- پیشگفتار 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- مقدمه 1
- وحدت و اختلاف 1
- خلاصه مباحث گذشته 2
- انواع اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- وحدت و اختلاف 2
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- پی نوشت ها 3
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- تقویت حق؛ هدف ما از وحدت 4
- وحدت بر مدار حق 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- تدبیر بی نظیر 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- داستان فدک 6
- پی نوشت ها 7
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- مقدمه 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- نعمت حقیقی 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- اقسام الهام 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- مفهوم وحی و الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- تفاوت نعم، آلاء و منن 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعمت های الهی وبندگان 13
- شکر نعم الهی 13
- حقیقت توحید 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- پی نوشت ها 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- اخلاص در عمل 15
- رابطه توحید و اخلاص 15
- پی نوشت ها 15
- انواع خداشناسی 16
- علم حضوری وحصولی 16
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- پی نوشت ها 17
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- دفع یک توهم 18
- انواع مفاهیم عقلی 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- چرا در وهم ناید 19
- آفرینش از عدم 20
- افعال الهی 20
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- پی نوشت ها 21
- خداوند؛ مختار علی الاطلاق 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف آفرینش 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- خلاصه مباحث گذشته 23
- پی نوشت ها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- پی نوشت ها 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- برگزیده خدا 25
- مفاهیم اختار، اصطفی و اجتبی 25
- عالم نور 26
- نسیم های دیار دوست 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- معلم ملائکه 27
- پی نوشت ها 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- تقدیرات علمی و تقدیرات عینی 28
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- مقدمه 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- مقدمه 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- مقدمه 34
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- مقدمه 36
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- مقدمه 38
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- پی نوشت ها 39
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- فهرستی از اسرار کلی قرآن 40
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- اصالت ایمان 40
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- پی نوشت ها 41
- خاکستر در طوفان 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- مقدمه 42
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- ریشه های کفر 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- پی نوشت ها 43
- مقدمه 44
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- مفهوم زکات 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- آثار روزه 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- روزه و سلامت تن 47
- اسرار حج 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- حج تمرین بندگی 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- امامت، امان از تفرقه 49
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- پی نوشت ها 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- یادی از مجاهدان 51
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- جان ها فدای اسلام 53
- پی نوشت ها 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتِیجَابِ الْأَجْرِ، 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- میدان های مقاومت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛1 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- و اما وظیفه 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- حکمت و آثار نیکی به والدین و ارتباط با خویشاوندان در کلام صدیقه کبری سلام الله علیها 59
- پی نوشت ها 59
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- حقی بدون قید و شرط 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- مراتب و احکام صله رحم 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- پی نوشت ها 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکَایِیلِ وَ الْمَوَازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْس؛1 64
- معامله با خدا 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- پی نوشت ها 66
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- مقدمه 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- پی نوشت ها 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- عید خدا 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک تشریعی 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- پی نوشت ها 71
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- حکمت های امر به تقوا 72
- مقدمه 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- پی نوشت ها 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- مقدمه 74
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- مقدمه 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- مقدمه 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- پی نوشت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- جانباز جنگ احد 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- مقدمه 79
