- پیشگفتار 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- مقدمه 1
- وحدت و اختلاف 1
- خلاصه مباحث گذشته 2
- پی نوشت ها 2
- وحدت و اختلاف 2
- انواع اختلاف 2
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- پی نوشت ها 3
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- تقویت حق؛ هدف ما از وحدت 4
- وحدت بر مدار حق 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- داستان فدک 6
- پی نوشت ها 7
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- مقدمه 8
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- اقسام الهام 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- مفهوم وحی و الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- تفاوت نعم، آلاء و منن 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- شکر نعم الهی 13
- نعمت های الهی وبندگان 13
- حقیقت توحید 14
- تقویت امور فطری 14
- پی نوشت ها 14
- مراتب شکر 14
- اخلاص در عمل 15
- رابطه توحید و اخلاص 15
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- علم حضوری وحصولی 16
- دو شکل خداشناسی 17
- پی نوشت ها 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- دفع یک توهم 18
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- چرا در وهم ناید 19
- چرا در وصف ناید 19
- پی نوشت ها 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- مشیت الهی 20
- آفرینش بدون الگو 20
- آفرینش از عدم 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- خداوند؛ مختار علی الاطلاق 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- خلاصه مباحث گذشته 23
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- عالم نور 25
- پی نوشت ها 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- برگزیده خدا 25
- مفاهیم اختار، اصطفی و اجتبی 25
- عالم نور 26
- نسیم های دیار دوست 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- معلم ملائکه 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- پی نوشت ها 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- تقدیرات علمی و تقدیرات عینی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- مقدمه 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- رسالت های پیامبر 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- مقدمه 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- مقدمه 34
- صراط مستقیم 34
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- مقدمه 36
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- مقدمه 38
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- فهرستی از اسرار کلی قرآن 40
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- اصالت ایمان 40
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- پی نوشت ها 41
- خاکستر در طوفان 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- مقدمه 42
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- پی نوشت ها 43
- ریشه های کفر 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- مقدمه 44
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- مفهوم زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- آثار روزه 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- روزه و سلامت تن 47
- اسرار حج 47
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- حج تمرین بندگی 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- امامت، امان از تفرقه 49
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- یادی از مجاهدان 51
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- پی نوشت ها 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتِیجَابِ الْأَجْرِ، 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- پی نوشت ها 56
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛1 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- و اما وظیفه 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- حکمت و آثار نیکی به والدین و ارتباط با خویشاوندان در کلام صدیقه کبری سلام الله علیها 59
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- پی نوشت ها 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پی نوشت ها 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکَایِیلِ وَ الْمَوَازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْس؛1 64
- معامله با خدا 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- پی نوشت ها 66
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- مقدمه 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- پی نوشت ها 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- عید خدا 69
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک تشریعی 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- پی نوشت ها 71
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- حکمت های امر به تقوا 72
- مقدمه 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- پی نوشت ها 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- مقدمه 74
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- مقدمه 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- مقدمه 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- پی نوشت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- جانباز جنگ احد 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- مقدمه 79
