- پیشگفتار 1
- وحدت و اختلاف 1
- مقدمه 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- انواع اختلاف 2
- خلاصه مباحث گذشته 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- پی نوشت ها 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تقویت حق؛ هدف ما از وحدت 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- پی نوشت ها 5
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- داستان فدک 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- پی نوشت ها 7
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- نعمت حقیقی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- مقدمه 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- پی نوشت ها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- مفهوم وحی و الهام 10
- اقسام الهام 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- تفاوت نعم، آلاء و منن 11
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- پی نوشت ها 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- شکر نعم الهی 13
- نعمت های الهی وبندگان 13
- حقیقت توحید 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- پی نوشت ها 14
- اخلاص در عمل 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در اعتقاد 15
- رابطه توحید و اخلاص 15
- علم حضوری وحصولی 16
- انواع خداشناسی 16
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- دو شکل خداشناسی 17
- پی نوشت ها 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- دفع یک توهم 18
- پی نوشت ها 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- چرا در وصف ناید 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- چرا در وهم ناید 19
- آفرینش از عدم 20
- آفرینش بدون الگو 20
- افعال الهی 20
- مشیت الهی 20
- پی نوشت ها 21
- خداوند؛ مختار علی الاطلاق 22
- هدف آفرینش 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- پی نوشت ها 23
- خلاصه مباحث گذشته 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- مفاهیم اختار، اصطفی و اجتبی 25
- عالم نور 25
- پی نوشت ها 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- برگزیده خدا 25
- عالم نور 26
- نسیم های دیار دوست 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- پی نوشت ها 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- معلم ملائکه 27
- فلسفه نبوت 28
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- تقدیرات علمی و تقدیرات عینی 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- مقدمه 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- مقدمه 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- رسالت های پیامبر 32
- پی نوشت ها 33
- مقدمه 34
- صراط مستقیم 34
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- پی نوشت ها 35
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- مقدمه 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- مقدمه 38
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- فهرستی از اسرار کلی قرآن 40
- اصالت ایمان 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- پی نوشت ها 41
- خاکستر در طوفان 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- مقدمه 42
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- ریشه های کفر 43
- پی نوشت ها 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- مقدمه 44
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- مفهوم زکات 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- آثار روزه 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- اسرار حج 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- روزه و سلامت تن 47
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- حج تمرین بندگی 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- امامت، امان از تفرقه 49
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- پی نوشت ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- یادی از مجاهدان 51
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- پی نوشت ها 53
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتِیجَابِ الْأَجْرِ، 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛1 57