- اقسام کفر 80
- جولان نفاق 80
- پی نوشت ها 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- مقدمه 81
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- پی نوشت ها 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- مقدمه 83
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- پی نوشت ها 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- توصیف شتر فتنه 84
- مقدمه 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- ماجرای غصب فدک 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- حد نصاب وحدت 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- نگاهی به مباحث گذشته 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- پی نوشت ها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- مقدمه 90
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- پی نوشت ها 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- آنچه گذشت 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- پی نوشت 93
- مقدمه 93
- دفع دو شبهه 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- پی نوشت ها 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- سابقه انصار 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- واپسین احتجاج 95
- راحت طلبی امت عامل غربت حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- مقدمه 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- چکیده آنچه گذشت 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- پی نوشت ها 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- مردمی بی معرفت 100
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- پی نوشت ها 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- مقدمه 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- حاکم مطلوب 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- مقدمه 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- مقدمه 106
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- پی نوشت ها 107
موضوع بحث ما خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها بود که به خطبه فدکیه معروف است. برای حفظ ارتباط بحث، خلاصه ای از مباحث گذشته را عرض می کنم. داستان از این قرار است که بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله عده ای جمع شدند و به این عنوان که مبادا جامعه اسلامی بی رهبر بماند، برای پیغمبر خلیفه تعیین کردند. مخالفان هم حرفشان به جایی نرسید و غلبه با آن گرایشی بود که می گفت: «باید مردم برای پیغمبر جانشین تعیین کنند!» از جمله کارهایی که حکومت از همان روزهای اول انجام داد این بود که ملکی که پیغمبر اکرم با دستور الهی به حضرت زهرا سلام الله علیها واگذار کرده بود از ایشان گرفتند و گفتند: «این اموال باید در اختیار حاکم قرار بگیرد!» حضرت زهرا سلام الله علیها چند مرتبه درباره این تصرف به حاکم وقت اعتراض کردند. طبق روایات ما و بعضا اهل تسنن، در یک مرحله خلیفه اول دست خطی نوشت که این ملک مال حضرت زهراست؛ ولی کسانی دیگر این را برنتافتند و آن دست خط را گرفتند و از بین بردند. نکته ای که نباید فراموش شود این است که برخلاف گمان افراد ساده انگار، اصرار حضرت زهرا سلام الله علیها بر این مسأله به خاطر منافع اقتصادی نبود؛ بلکه بعد از ناامیدی از بازگشت خلافت به مسیر اصلی خودش، احساس وظیفه کردند که دو مسأله را هم برای معاصرین خود و هم برای آیندگان روشن کنند؛ مسأله اول این که باید همه بدانند این عملی که صورت گرفت به اجماع مسلمانان نبوده است و مسأله دوم این که انتخابی که صورت گرفت انتخاب خوبی نبوده و کسانی که امور را به دست گرفته اند صلاحیت این کار را ندارند. حضرت زهرا سلام الله علیها به این منظور چند مرتبه به مسجد که محل حکومت بود تشریف بردند و با خلیفه وقت صحبت هایی کردند. حضرت در یک جلسه فرمودند: «فدک ملکی است که پدرم به من بخشیده است (نحلة أبی) و در زمان خود پیغمبر و بعد از ایشان هم در اختیار من بوده است. اکنون شما به چه دلیل آن را تصرف کردید؟!» به ایشان گفته شد: «شما برای این ادعا باید دلیل و شاهد بیاورید!» این پاسخ برخلاف اصول قضاوت اسلامی بود؛ چراکه وقتی ملکی در تصرف کسی باشد به اصطلاح بر آن ید دارد و اگر کسی ادعایی نسبت به آن داشته باشد قاضی نباید از صاحب ید دلیل بخواهد؛ بلکه کسی که علیه آن ادعا می کند باید بینه بیاورد (البینة علی المدعی). ولی آن ها اصرار داشتند که: «فعلا ملک در دست ماست و شما اگر حرفی دارید باید بینه اقامه کنید!» حضرت زهرا سلام الله علیها، امیرالمؤمنین علیه السلام و ام ایمن را به عنوان شاهد معرفی کردند. مطابق سنت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وقتی یک شاهد آن قدر معتبر باشد که کسی او را دروغگو نمی داند شهادت او به جای دو شاهد قبول می شود. خزیمة بن ثابت کسی بود که پیغمبر اکرم شهادت او را به جای دو شهادت قبول کردند و لقب «ذوالشهادتین» گرفت. در این جا شایسته بود وقتی مثل علی (ع) شهادت می دهد دیگر سراغ شاهد دیگری را نگیرند. اما این شهادت را هم نپذیرفتند. سرانجام این جلسه بدون این که ادعای حضرت را بپذیرند تمام شد. یکی دو مرتبه دیگر رفت وآمدها و گفت وگوهایی انجام شد که در یک مرتبه بالاخره خلیفه نتوانست جواب متقنی بدهد. لذا نوشته ای به عنوان سند به حضرت داد که آن سند هم از بین رفت. حضرت زهرا سلام الله علیها بار دیگر به مسجد تشریف بردند و فرمودند: «حال که نحله بودن فدک را نپذیرفتید، باید بدانید که من یگانه دختر پیغمبرم و اگر پیغمبر ارثی داشته باشد به من می رسد. باید آن را به عنوان ارث به من بدهید.» این مسأله هم در واقع زمینه ای برای اثبات عدم صلاحیت متصدیان حکومت و قضاوت بود. وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها ادعای ارث کردند در جواب ایشان گفته شد که: «پیغمبران ارثی به جا نمی گذارند. قانون ارث برای مردم عادی است. وقتی پیغمبران از دنیا بروند اموالشان هم باید در راه خدا مصرف شود!»