- اقسام کفر 80
- جولان نفاق 80
- پی نوشت ها 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- مقدمه 81
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- حادثه ای غریب 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- پی نوشت ها 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- مقدمه 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- توصیف شتر فتنه 84
- پی نوشت ها 84
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- مقدمه 85
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- ماجرای غصب فدک 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- پی نوشت ها 87
- حد نصاب وحدت 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- نگاهی به مباحث گذشته 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- پی نوشت ها 88
- نباید راه حق را بست 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- پی نوشت ها 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- مقدمه 90
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- پی نوشت ها 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- آنچه گذشت 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- پی نوشت 93
- مقدمه 93
- دفع دو شبهه 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- پی نوشت ها 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- سابقه انصار 94
- واپسین احتجاج 95
- راحت طلبی امت عامل غربت حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- ایمان واقعی 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- مقدمه 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- چکیده آنچه گذشت 98
- پی نوشت ها 98
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- پی نوشت ها 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- مردمی بی معرفت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- پی نوشت ها 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- مقدمه 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- مقدمه 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- مقدمه 106
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- پی نوشت ها 107
درباره حقیقت بصیرت و راه های کسب آن، هنوز هم ابهام هایی برای بعضی ها وجود دارد. به عنوان مقدمه عرض می کنم که منظور از داشتن بصیرت این است که اولاً: انسان با پدیده های تاریخی و اجتماعی به نظر سطحی نگاه نکند؛ بلکه فکر کند ببیند عمق این پدیده و پشت صحنه آن چیست؛ ثانیاً: به نتایج محدود و زودگذرش اکتفا نکند؛ بلکه تأمل کند ببیند اگر این جریان ادامه پیدا کند به کجا می انجامد. این ها دو ویژگیِ انسانِ با بصیرت است. البته توصیه به ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی دستورالعملی کلی است و باز جای این سؤال باقی می ماند که: چه کنیم تا ژرف اندیش و عاقبت اندیش شویم. یکی از بهترین راه های کسب بصیرت این است که انسان حوادث گذشته تاریخی را مطالعه کند و رفتارها و برخوردهای افراد مختلف را در این حوادث مورد دقت قرار دهد؛ ببیند چه کسانی سطحی نگری کردند و نتیجه این نگرششان چه شد و چه کسانی ژرف اندیشی کردند و از این نگاه عمیق چه به دست آوردند. یکی از عنایات ویژه الهی به مردم ما که در عالم هیچ قومی این اندازه از آن بهره مند نبوده و نیست و نخواهد بود توفیق استفاده از داستان عاشوراست. این که امام فرمود: «ما هر چه داریم از محرم و صفر است» یک شعار خشک و بی حساب نبود؛ بلکه کاملا واقع بینانه و محققانه این سخن را فرمودند. ما از داستان عاشورا بهره مند شدیم چراکه در طول هزار و چهارصد سال مدام این حادثه را مرور کردیم و مدام درباره آن فکر کردیم. این داستان را زنده نگه داشتیم و افراد مختلفِ این داستان، رفتار آن ها و نتیجه کارشان را به دقت مورد بررسی قرار دادیم. پیروزی انقلاب اسلامی یکی از بزرگ ترین دستاوردهای این ژرف اندیشی بود. اما آن هایی که سطحی نگاه کردند و گفتند: «امام حسین برای شفاعت ما کشته شد!» آلت دست دشمنان شدند و دشمن از آن ها سوءاستفاده کرد.
حادثه ای غریب
یکی از حوادثی که متأسفانه ما درباره آن کم کاری کرده ایم داستان حضرت زهرا سلام الله علیهاست. ایشان بعد از رحلت پدرشان حدود سه ماه زنده بودند و در طول این مدت کوتاه حوادث عظیمی رخ داده است. برخوردهای حضرت زهرا سلام الله علیها در این حوادث، برخوردهای خاصی است که با همه اشخاص دیگر متفاوت بوده است. اما ما به دقت بررسی نکردیم که ببینیم چرا حضرت چنین برخوردهایی کردند و چرا موضع حضرت زهرا سلام الله علیها در مقابل این حوادث با دیگران تفاوت داشت. برخی هم خیلی کوته نظرانه به مسأله نگاه کردند و با ساده انگاری تمام گفتند: «این مسأله، مسأله چندان مهمی نبود و تنها مشکل بر سر مزرعه ای بود که دولت اسلامی می خواست منافع آن را صرف کشور اسلامی کند اما خاندان پیغمبر می گفتند: نه، این مزرعه را پیغمبر به ما بخشیده و خودمان می خواهیم استفاده کنیم!» به نظر بنده، تفسیر کردن این داستان به این شکل، یکی از بزرگ ترین ظلم ها به حضرت زهرا سلام الله علیهاست؛ چراکه وانمود می کند حضرت برای مال دنیا، بین مسلمانان اختلاف و کشمکش ایجاد کرد! یکی از وظایف ما طلبه ها این است که در این مسائل ژرف اندیشی کنیم و با ساده ا نگاری از کنار آن نگذریم. به این مناسبت ما خطبه فدکیه حضرت زهرا سلام الله علیها را مطرح کردیم تا کمی درباره آن بحث و مطالعه کنیم و ببینیم واقعا عامل اصلی این واقعه چیست.
بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها
در مروری که بر خطبه داشتیم به این جا رسیدیم که حضرت با لحنی شدید حاضرین در مسجد را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند: «هنوز جنازه پدرم دفن نشده بود که شما مبتلا به غفلت شدید. شیطان سرش را از لاک خود بیرون آورد تا شرایط را بررسی کند و ببیند آیا زمینه گمراه کردن شما فراهم شده است یا نه؟ دید زمینه خیلی آماده است و شما خیلی راحت به سمتی که او می خواهد حرکت می کنید. لذا تصمیم گرفت نقشه اش را به وسیله شما اجرا کند. شما در اثر وسوسه شیطان گمان کردید که برای جلوگیری از اختلاف بین مسلمانان تا هنوز پیغمبر دفن نشده باید جانشینی برای او تعیین کنید! اما متوجه نبودید که این کار شما خود ایجاد فتنه بود؛ أَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکافِرِین.» از این تعبیرات مشخص می شود که نگرش حضرت زهرا سلام الله علیها با نگرش سایر مسلمانان صدر اسلام و بسیاری از مسلمانان امروز فرق می کند. قضیه ای که اتفاق افتاد این بود که مسلمانان صدر اسلام به بهانه جلوگیری از آشفتگی و اختلاف در جامعه اسلامی جمع شدند و خلیفه ای تعیین کردند. آنان به خلافت پیغمبر فقط به عنوان یک ریاست و یک حکومت می نگریستند و تلقی شان این بود که «ما رئیسی داشتیم که از دنیا رفت. حالا باید سعی کنیم از گروه و قبیله خودمان رئیس تعیین شود!» این یک نگرش سطحی بود. اما نگرش حضرت زهرا سلام الله علیها بسیار متفاوت با این نگاه ساده بود. ظاهراً این نگرش که حاکم و رئیس باید از ما باشد، مسأله کفرآوری نیست. بلاتشبیه اگر رئیس جمهوری از دنیا برود و حزب و گروهی بگوید: «ما باید رئیس جمهور تعیین کنیم» کسی نمی گوید: «این ها کافر شده اند!» نهایت حرفی که می زنند این است که: «این ها طالب دنیا هستند» و این اشکالی اخلاقی است. اما حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند: «این روشی که شما در پیش گرفته اید شما را به کفر می کشاند، بلکه همین الان جهنم بر شما احاطه دارد!» این نگرش بسیار متفاوت با نگرش های سطحی سایر مسلمانان بود. حضرت با لحنی تندتر خطبه را ادامه می دهند و می فرمایند: «فَهَیْهَاتَ مِنْکُمْ وَ کَیْفَ بِکُمْ وَ أَنَّی تُؤْفَکُونَ؛ گویا فریاد می زنند: آهای! شما را به کجا می برند؟! انتهای این مسیر جهنم است!» دختر پیغمبر بعد از چند روز که از وفات پیغمبر گذشته آمده اند برای مردم سخنرانی می کنند. خانمی که اهل سخنرانی در میان مردها نبوده اکنون این گونه فریاد می زند:«أَنَّی تُؤْفَکُونَ وَ کِتَابُ اللَّهِ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ؛ می فهمید شما را در چه راهی می برند؟! در حالی که قرآن در دست شماست دارند شما را از حق جدا می کنند!» آن ها فکر نمی کردند برای این کارشان باید به کلام خدا استناد کنند. آیا در زمان ما برای تعیین رئیس جمهور کسی به این می اندیشد که برویم ببینیم برای این موضوع، قرآن چه گفته است؟ در صدر اسلام با قضیه خلافت یک چنین برخوردی کردند. در آن مقطع زمانی چند گروه بودند که هر یک می خواست رئیس جامعه از گروه آن ها باشد. یک گروه چند نفری هم بودند که در مقابل این حرکت ایستادند و آن را نپذیرفتند. مقصود ما از این سخن بررسی کیفیت برخورد افراد است.
