدمه 34
- صراط مستقیم 34
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- پی نوشت ها 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- بانوی آسمانی 36
- مقدمه 36
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- راز کراهت از مرگ 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- مقدمه 38
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- پی نوشت ها 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- اصالت ایمان 40
- فهرستی از اسرار کلی قرآن 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- پی نوشت ها 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- مقدمه 42
- گردن کشی در برابر خدا 43
- ریشه های کفر 43
- پی نوشت ها 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مقدمه 44
- مفهوم زکات 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- پی نوشت ها 46
- روزه و سلامت تن 47
- آثار روزه 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- اسرار حج 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- حج مظهر شکوه دین 48
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- حج تمرین بندگی 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- امامت، امان از تفرقه 49
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- پی نوشت ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- یادی از مجاهدان 51
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- پی نوشت ها 53
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتِیجَابِ الْأَجْرِ، 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- میدان های مقاومت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛1 57
- و اما وظیفه 58
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین و ارتباط با خویشاوندان در کلام صدیقه کبری سلام الله علیها 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- زمینه ساز شکر خدا 60
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پی نوشت ها 63
- وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکَایِیلِ وَ الْمَوَازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْس؛1 64
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- معامله با خدا 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- پی نوشت ها 66
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- مقدمه 67
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- عید خدا 69
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک تشریعی 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- مراتب توحید و شرک 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- پی نوشت ها 71
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- مقدمه 72
- حکمت های امر به تقوا 72
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- پی نوشت ها 73
- بدانید و عمل کنید 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- مقدمه 74
- دلسوزترین هادی 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- مقدمه 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- مقدمه 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- پی نوشت 77
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- مقدمه 79
- جولان نفاق 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- اقسام کفر 80
- پی نوشت ها 80
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- مقدمه 81
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- حادثه ای غریب 82
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- پی نوشت ها 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- مقدمه 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- توصیف شتر فتنه 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- مقدمه 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- حد نصاب وحدت 87
- پی نوشت ها 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 88
- نگاهی به مباحث گذشته 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- نباید راه حق را بست 89
- مقدمه 90
- چکیده مباحث گذشته 90
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- پی نوشت ها 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- آنچه گذشت 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- مقدمه 93