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- و اما وظیفه 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین و ارتباط با خویشاوندان در کلام صدیقه کبری سلام الله علیها 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- پی نوشت ها 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکَایِیلِ وَ الْمَوَازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْس؛1 64
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- مقدمه 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- پی نوشت ها 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- عید خدا 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک تشریعی 70
- پی نوشت ها 71
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- حکمت های امر به تقوا 72
- مقدمه 72
- بدانید و عمل کنید 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- پی نوشت ها 73
- مقدمه 74
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- پی نوشت ها 75
- دلسوزترین هادی 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- مقدمه 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- پی نوشت 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- مقدمه 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- مقدمه 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- اقسام کفر 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- جولان نفاق 80
- پی نوشت ها 80
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- مقدمه 81
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- حادثه ای غریب 82
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- مقدمه 83
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- مقدمه 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- ماجرای غصب فدک 86
- حد نصاب وحدت 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- نگاهی به مباحث گذشته 88
- پی نوشت ها 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- نباید راه حق را بست 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- مقدمه 90
- چکیده مباحث گذشته 90
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- آنچه گذشت 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- دفع دو شبهه 93
- مقدمه 93
- پی نوشت 93
- سابقه انصار 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- پی نوشت ها 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- ایمان واقعی 95
- واپسین احتجاج 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- راحت طلبی امت عامل غربت حق 95
- پی نوشت ها 96
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- مقدمه 97
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- چکیده آنچه گذشت 98
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- مردمی بی معرفت 100
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- پی نوشت ها 103
- مقدمه 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- حاکم مطلوب 104
- مقدمه 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- مقدمه 106
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
شیطان هنوز زنده است
ما به دنبال عبرت گرفتن از تاریخ و حوادث صدر اسلام هستیم برای حوادثی که در پیش داریم؛ حوادثی که می دانیم گرچه رنگ عوض می کند اما ماهیتاً تکرار خواهد شد و امروز یا فردا اتفاق خواهد افتاد. در روایتی نبوی درباره تکرار تاریخ بنی اسرائیل در امت اسلام آمده است که: لَوْ أَنَّ أَحَدَهُمْ دَخَلَ جُحْرَ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوه.1 این احتمال وجود دارد که باز هم فتنه دیگری اتفاق بیافتد و احتمال آن بسیار قوی است؛ چراکه شیطان هنوز زنده است و از قَسَمی که برای نابودی انسان خورده برنگشته است و بنا ندارد که قسمش را بشکند. از طرفی روزبه روز بر تجربه اش افزوده می شود. اگر در این فتنه شکست خورد و آن گونه نشد که می خواست، آن را بررسی می کند تا اشکالش را بر طرف کند و در دفعه بعد موفق شود. از آن جا که مراد ما از مرور این خطبه، استبصار از حوادث تاریخی است لذا خیلی اصرار نداریم که اسم کسی را ببریم. آنچه برای ما مهم است این است که از لحن کلام حضرت زهرا سلام الله علیها بفهمیم که مردم آن زمانه چه روحیه ای داشته اند و بر جامعه آن روز چه فضایی حاکم بوده است. غیر از شواهد تاریخی که ارزش خودش را دارد از لحن این کلام، انسان می فهمد که آدمی زاد چه قدر ممکن است تغییر کند و چه خطرهایی بر سر راه اوست. ما تافته جدابافته ای نیستیم. ممکن است ما هم یک روز مرتکب همین اشتباهات بشویم. باید ریشه آن خطاها را بشناسیم و اگر دیدیم آن ریشه ها در ما هم هست آن ها را بخشکانیم. این هدف اصلی ما از بررسی این خطبه است.
