- مقدمه مؤلف 1
- اهداء 1
- طریق اول 1
- طریق دوم 2
- طریق سوم و چهارم 2
- دروغ درباره شکم آن حضرت علیه السلام 5
- دروغ درباره استخوانهای آن حضرت علیه السلام 5
- تهمت و افتراء بر جسم مبارک امام علی علیه السلام 5
- دروغ درباره موهای آن حضرت علیه السلام 6
- دروغ درباره ساق پای آن حضرت علیع السلام 6
- هجوم امویان بر جسم شریف امام علی علیه السلام 6
- استیعاب 8
- فرمایش نبی اکرم (صله الله و علیه و اله و صلم) 10
- مشهور لا أصل له 13
- اختلافات امویان در موضوع 15
- انزع بطین 17
- تهمتی دیگر: تمایل امام (علیه السلام) بر ازدواج با دختر مشرک و نابینای ابوجهل 18
- روشهای معاویه برای تحریف حقایق 20
- روش اول 20
- روش دوم 21
- روش سوم و چهارم 22
- پاسخ ادعاء 24
- نقد و بررسی این روایت 24
- افترائی دیگر: پشت امام (علیه السلام) دارای قوز است 26
- پاسخ تهمت 27
- بطین از لقب های معاویه 29
- انزع بطین، معاویه است یا امام علی (علیه السلام) ؟ 31
- درباره سند روایت انزع بطین 32
- دلیل اشتهار روایات جعلی امویان در میراث اسلامی 32
- اوصاف امام علی (علیه السلام) از زبان معاصران آن حضرت 35
- أجلح یا أصلع 36
- قامت امام (علیه السلام) 36
- توضیح 37
- رنگ رخسار 38
- شکمی بزرگ یا کوچک و باریک 41
- جمال عبد مناف جد امام علی (علیه السلام) 47
- توصیف مغیره درباره امام (علیه السلام) ما ورد افتراء ابن العاص 51
- حجر بن عدی و توصیف امام علی (علیه السلام) در حضور معاویه. 51
- درباره جمال پیامبر اعظم، خاتم الانبیاء (صله الله و علیه و اله و صلم) 52
- جمال و زیبایی امام سجاد (علیه السلام) 53
- جمال و زیبایی امیرمؤمنان (علیه السلام) 53
- جمال و زیبایی امام حسن مجتبی (علیه السلام) 53
- حضرت زهرا (علیها السلام) 54
- اشتهار زهد امیرمؤمنان (علیه السلام) 55
- لباس امام (علیه السلام) 56
- چپاول بیت المال 57
- هارون الرشید و عمامه هایش 58
- عید قربان 61
- غذا نامطبوع و لباس خشن 61
- گواهی عمر بن خطاب 65
- یک دینار قرض 67
- معاویه شکم بزرگ، رئیس قاسطین 70
- غذای معاویه 72
- معاویه دوم در خطابه کناره گیری خود از سلطنت چنین گفت 74
- خطابه متهورانه معاویه دوم 74
- ترور عبدالله بن مسعود و گروهی از صحابه 76
- قتل امام حسن مجتبی (علیه السلام) به دست معاویه 78
- قتل زیاد ابن ابیه به دست معاویه در سال 54 هجری 78
- مقتول دیگر به دست معاویه: عبد الله بن عامر 79
- عبدالرحمن پسر خالد بن ولید مقتول دیگر به دست معاویه 80
- ترور عایشه به دست معاویه سال 59 هجری 80
- انتقال قدرت و سلطلنت به دشمنان معاویه 81
- فتنه سیاسیی 83
- امام 88
- ابوتراب، لقبی اموی است یا نبوی؟ 88
- حقیقت میدرخشد 98
- امام مسلمانان کیست؟ 98
- الصدیق 100
- چکیده 104
1- الاصابه لابن حجر، ج 3، ص 374، تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 8522، ج 87.
2- الاصابه لابن حجر، ج 3، ص 384، مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر، ابن منظور، ج 23، ص 215، طبقات ابن سعد.
3- سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 373، تاریخ اسلام للذهبی، ج 4، ص 115.
4- الاصابه ابن حجر عسقلانی، ج 3، ص 384، اسد الغابه، ابن الأثیر، ج 1125.
تعجب وقتی ما را فرا می گیرد که بدانیم ست محمد بن مسلمه به هنگام ترور، هفتاد و هفت سال بوده است! بنابر این می توان گفت قاتل برای پنهان ماندن اسرار خود مجبور به قتل او بود، لذا او را به قتل رساند.
قتل امام حسن مجتبی (علیه السلام) به دست معاویه
در سال 49 هجری امام حسن مجتبی علی (علیه السلام) نیز با سمی که معاویه برای جعده دختر اشعث - همسر امام - فرستاده بود به شهادت رسید.
ابوالفرج اصفهانی روایت کرده است: معاویه تصمیم گرفت برای پسرش یزید بیعت بگیرد؛ اما مهمترین مانع برای او امام حسن مجتبی (علیه السلام) و سعد بن ابی وقاص بودند که هر دو را بوسیله سم از مقابل برداشت. معاویه خود به این موضوع اعتراف کرده و گفته است:
از حسن (علیه السلام) تعجب می کنم، شربتی از عسل نوشید و درگذشت.
قتل زیاد ابن ابیه به دست معاویه در سال 54 هجری
قبیصه بن جابر می گوید: زیاد بن ابیه مرا نزد معاویه فرستاد؛ بعد از تمام شدن کارهایم، به او گفتم: ای امیر المؤمنین، این امر، بعد از تو از آن کیست؟ مدتی سکوت کرد، سپس گفت: بین این گروه: یا کریمی از قریش - سعد بن عاص - یا جوانی قریشی دارای حیا، هوش و سخاوت - عبدالله بن عامر - یا حسن بن علی مردی بزرگوار و کریم و......
سپس زیاد را به مرور به ولایت کوفه، بصره و حجاز رسانید و به اعتبار اینکه زیاد فرزند ابوسفیان است، خود را برای جانشینی معاویه آماده می نمود تا اینکه بزرگان عراق را با خود به شام برد. ابن حنیق عبادی نیز درباره اش چنین سرود:
قد علمت ضامره الجیاد
ان الامیر بعده زیاد
هنوز زیاد به معاویه نرسیده بود که خبر آمدن او و تمایلش به خلافت و شعر ابن حنیق را به معاویه خبر دادند. معاویه بر آشفت و در مجلسی به او اهانت کرده گفت: این خلافت به منافق و کسی که در نماز به منافقی اقتدا نموده نمی رسد - و با این کلام به زیاد