جعل حدیثی بر خلاف قرآن!
پس از این مسائل بود که حضرت برای ایراد خطبه فدکیه با اعلان قبلی به مسجد تشریف بردند. در مسجد پرده ای زدند و حضرت به پشت پرده تشریف بردند و این خطبه را انشا کردند. آن بخش از خطبه فدکیه را که در این جلسه می خواهم عرض کنم استدلال حضرت زهرا سلام الله علیها بر بطلان این ادعاست که پیغمبران ارثی نمی گذارند. حضرت می خواهند ثابت کنند که این ادعا بر خلاف قرآن است. حضرت خطاب به خود خلیفه می فرمایند: « به چه دلیل می گویید من از پدرم ارث نمی برم؟!» حضرت برای این ادعا چند وجه را ذکر می کنند که نشان از قوت استدلال و عمق نظر این بزرگوار و این شخصیت معصوم دارد. با دقت در عبارات این خطبه شریف فضای بیان این فرمایشات بهتر معلوم می شود. حضرت می فرمایند: وَ أَنْتُمُ الْآنَ تَزْعُمُونَ أَنْ لَا إِرْثَ لَنَا؛ یعنی به فرض که پیامبر فدک را به من نبخشیده باشد، به هر حال مال خودش بوده و بعد از ایشان به من به ارث می رسد. پس چرا گمان می کنید که اکنون ما ارثی نداریم؟! أَفَحُکْمَ الْجاهِلِیَّةِ تَبْغُونَ؛ آیا می خواهید بر اساس قضاوت دوران جاهلیت حکم کنید و بگویید: دختر از پدر ارث نمی برد؟! وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ؛ این عبارت اقتباسی از آیات قرآن1 است. در فرازهای مختلف این خطبه، از آیات قرآن اقتباس می شود که بسیاری از این اقتباس ها کوبنده و پرمعناست. در این جا حضرت می خواهند بفرمایند: «اگر می گویید: من چون دخترم، از پدرم ارث نمی برم، باید بدانید که این حکمِ دوران جاهلیت است و اسلام این حکم را نسخ کرد.» أفلا تعلمون؟! بلی تجلی لکم کالشمس الضاحیة أنی ابنته؛ ممکن است بگویید: «ما نمی دانیم تو دختر پیغمبر هستی یا نه!» آیا واقعا نمی دانید؟! مثل آفتاب نیم روز برایتان روشن است که من دختر پیغمبرم. پس این احتمال هم مبنایی ندارد. أفعلی عمد ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم؛ هم در کتاب های روایی اهل سنت و هم در کتب تاریخی آمده است که خلیفه گفت: «من خودم از پیغمبر شنیدم که فرمود: نحن معاشر الانبیاء لانورث ما ترکناه صدقة؛ ما پیغمبران، ارثی به جا نمی گذاریم. هرچه از ما باقی بماند صدقه است.» شاید این فراز خطبه به این ادعا اشاره دارد. حضرت می فرمایند: این نقل بر خلاف قرآن است. مگر پیغمبر برخلاف قرآن حرف می زند؟! کتاب خدا را پشت سر انداختید و برخلاف قرآن قضاوت می کنید. إذ یقول: «وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ»؛2 چراکه قرآن می فرماید: «سلیمان از داوود ارث برد.» مگر داوود پیغمبر نبود؟! پس چگونه می گویید: پیغمبران ارث به جا نمی گذارند؟ و قال فیما اقتص من خبر یحیی بن زکریا إذ قال «فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوب»؛3 زکریا هم از خدا این چنین درخواست کرد که: «خدایا! فرزندی به من بده که وارث من و وارث آل یعقوب باشد.» مگر زکریا پیغمبر نبود؟! و قال: «وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّه»؛4 احتمال دیگر این است که بگویید: «پیغمبران هم ارث به جا می گذارند اما وارثین طبقاتی دارند و تا طبقه اول هست به دوم ارث نمی رسد.» اگر چنین است، چه کسی از من به پیغمبر نزدیک تر است؟ و قال: «یُوصِیکُمُ اللّهُ فِی أَوْلاَدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ»؛5 و قال: «إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ»؛6 قبل از این که قانون ارث ابلاغ شود سفارش شده بود که مردم برای فرزندانشان وصیت کنند. بعد از این، قانون ارث به صورت الزامی ابلاغ شد. حضرت می خواهند بفرمایند که: «کسی از من به پیغمبر نزدیک تر نیست تا مانع ارث بردن من باشد». و زعمتم أن لا حظوة لی و لا إرث من أبی أفخصّکم الله بآیة أخرج أبی منها؛ اگر بگویید: «با این که از نظر قرآن، انبیا ارث می گذارند و برای این حکمِ قرآن ناسخی هم نیامده اما تو از پدرت ارث نمی بری!» یعنی آیات ارث به شما اختصاص دارد و شامل پدر من نمی شود! در حالی که آیاتی که قرائت شد هیچ یک پیامبر را استثناء نمی کردند. احکام حقوقی برای پیغمبر و برای مردم یکسان است مگر موارد خاصی که استثنا شده باشد و قرآن تصریح کند که این حکم مخصوص توست. اما در غیر چنین مواردی پیغمبر با مردم در احکام خدا شریک است. أم هل تقولون إن أهل ملتین لا یتوارثان أو لست أنا و أبی من أهل ملة واحدة؛ احتمال دیگر این است که بگویید: «وارث در صورتی ارث می برد که اهل دین مورثش باشد.» آیا من دین پدرم را ندارم؟! یا می گویید: «اگر کسانی اهل دو ملت باشند اصلا از همدیگر ارث نمی برند؛ یعنی اگر مثلا مورث مسلمان بود و وارثش مرتد و کافر شده بود دیگر ارث نمی برند.» آیا می گویید من از اسلام خارج شده ام؟! مگر من و پدرم اهل یک دین نیستیم؟! پس این احتمال هم وجهی ندارد. ام أنتم أعلم بخصوص القرآن و عمومه من أبی و ابن عمی؛ این احتمال باقی می ماند که بگویید: «این آیات معنای دیگری دارد و قرائت شما با قرائت ما فرق می کند!» و شما عام و خاص قرآن را از پدرم و از شوهرم علی بهتر می دانید. در بعضی از نسخه ها در ادامه این مطالب می فرمایند: فدونکها مخطومة مزمومه مرحولة تلقاک یوم حشرک؛ وقتی می خواهند شتر را رام کنند چیزی در بینی اش می اندازند و افسارش را به آن می بندند. به چیزی که در بینی شتر انداخته اند خطام و به شتری که در بینی اش خطام انداخته اند مخطومه گویند. به شتری که آماده سواری و رحل است مرحوله و به افسارش زمام گویند. به شتری که افسارش آماده است مزمومه می گویند. حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب به خلیفه می فرمایند: این شتر خلافت را بگیر که آماده سواری است و دیگر هیچ مزاحمی نداری. افسارش در دستت و جهازش آماده است. بگیر و بتاز تا روزی که خدای متعال حق من را از شما بگیرد.