- پی نوشت ها 94
- سابقه انصار 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- واپسین احتجاج 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- راحت طلبی امت عامل غربت حق 95
- ایمان واقعی 95
- پی نوشت ها 96
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- مقدمه 97
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- چکیده آنچه گذشت 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- پی نوشت ها 98
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- مردمی بی معرفت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- پی نوشت ها 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- پی نوشت ها 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- مقدمه 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- مقدمه 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- مقدمه 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
10 . مریم، 6.
11 . عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج2 ص26.
تفاوت های حمد، شکر و ثنا
مقدمه
برای صحبت پیرامون خطبه شریف زهرا سلام الله علیها روشی را انتخاب می کنیم که نه آن قدر طولانی شود که زمان زیادی را بگیرد و نه خیلی به اجمال بگذریم و حق مطلب ادا نشود. از خدا می خواهیم توفیق دهد که این خطبه شریف را با روش معتدل و میانه ای توضیح دهیم. خطبه مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها به حسب نقل متضافر با این جملات شروع می شود: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَنْعَمَ وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَلْهَمَ وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ.1 مبتدای جمله اول حمد، مبتدای جمله دوم شکر و مبتدای جمله سوم ثناست. اجمالاً فرقی که می توان بین این سه گذاشت این است که ثناء مفهوم عامتری از همه این هاست. در عربی برای هر مدح و ستایشی می توان ثناء را به کار برد؛ خواه ممدوح عاقل باشد یا عاقل نباشد و خواه حیات داشته باشد یا جماد باشد، و نیز خواه برای کار اختیاری باشد یا غیر اختیاری، برای همه اینها می توان از تعبیر ثناء استفاده کرد؛ اما حمد در جایی گفته می شود که کاری خوب از فاعلی با شعور و مختار صادر شود؛ خواه آن کار سودی به حال حمدکننده داشته باشد یا نداشته باشد؛ ولی شکر اخص از حمد است؛ یعنی ثنایی است که برای کسی که کار خوبی انجام بدهد و نتیجه آن کار خوب عاید ستایش گر شود، بکار می رود. نکته دیگر ترتیب قرار گرفتن سه واژه حمد، شکر و ثناست. چرا اول حمد، بعد شکر و بعد ثنا بکار رفته است؟ شاید چون در مقام ستایش خداست و خدا موجودی است که عین حیات و علم است و اعلی مراتب حیات و قدرت و علم و اختیار را دارد، طبعاً آدم باید او را به خاطر کارهای خوب و اختیاری اش ستایش کند. خدا کار غیر اختیاری ندارد. همه آثار خوبی که از خدا ناشی می شود در اختیار اوست و چیزی جبری از خدا صادر نمی شود. پس واژه حمد، واژه ای مناسب برای ستایش خداست. خداوند هم در قرآن، کلام خود را با حمد شروع کرده است. در جمله دوم می خواهد خدا را بر بخششی ستایش کند که عاید خود ثناکننده است و یک عطیه اختصاصی است. در چنین جایی واژه شکر مناسب است. سپس بعد از حمد الهی و شکر بر نعمتهای اختصاصی می خواهد این ستایش را تعمیم دهد ـ شبیه ذکر عام بعد خاص؛ لذا تعبیر ثناء را به کار می برد.
حیات؛ بزرگترین نعمت الهی
نکته سومی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که می فرماید: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَنْعَمَ. کارهای خوبی که خدای متعال انجام می دهد همه برای بندگان نعمت است؛ پس وقتی کسی خدا را حمد می کند انگیزه او برای حمد، توجه به نعمتهای خداست. اما نعمت چیست؟ إنعام یعنی اعطای نعمت. اصل ریشه نعمت (ن، ع، م) به معنای نرمی و ملایمت است. کلمه نعومة هم از همین ریشه است. وقتی می خواهند پارچه ای که نرم است یا برگ گلی که نرم است را توصیف کنند از این واژه استفاده می کنند. علت نام گذاری نعمتها به نعمت، این است که نعمت برای دریافت کننده آن، مناسب و مفید است و با وجود او ملائمت دارد. اگر چیزی باشد که به حال او ضرر داشته باشد به آن نعمت نمی گوییم. اگر بخواهیم این معنای لغوی را با اصطلاح اهل معقول تطبیق دهیم باید بگوییم: نعمت چیزی است که در جهت کمال شیء واقع می شود. هم خود کمال برای یک موجود نعمت است و هم آنچه موجب کمال او می شود؛ اما اگر موجب ضرر و نقص یا موجب از بین رفتن آن شود دیگر برای او نعمت نخواهد بود. در یک