جولان نفاق
در مروری که بر خطبه حضرت داشتیم صحبت ایشان به وقایع بعد از رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله رسید. حضرت در این بخش می فرمایند: فَلَمَّا اخْتَارَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ دَارَ أَنْبِیَائِهِ، وَ مَأْوَی أَصْفِیَائِهِ، ظَهَرَ فِیکُمْ حَسِیکَةُ النِّفَاقِ؛2 حتما از این تعبیرات، اشخاصی خاص مورد نظر حضرت است؛ اما همان طور که عرض کردم خیلی ضرورت ندارد که مصداق این ها را تعیین کنیم. می فرمایند: «هنگامی که خدای متعال برای پیامبرش سرای پیامبران و جایگاه برگزیدگان را انتخاب کرد و پیغمبر از دنیا رفت، خار نفاق در شما ظاهر شد و رگه های پنهانِ نفاق مثل خاری بیرون زد.» تعبیرات خیلی عجیبی است! وَ سَمَلَ جِلْبَابُ الدِّین؛ «جلباب» یعنی روپوش. حضرت می فرمایند: دین روپوش نو و تازه ای به تن داشت، ولی وقتی پیغمبر از دنیا رفت این روپوش، کهنه و مندرس شد. وَ نَطَقَ کَاظِمُ الْغَاوِین وَ نَبَغَ خَامِلُ الْأَقَلِّین الآفلین؛ در میان شما گمراهانی بودند که مهر بر لب زده و تا پیغمبر بود گمراهی خود را پنهان کرده بودند؛ اما وقتی پیغمبر از دنیا رفت به سخن آمدند. اینان افراد فرومایه ای بودند که به حساب نمی آمدند. وَ هَدَرَ فَنِیقُ الْمُبْطِلِینَ؛ «مبطلین» کسانی اند که یا حر ف های یاوه می زنند یا رفتار غلط دارند. حضرت می فرمایند: «اهل باطل در میان شما سرکرده ای داشتند که تا پیغمبر بود چیزی بروز نمی داد؛ اما همین که پیغمبر از دنیا رفت مثل شترِ مستی که بل بل می کند شروع به داد و فریاد کرد.» شما فضا را در نظر بگیرید! دختر پیغمبر این سخنان را به کسانی می گوید که تا دیروز پشت سر رسول خدا نماز می خواندند و شاگردان و اصحابش بودند! فَخَطَرَ فِی عَرَصَاتِکُم؛ «خطر» به کسی می گویند که خیلی اظهار قدرت کند. حضرت می فرمایند: «این آدم گمنام و بی اعتبار که اهل نفاق و باطل بود، بعد از رفتن رسول خدا در میدان شما جولان داد.» البته معنای این سخن این نیست که همه آن ها این گونه بودند؛ بلکه مقصود برخی افراد است. وَ أَطْلَعَ الشَّیْطَانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ؛ در این زمان، شیطان که در کمین گاهی مخفی شده بود وقتی این شرایط شما را دید سرش را از کمین گاه بیرون آورد تا شما را امتحان کند و ببیند آیا زمینه برای فعالیت، آماده است یا نه! هَاتِفاً بِکُم؛ شما را صدا زد. فَأَلْفَاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِیبِینَ؛ دید که شما برای پیروی از او بسیار آماده اید، وَ لِلْغِرَّةِ فِیهِ مُلَاحِظِین همین که شما را صدا زد با چشم هایتان جستجو کردید تا بفهمید چه کسی است و چه می گوید. ثُمَّ اسْتَنْهَضَکُمْ ؛ وقتی این آمادگی را دید تصمیم گرفت شما را به حرکت درآورد. فَوَجَدَکُمْ خِفَافا؛ دید که شما خیلی سبک و آماده حرکت اید، وَ أَحْمَشَکُمْ فَأَلْفَاکُمْ غِضَابا؛ خواست ببیند تا چه اندازه می تواند شما را تحریک کند؛ کاری کرد که کمی احساساتی شوید. خواست ببیند به محض این که تحریک تان کند فورا غضبناک می شوید؛ عقلتان را کنار می گذارید و تابع احساساتتان شوید. حضرت چه تعبیرات زیبایی به کار برده اند تا به آن ها بفهمانند که در چه وضعی هستند. فَوَسَمْتُمْ غَیْرَ إِبِلِکُم؛ یکی از رسوم اعراب این بود که هر قبیله ای گله شترهایش را با علامتی داغ می کرد تا معلوم باشد که این شتر و این گله مال این قبیله است. «وسمتم غیر إبلکم» یعنی به جای این که شتر خودتان را با علامت خودتان داغ کنید شتر دیگران را علامت زدید، وَ أَوْرَدْتُمْ غَیْرَ شِرْبِکُم؛ هر طایفه ای آبشخوری برای گله خود داشت و گله را از آن جا سیراب می کرد. حضرت می فرمایند: «وقتی شیطان شما را به حرکت درآورد رفتید شترهایتان را از آبشخوری غیر از آبشخور خودتان آب دهید.» این هم عکس العمل بی جای شما در مقابل شیطان بود. هَذَا وَ الْعَهْدُ قَرِیبٌ؛ این عکس العملی بی جا و خلاف انتظار بود؛ چراکه هنوز چیزی از وفات پیغمبر نگذشته بود. هنوز عهد و پیمانی که با پیغمبر بسته بودید تازه بود و از واقعه غدیر هفتاد و چند روز بیشتر نگذشته بود! وَ الْکَلْمُ رَحِیبٌ، وَ الْجُرْحُ لَمَّا یَنْدَمِلْ؛ هنوز آن زخمی که از وفات پیغمبر خورده بودیم التیام پیدا نکرده بود، وَ الرَّسُولُ لَمَّا یُقْبَرْ؛ هنوز پیغمبر دفن نشده بود که شیطان شما را فریب داد و به حرکت درآورد و شما به حرفش گوش کردید.