وعده دیدار به قیامت
سخن به این جا که می رسد حضرت می فرمایند: فنعم الحکم الله؛ من دیگر خدا را داور بین خودم و شما قرار می دهم. و الزعیم محمد؛ و پدرم را در این جریان کفیل خودم قرار می دهم که مدافع من باشد و از طرف من اقامه دعوا کند. و الموعد القیامة؛ و دادگاهم دیگر تا روز قیامت عقب بیفتد. و عند الساعة «یخسر المبطلون»7؛ این تعبیر نیز اقتباس از آیات قرآن است. می فرمایند: روز قیامت کسانی که راه باطل را انتخاب کردند زیان می کنند. و لا ینفعکم إذ تندمون؛ و آن روز پشیمان خواهید شد اما پشیمانی سودی به شما نخواهد داد. و «لِکُلِّ نَبَأٍ مُستَقرٌّ وَ سَوف تَعلَمُونَ»8 «مَن یَأتِیه عَذابٌ یُخزِیه وَ یَحِلُّ عَلیه عَذابٌ مٌقیمٌ»9 این جا نیز اقتباس از آیات قرآن است. حضرت می فرمایند: به زودی خواهید دانست که چه کسی رسوا می شود و چه کسی عذاب دائمی خواهد داشت. حضرت آن ها را تهدید می کنند به این که شما مشمول این آیه واقع می شوید و در روز قیامت خدا علیه شما حکم خواهد کرد و به عذاب ابدی مبتلا خواهید شد.
هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها
بار دیگر تأکید می کنم که همه این ها برای این است که برای مردم اثبات شود که این ها صلاحیت این مقام را ندارند و حتی یک قضاوت ساده را نمی توانند براساس قرآن انجام بدهند. این ها چگونه می خواهند جانشین پیغمبر باشند در حالی که نمی دانند در دعوا، از چه کسی باید بینه خواست؟! اگر می خواستید جانشین انتخاب کنید دست کم باید کسی را انتخاب کنید که صلاحیت بیشتری داشته باشد. عمده این دلسوزی ها و محاجه ها برای این بود که امروز بعد از 1400 سال کسانی که بخواهند بفهمند آیا آن انتخاب، انتخاب درستی بود یا نبود، راهی برای تشخیص داشته باشند و گرنه برای حضرات معصومین سلام الله علیهم، یک تل خاکستر با یک کوه طلا مساوی اند و برای مال دنیا بهائی قائل نیستند.
نباید راه حق را بست
به هر حال ما در عین حال که وظیفه خودمان می دانیم که نسبت به برادران اهل تسنن رفتار دوستانه و صمیمانه و خیرخواهانه داشته باشیم از این مسأله هم غافل نیستیم که از جمله خیرخواهی هایی که ما برای همه برادران مسلمان داریم این است که باید تلاش کنیم راه تشخیص حق همیشه باز باشد و اگر اختلاف نظری هست برای حل آن به مدارک مربوط مراجعه کرد. باید فضای سالمی برای بحث وجود داشته باشد تا هر که بخواهد حق را تشخیص دهد بتواند تشخیص دهد. کسانی از خاندان پیغمبر بودند که با این روش ها مخالف بودند. اگر کسی می خواهد بداند حق با چه کسی است باید اسناد و مدارک را بررسی کند. اگر ما نگذاریم این مدارک به گوش مردم برسد تا درباره اش فکر کنند در واقع ما راه تشخیص حق را مسدود کرده ایم و روزی خواد آمد که همین برادران اهل تسنن پیش خدا علیه ما شکایت کنند و بگویند: «اگر شما این حقایق را بیان کرده بودید ما گمراه نمی ماندیم.» ما وظیفه داریم که در عین حفظ دوستی و صمیمیت و خیرخواهی با همه طوایف مسلمین و در عین جلوگیری از تنش و خصومت و دشمنی بین مسلمانان، راه تحقیق را باز بگذاریم. امیدواریم خدای متعال به همه ما توفیق شناختن حق را مرحمت بفرماید.