تحلیل دقیق عقلی می توان گفت: وقتی کمالات وجود برای ما مطلوب است خود وجود به طریق اولی مطلوب است؛ از این روست که می بینیم هر موجود زنده ای سعی می کند تا آن جایی که می تواند حیات خود را حفظ کند و زنده بماند؛ حتی حشرات هم تا آن جایی که ممکن است حرکتی می کنند بلکه یک لحظه بیشتر زنده بمانند. این حالت به خاطر این است که حیات مطلوب ترین چیزهاست. پس همان طور که کمالات وجود برای انسان مطلوب و نعمت است، اصل وجود هم برای انسان نعمت است. در چنین مواردی که نیاز به تحلیل عقلی است و لغت، ترکیبات لفظی و متفاهمات عرفی نمی تواند حق مطلب را ادا کند با نوعی مسامحه و تصرفاتی، لفظ را طوری به کار می بریم که بتواند آن معنا را به نحوی بفهماند. در این جا که می گوییم: خدا به ما وجود می دهد، ما چه چیزی هستیم که خدا به ما وجود می دهد؟! قبل از این که خدا وجود بدهد که ما چیزی نیستیم. وقتی می گوییم: خدا به ما وجود می دهد، این «ما» چیست که خدا به آن وجود می دهد؟ این «ما» و «وجود» فقط در تحلیل عقلی از هم جدا می شوند، والا ما همان وجود ماست. شاید تفکیک بین ماهیت و وجود از همین جاست. در خود قرآن کریم هم از این تعبیرات وجود دارد. در سوره یس می فرماید: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون 2 خدا وقتی بخواهد چیزی را ایجاد کند به آن می گوید: باش! آن هم موجود می شود.» قبل از این که خدا بگوید: باش، چیزی نیست که به «آن» بگوید: باش؛ مخاطب کیست؟ در این جا که می فرماید: خدا به «او» می گوید، او کیست؟ این همان تحلیلی است که در مقام تفهیم وابستگی همه چیز به اراده خدا چاره ای از آن نیست. وقتی می خواهند بگویند: خدا به هرچه بگوید: باش! موجود می شود، ناچار ـ با این که وجود ندارد ـ باید فرض کنیم که این یک ماهیتی و یک چیزی است. اینها برای این است که ذهن ما بهتر بتواند مفاهیم را حلاجی کند. در مباحث عقلی هم تفکیک بین وجود و ماهیت و چیزهایی شبیه آن از همین قبیل است؛ لذا می گوییم: یکی از آنها اعتباری و دیگری حقیقی است. وقتی کمالاتی مانند عمر طولانی تر، قدرت بیشتر، علم بیشتر و ... نعمت است، خود حیات من نعمت نیست؟! هست، بلکه بزرگ ترین نعمت است. خدا به هر چیز که وجود و حیات داده، این بزرگ ترین نعمتی است که به او داده است. این که خدا من را ایجاد کرده و من هست شدم بیش از همه چیز شکر می طلبد؛ چون همه آنچه داریم فرع این وجود است؛ آنها مطلوبند چون این را کامل می کنند. خود این که لحظه به لحظه خدا به ما حیات می دهد نعمت است. اگر یک لحظه را امساک کند هیچ چیز نخواهد بود. همه اینها نعمت هایی است که خدای متعال دائماً دارد به ما افاضه می فرماید. وقتی توجه پیدا کنیم که خدا چنین چیزهایی (وجودمان، شعورمان، سلامتمان و ...) در اختیار ما گذاشته، آن وقت باید گفت: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَنْعَمَ. در این جا همان طور که ملاحظه فرمودید برای نعمت یک معنای لغوی بدست آوردیم که از مقایسه چیزی با یک چیز دیگری که ملائم با آن است انتزاع می شود و بعد آن را با تحلیلی تعمیم دادیم که شامل خود وجود هم شد. در برخی استعمالات، نعمت گاهی به گونه دیگری استعمال می شود. در یک اطلاق، حوادثی که در عالم اتفاق می افتد و با ما ارتباط پیدا می کند به دو دسته تقسیم می شود: نعمت و بلا. آنچه ما به حسب ادراکات خودمان در ابتدا از آن خوشمان می آید و از آن لذت می بریم نعمت شمرده می شود و آن چه این گونه نیست مانند بیماریها، سختیها، اهانتها و ... را نعمت نمی دانیم؛ بلکه بلا می دانیم. اما در یک بینش توحیدی که قرآن به ما تعلیم می دهد مطلب بسیار دقیق تری به دست می آید و آن این است که خیلی چیزهایی که آدم از آن خوشش می آید و آنها را نعمت می داند اینها اسباب امتحان او می شود؛ ولی او در امتحان مردود می شود و سقوط می کند؛ مثلاً انسان از پولدار بودن خیلی خوشش می آید؛ اما آیا ثروتی که موجب بخل ورزیدن و ترک حقوق واجب شود، باز هم نعمت است؟! وقتی موجب بدبختی انسان در دنیا و آخرت شود گرچه انسان از آن لذت می برد آیا باز نعمت است؟! از طرف دیگر انسان از برخی چیزها خوشش نمی آید، مانند بیماری، تهی دستی، گرفتاری و ...؛ اما اگر همه اینها موجب شد که هم در دنیا پیشرفت کند و آب دیده شود و هم در آخرت ثوابهای کلانی ببرد، آیا این سختیها که به حسب ظاهر بلا بود واقعاً بلاست یا نعمت است؟ برخی گفته اند: هر چه را که انسان برای رسیدن به قرب خدا استفاده کند نعمت حقیقی است و اگر چیزهایی با این که لذت بخش است و چه بسا انسان خدا را هم مرتب شکر کند که اینها را به او داده، اما سرانجام باعث عذاب آخرت شود نعمت نخواهد بود.