ماجرای ثقیفه بنی ساعده
در این باره داستان هایی در تاریخ آمده که جزئیاتش را نقل نمی کنم. اجمالاً آنچه که اتفاق افتاد و تقریباً همه مورخین نقل کرده اند این است که: بعد از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه وآله در حالی که هنوز علی علیه السلام مشغول غسل دادن پیغمبر بود ابتدا جمعی از انصار از طایفه خزرج در ثقیفه بنی ساعده جمع شدند تا جانشینی پیغمبر را در قبیله خودشان متمرکز کنند. وقتی طایفه اوس متوجه شدند آن ها هم آمدند. خبر به مهاجرین که رسید و چند نفر ازآن ها هم به جمع انصار پیوستند. کار به جایی رسید که با یکدیگر کتک کاری کردند و به روی هم شمشیر کشیدند. سرانجام مهاجرین غالب شدند و اوس و خزرج هم چون با هم رقابت داشتند و هیچ کدام زیر بار دیگری نمی رفتند بیعت کردند. آنچه ما می خواهیم بدانیم این است که چرا کار اصحاب پیغمبر به این جا کشید که عهدشان را فراموش کردند؟! آیا ممکن است امروز هم برای ما چنین حادثه ای اتفاق بیافتد؟
اقسام کفر
حضرت زهرا سلام الله علیها درباره علت این کارشان می فرمایند: ابْتِدَاراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ؛ برای این کارِ عجولانه چنین دلیل آوردید که: «می ترسیم با رحلت رسول خدا بین مسلمانان فتنه ای برپا شود. برای جلوگیری از این فتنه باید جانشینی برای ایشان تعیین کنیم!» حضرت در این جا از آیه ای اقتباس می کنند که خیلی معنادار است؛ می فرمایند: أَلاَ فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکَافِرِینَ؛3 این آیه به بعضی از منافقین اشاره دارد که فرار از فتنه را بهانه اعمال خود قرار داده بودند. خداوند در جواب آن ها می فرماید: «شما خود در فتنه هستید.» حضرت زهرا سلام الله علیها قبلا خطاب به آن ها فرمودند: «خار نفاق در شما ظاهر شد» و این جا می فرمایند: «جهنم بر کافران احاطه دارد». البته باید بدانیم که معنای کفر همیشه انکار خدا و پیغمبر نیست. در قرآن کفر به معانی مختلفی به کار رفته است. در روایات هم آمده است که کفر بر پنج معناست. معنای «کفر» از لحاظ فقهی، کلامی و اخلاقی متفاوت است. یکی از مصادیق کافر کسی است که همه ضروریات اسلام یا بعضی از آن ها را انکار کند. این کفر در مقابل اسلام است. اما اگر کسی شهادتین را گفت و قبول کرد که هر چه را که پیامبر گرامی اسلام گفته اند حق است، چنین شخصی مسلمان است و همه احکام مسلمانان برای او بار می شود. اسلامِ ظاهری، مربوط به اظهار شهادتین و تسلیم شدن در مقابل حکومت اسلامی است. اما ممکن است کسانی این اسلام را داشته باشند ولی مصداق این آیه باشند که می فرماید: وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ.4 این کفر در مقابل ایمان است. کسی که ضروریات اسلام را قبول داشته باشد ولی با این که می داند خداوند حکمی را تشریع کرده است بگوید: «من این حکم را قبول ندارم!» چنین شخصی به معنای اول مسلمان است و هیچ ضرری به طهارتش نمی خورد. اما این اعتقاد او کفرِ در مقابل ایمان است، حتی اگر در دلش باشد و بر زبان نیاورد (أُوْلَـئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا).5 اثر این کفر در آخرت ظاهر می شود نه در دنیا. نصاب ایمانی که باعث نجات از عذاب آخرت می شود پذیرفتن جمیع اموری است که خداوند نازل کرده است. انکار یکی از آن ها مثل انکار کل آن هاست؛ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا.6 این نص قرآن است که اگر کسی بگوید: «بعضی از اسلام را قبول دارم و بعضی را قبول ندارم» کافر است؛ زیرا ملاک آنچه پذیرفته ایم این است که آن ها را پیغمبر از طرف خدا گفته است و چون این ملاک در همه آنچه خدا نازل کرده است وجود دارد، اگر کسی یک مورد را قبول نکرد معلوم می شود که سایر موارد را هم به پیروی از هوای نفس خودش قبول کرده است. از این رو قرآن می فرماید: أُوْلَـئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا. این کفر غیر از کفرِ در مقابل اسلام است. این کفر در مقابل ایمان است که آن ایمان باعث نجات در آخرت می شود. متأسفانه گاهی این دو اصطلاح با هم خلط می شوند. این دو اصطلاح دو معنا از پنج معنایی است که در روایات برای کفر ذکر شده است. حضرت با این تعبیرات می خواهند در مردم شوک ایجاد کنند و آن ها را متوجه اعماق دلشان کنند که ببینند هر چه خدا گفته و آن ها می دانند که خدا گفته، قبول دارند یا بعضی چیزهایی هست که می دانند خدا گفته اما نمی خواهند زیر بارش بروند، و بدانند که اگر این گونه باشند در واقع کافرند.
أعاذنا الله وایّاکم.