قرآن، منبع قانون گذاری اسلام
حضرت زهرا سلام الله علیها فریاد می زند: «باید سراغ قرآن بروید ببینید قرآن چه می گوید.» بینش حضرت زهرا سلام الله علیها این بود که هفتاد روز قبل از وفات پیغمبر برای بعد از وفات پیغمبر فکر شده است؛ نه مردم بلکه خدا تکلیف این مسأله را مشخص کرده است: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ.1 گویا فراموش کرده بودند که هفتاد روز قبل پیغمبر وسط ظهر در هوای گرم مردم را در بیابان نگه داشتند و از آن ها برای علی علیه السلام بیعت گرفتند. عجیب این است که نقل نشده که حتی یک نفر سخن رسول خدا را یادآور شده باشد. وقتی زمینه برای شیطان فراهم باشد این گونه مردم را از اصل قضیه غافل می کند. در داستان فتنه 88 هم چنین چیزی اتفاق افتاد. کسانی فکر می کردند این داستان، اختلافی بین کاندیداهاست. اما پشت صحنه را نمی دیدند که چه دستی این ماجرا را کارگردانی می کند و چه قصدی دارد. این افراد سطحی نگر دقت نمی کردند که چرا در شعارها به اسلام حمله می شود؟ چرا به عزاداران سیدالشهدا حمله می شود؟ چرا به جای جمهوری اسلامی شعار جمهوری ایرانی سرمی دهند؟ چرا آمریکا با ولع از این ها حمایت می کند؟ چرا این قدر اسرائیل دوستانه با این ها برخورد می کند؟ این ساده اندیشان در جواب این پرسش ها می گفتند: «انتخابات است دیگر؛ از این حرف ها هم در آن هست!» در صدر اسلام عینا همین دیدگاه حاکم بود. عده ای می گفتند: «جانشین پیامبر باید از گروه ما باشد!» و عده ای دیگر می گفتند: «ما شایسته تریم و باید جانشین از گروه ما باشد!» مهاجرین هم گفتند: «ما چون از خویشان پیغمبریم از دیگران اولی هستیم!» البته همان روز که آمدند علی را برای بیعت گرفتن به زور ببرند، حضرت پرده از این انحراف برداشت و فرمود: «مگر به انصار نگفتید که چون ما نزدیکان پیغمبر هستیم از شما اولی به خلافتیم؟! آیا در بین نزدیکان پیغمبر کسی نزدیک تر از من هست؟ به همان منطقی که شما بر انصار غالب شدید به همان دلیل من می گویم: من باید جانشین باشم.» اما کسی به حرف علی علیه السلام اهمیت نمی داد. یکی از همان چند نفر با تعبیر زشتی جواب داد: «یا علی تو جوانی؛ حالا بگذار پیرمردها خلافت کنند اگر زنده بودی نوبت به تو هم می رسد!» وقتی فاطمه سلام الله علیها فریاد می زند: «به کجا می روید؟! چرا قرآن را پشت سر انداختید؟!» معنای این سخن این نیست که اوس بر خزرج غالب شود یا خزرج بر اوس! این که مخالفتی با قرآن ندارد. مخالفت آن جاست که قرآن چیزی گفته باشد و این ها برخلافش عمل کنند. نگرانی حضرت زهرا سلام الله علیها از این است که قرآن کنار گذاشته شود. فریاد زهرا برای این است که اگر این روش ادامه پیدا کند و آنچه قرآن گفته تدریجاً فراموش شود و مبناهای دیگری برای رفتار انسان ها تعیین شود و ارزش ها را چیزی غیر از قرآن تعیین کند، دیگر چیزی از اسلام باقی نخواهد ماند. حضرت می دید زاویه ای در حال شکل گیری است که روح آن کفر است؛ باطن آن انکار «ما انزل الله» است. البته در جلسه قبل عرض کردم که این کفر، کفر فقهی و در مقابل اسلام نیست؛ بلکه کفر ایمانی و در مقابل ایمان است. چنین شخصی بعضی از فرمان های الهی را از ته دل باور ندارد. این کفر موجب بدبختی آخرت می شود نه موجب کفر دنیایی یعنی نجاست و ارتداد فقهی و امثال آن. حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند: کتاب الله بین أظهرکم؛ قرآن در دست شماست. أموره ظاهرة و أحکامه زاهرة و أعلامه باهرة و زواجره لائحة و أوامره واضحة؛ قرآن دستوراتش را خیلی روشن بیان کرده است. قد خلفتموه