نعمت حقیقی
در این جا دو بحث می شود که باز جنبه عرفی ندارد و همه، بحثهای تحلیلی عقلی است و این اختلافات را می تواند حل کند. در این عالم برخی از چیز ها خودشان هدف ماست؛ یعنی سراغ آنها را می گیریم چون خودشان را دوست داریم. در مقابل، بسیاری از چیزها مطلوبند و چه بسا لذت بخش هم هستند، اما هدف اصلی ما خود آنها نیست؛ بلکه وسیله ای است برای امری بالاتر. مثلاً هدف بیماری که دارو می خورد به دست آوردن سلامتی است. این تلاشها برای وی مطلوبیت ذاتی ندارد؛ بلکه مطلوبیت بالغیر دارد. مطلوب ذاتی، سلامتی است. همه انسانها یک سری امور را مطلوب ذاتی خودشان قرار می دهند و آنها برایشان اصل می شود. کفار همین لذت های دنیا برایشان مطلوب بالذات است. اصلاً زندگی می کنند که لذت ببرند و چیز دیگری نمی خواهند! اما لذت دنیا برای مؤمن مطلوب بالذات نیست؛ چون می داند سرتا سر این دنیا مقدمه و سفر است؛ مقصد جای دیگری است. اگر مؤمن به مقتضای ایمانش عمل کند به هیچ چیز دنیا به عنوان مطلوب بالذات نگاه نمی کند. همه چیز را برای آن نتیجه ابدی می خواهد. مطلوب مؤمن سعادت ابدی است. این امور زودگذر برای او همه جنبه وسیله ای دارد. پس این جا دو گونه نعمت پیدا می کنیم؛ نعمت بالذات و نعمت بالتبع. یعنی نعمت حقیقی برای مؤمن رسیدن به آن کمال نهایی است و بقیه نعمت بالتبع یا بالعرض است. این یک تحلیل که شاهد قرآنی آن در سوره حمد است. همه ما حداقل روزی ده مرتبه سوره حمد را می خوانیم و می گوییم: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ المُسْتَقِیمَ * صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمْتَ عَلَیهِمْ؛ خدایا! به ما راه راست را نشان بده؛ راه کسانی که به آنها نعمت دادی». آیا ما در نماز از خدا راه سرمایه داران آمریکایی را می خواهیم؟! متأسفانه بعضی از شخصیتهای شاخص به این آیه استدلال کردند و گفتند: «بله، جمع ثروت خوب است؛ ثروت نعمت خداست و ما در نماز هم می خوانیم: راه کسانی که به آنها نعمت دادی به ما بیاموز! یعنی به ما یاد بده چگونه ثروت به دست آوریم؛ البته ثروت حلال!» در حالی که خود قرآن أَنعَمْتَ عَلَیهِمْ را معرفی کرده است؛ می فرماید: وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحین؛3 چهار دسته اند که که خدا به آنها نعمت داده؛ انبیاء، صدیقین، شهداء، صالحین. در نماز که می گوییم: صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمْتَ عَلَیهِمْ یعنی راه اینها را به ما نشان بده؛ نه راه پولدارها را، نه راه سرمایه داران غربی را، نه راه ستمگران را. آنها که راه عذاب و بدبختی است! این نعمتی که ما در نماز تقاضا می کنیم آن نعمت نهایی و آن مطلوب بالذاتی است که مؤمن می خواهد؛ یعنی راه کسانی که آنها را به مقصد نهایی رساندی و خود قرآن آنها را چهار دسته می داند. بعد می فرماید کسانی هستند که به آنها ملحق می شوند