وراء ظهورکم؛ شما قرآن را پشت سرتان انداختید. أرغبة عنه تریدون؛ آیا می خواهید از قرآن اعراض کنید؟! یعنی رفتار یک جامعه یا بر اساس دستورات قرآن است یا مبنای دیگری دارد. اما اسلام، قرآن را منبع و مبنای عمل ما می داند و باید هر چه قرآن می گوید، عمل کنیم. قرار دادن چیز دیگری در کنار قرآن، شرک است. اگر آرای مردم، منشور سازمان ملل و ... را به عنوان منبع در کنار قرآن مطرح کنیم مرتکب شرک در تشریع شده ایم. آن روز گفتند: «ما خودمان سعی می کنیم هر کس که برایمان نافع تر است انتخاب کنیم» و به قرآن بی توجی کردند. از همان روز این زاویه و انحراف از قرآن پیدا شد. أ رغبة عنه تریدون؛ آیا واقعا می خواهید از قرآن اعراض کنید؟! أم بغیره تحکمون؛ آیا می خواهید داوری غیر از قرآن را بپذیرید؟! بئس للظالمین بدلا؛ اگر چنین کاری کنید ظلم کرده اید و به ناحق روشی را انتخاب کرده اید و کسانی که از روی ظلم چیزی را جابه جا کنند بد جانشینی انتخاب کرده اند.
ولایت؛ معیار ایمان
شاید تعبیرِ أم بغیره تحکمون اشاره به این آیه شریف باشد که می فرماید: فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّیَ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا.2 این آیه از آیات عجیب قرآن است. خداوند برای پیامبر قسم می خورد و می فرماید: «قسم به پروردگار تو! هیچ حقیقتی غیر از این نیست که مسلمانان ایمان واقعی نخواهند داشت مگر این که در اختلافاتشان به تو مراجعه کنند و تو را داور قرار دهند و هرچه تو گفتی از جان و دل بپذیرند، و حتی در دلشان هم احساس ناراحتی نکنند.» بسیار نادر است که دادگاه علیه کسی حکمی صادر کند و وی ناراحت نشود و بگوید: «الحمدالله که حقّ معلوم شد!» قرآن بعد از قسم می گوید: «تنها کسانی ایمان دارند که در اختلافاتشان به تو مراجعه کنند و هر چه تو داوری کردی بپذیرند و در دلشان هم احساس ناراحتی نکنند.» ایمان واقعی این است که آدم در مقابل خدا و پیغمبر تسلیم محض شود (وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا). امروز کسانی که ولایت فقیه را این گونه قبول داشته باشند بسیار نادرند. مدعی زیاد است اما در عمل کم اند کسانی که هر آنچه را که ولی فقیه می گوید بپذیرند. وقتی ولی فقیه حکمی می کند برخی افراد می گویند: «برویم با ایشان صحبت کنیم بلکه نظرشان عوض شود!» اگر ولایت او را قبول داری او هر چه گفت باید روی چشم بگذاری. ولایت فقیه یعنی فقیه جای پیغمبر و امام است و هر چه او حکم کرد باید بگویم: «چشم!» و باور داشته باشم که گویا امام معصوم این دستور را داده است. از این رو در حدیث می فرماید: فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمٍ وَ لَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُکْمِ اللَّهِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا کَالرَّادِّ عَلَی اللَّهِ وَ هُوَ عَلَی حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّه.3 البته حوزه ولایت مطلقه فقیه مسائل حکومتی است و مسائل شخصی جای ولایت نیست. وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین؛ و هر کس دینی غیر از اسلام را برگزیند از او قبول نمی شود. ارتباط این آیه با قسمت های قبل خطبه در این است که اگر انسان مبنای کارش را غیر از کلام خدا و پیغمبر قرار بدهد از راه ایمان خارج شده و حتما به کفر می انجامد. شیطان گاهی با قیافه ای به ظاهر مؤمن سراغ انسان می آید. باید حواسمان جمع باشد. باید معیار حق و باطل را بشناسیم و فریب این ظاهرسازی ها را نخوریم.
أعاذنا الله وایاکم ان شاءالله.