و شرط ملحق شدن به آنها اطاعت خدا و پیغمبر است. آن مقام برای آن چهار دسته است و ما اگر خدا توفیق بدهد و همت کنیم، همت های مضاعف و اطاعت خدا و پیغمبر نماییم، آن وقت لیاقت معیت با آنها را پیدا خواهیم کرد. پس نعمت آن چیزی است که خدا به پیغمبران داده است و به مابقی مجازاً نعمت گفته می شود. از این دیدگاه نعمت، آن چیزی است که انسان را به مقصد نهایی برساند. اگر چیزی انسان را به آن جا نرساند خنثی است و ارزشی ندارد و اگر مانع رسیدن به آن کمال شود، اگرچه برای انسان لذت بخش باشد نقمت است. در روایات از چیزی که انسان را به آن مقصد نهایی می رساند به «ولایت» تعبیر شده است؛ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیم.4 در روایت آمده که مقصود از نعیم ولایت اهل بیت علیهم السلام است.5 این نعمت حقیقی است. تحلیل دیگر این است که باید فضای استعمال لفظ را در نظر گرفت. در اطلاق دیگری مسلماً همه آنچه خدا به ما عطا کرده نعمت است؛ هوایی که تنفس می کنیم، قدرت چشم بر هم زدن و باز کردن وحتی حرف زدن؛ همه اینها نعمت خداست. پس چه طور گفتیم نعمت آن هدف نهایی است؟ این جا هم طبق اصطلاح باید اسم همه عطایای خداوند را نعمت شأنی بگذاریم؛ یعنی چیزی است که می توان از آن برای رسیدن به کمال نهایی استفاده کرد. اگر ما درست استفاده کردیم، می شود نعمت و اگر از آن سوء استفاده کردیم، نعمت شأنی خدا را به نقمت و بلا تبدیل کرده ایم؛ أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ کُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ.6 هر چه خدا به ما داده است برای این است که از آن استفاده کنیم تا به تکامل برسیم، تا به قرب او برسیم. همه نعمتهای خدا بی استثناء، ابزاری برای رسیدن به آن هدف نهایی است؛ به آن جایی که نمی دانیم کجاست. همین اندازه می دانیم که: فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ.7 آن جایی که همسر فرعون درخواست کرد و گفت: «رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ؛8 می خواهم خانه ام پهلوی تو باشد!» همه آن چه در دنیا در اختیار ما قرار می گیرد برای این است که از آ ن ها استفاده کنیم تا به آن جا برسیم. پس یک نعمت بالذات داریم و یک نعمت بالعرض. نعمت بالذات همان است که مخصوص اولیای خداست؛ و آن چیزی است که ما را به کمال نهایی می رساند و نعمتهای بالعرض چیزهایی است که می تواند مقدمه برای کمال واقع شود. از منظری دیگر ما یک نعمت شأنی داریم و یک نعمت فعلی. نعمت شأنی چیزی است که می توان از آن برای رسیدن به کمال استفاده کرد؛ ولی گاهی ما از آن سوءاستفاده می کنیم. اما اگر از نعمت شأنی درست استفاده کنیم و آن را در راه اطاعت خدا به کار ببریم، ما هم مصداق این آیه شریف می شویم که می فرماید: وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم.
جعلنا الله و ایاکم من أهل هذه الآیه الشریفه.