- [مقدمه مترجم] 1
- «باب اول» در بیان ثواب موحدان و عارفان 4
- باب دویم در بیان توحید و نفی تشبیه و مراد از نفی تشبیه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممکنات و عدم اشتراک با ایشان در حقیقت صفات 18
- «باب سیم» در بیان معنی واحد و توحید و موحد 70
- «باب چهارم» در تفسیر سوره توحید یعنی سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و آن را سوره اخلاص و سوره الصمد و نسبه الرب نیز میگویند 77
- باب پنجم در بیان معنی توحید و عدل 85
- باب ششم در بیان آنکه خدای عز و جل جسم و صورت هیچ یک نیست. 86
- «باب هفتم» در بیان اینکه خدای تبارک و تعالی چیزیست 94
- «باب هشتم» در ذکر آنچه در باب دیدن خداوند وارد شده 97
- «باب نهم» در بیان قدرت خدا و قدرت بمعنی توانائی است 115
- «باب دهم» در بیان علم خدا و علم در لغت بمعنی دانستن است 128
- «باب یازدهم» در بیان صفات ذات و صفات افعال 133
- «باب دوازدهم» در تفسیر قول خدای عز و جل کُلُّ شَیْ ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ 143
- «باب سیزدهم» در تفسیر قول خدای عز و جل یا إِبْلِیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ: 149
- «باب چهاردهم» در تفسیر قول خدای عز و جل یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ 151
- «باب پانزدهم» در معنی قول خدای تبارک و تعالی اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ 152
- «باب شانزدهم» در تفسیر قول خدای عز و جل نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ 160
- «باب هفدهم» در تفسیر قول خدای تعالی وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ 161
- «باب نوزدهم» در تفسیر قول خدای عز و جل وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا 163
- «باب هجدهم» در تفسیر قول خدای عز و جل کَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ 163
- باب «بیستم» در تفسیر قول خدای عز و جل هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ یَأْتِیَهُمُ اللَّهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِکَهُ 164
- «باب بیست و یکم» در تفسیر قول خدای عز و جل سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ 165
- «باب بیست دوم» در معنی جنب خدای عز و جل و جنب در لغت بمعنی پهلو و امیر است و مراد از آن در آخر این باب می آید. 165
- «باب بیست و سیم» در معنی حجزه 167
- «باب بیست و چهارم» در بیان معنی چشم و گوش و زبان خدا 169
- «باب بیست و پنجم» در معنی قول خدای عز و جل وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَهٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ 169
- «باب بیست و ششم» در بیان معنی خوشنودی خدای عز و جل و خشم او 170
- «باب بیست و هفتم» در معنی قول خدای عز و جل وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی 173
- «باب بیست و هشتم» در بیان نفی مکان و زمان و سکون و حرکت و فرود آمدن و بالا رفتن و منتقل شدن از خدا 176
- «باب بیست و نهم» در بیان نامهای خدای تبارک و تعالی و فرق میانه معانی آنها و معانی نامهای آفریدگان 189
- «باب سی ام» در بیان اینکه قرآن چه چیز است 249
- «باب سی و یکم» در ذکر معنی (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ) 256
- «باب سی و دویم» در تفسیر حروف معجم 260
- «باب سی و سیم» در تفسیر و بیان حروف 264
- «باب سی و چهارم» در تفسیر و بیان حروف اذان و اقامه. 267
- «باب سی و پنجم» در تفسیر و بیان هدی و ضلالت توفیق و خذلان از خدای تبارک و تعالی 272
- «باب سی و ششم» در رد بر ثنویه و زنادقه 275
- «باب سی و هفتم» در رد بر نسطوریه از فرق نصاری 307
- «باب سی و هشتم» در ذکر عظمت و بزرگی خدای عز و جل 314
- «باب سی و نهم در لطف و لطافت خدای تبارک و تعالی 324
- «باب چهلم» در بیان کمتر چیزی که در شناختن توحید مجزی است 324
- «باب چهل و یکم» در بیان آنکه خدای عز و جل شناخته نمیشود مگر بخودش. 327
- «باب چهل و دویم» در اثبات حدوث عالم 334
- باب چهل و سیم در بیان معنی سبحان اللَّه 359
- «باب چهل و چهارم» در بیان معنی اللَّه اکبر 360
- «باب چهل و پنجم» در بیان معنی اول و آخر 361
- «باب چهل و ششم» در بیان معنی قول خدای عز و جل الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی 362
- «باب چهل و هفتم» در بیان معنی قول خدای عز و جل 366
- «باب چهل و هشتم» در بیان عرش و صفات آن 368
- «باب چهل و نهم» در بیان آنکه عرش ارباعا آفریده شده که هر ربعی بنحویست و ارباع جمع ربع بضم راء و باء و سکون آنست یعنی چهار یک 370
- «باب پنجاهم» در بیان معنی قول خدای عز و جل وسع کرسیه السموات و الارض 371
- باب پنجاه و یکم در بیان فطرت خدای عز و جل خلائق را بر توحید 372
- «باب پنجاه و دویم» بر بیان بداء و بداء بر وزن سلام بمعنی ظاهر شدن چیزیست که بیش از آن پوشیده و پنهان باشد و آن بر خدا روا نیست 375
- (باب پنجاه و سیم) در بیان مشیت و اراده خدا و هر دو بمعنی خواستن است 380
- «باب پنجاه و چهارم» در بیان استطاعت که بمعنی توانائی است و بیان بطلان آن در حق بندگان و اثبات آن در باره ایشان باعتماد اختلاف معنی 387
- «باب پنجاه و پنجم» در بیان ابتلاء و اختیار که بمعنی آزمودن باشد 395
- «باب پنجاه و ششم» در بیان سعادت و شقاوت که بمعنی نیک بختی و بدبختی است 396
- «باب پنجاه و هفتم» در نفی جبر و تفویض 399
- باب پنجاه و هشتم در بیان قضاء و قدر و فتنه یعنی آزمایش و روزی ها و نرخها و قدرت های معین 405
- باب پنجاه و نهم در ذکر اطفال و عدل خدای عز و جل در باب ایشان: 431
- «باب شصتم» در بیان اینکه خدای تبارک و تعالی با بندگان خود نمیکند مگر آنچه را که از برای ایشان اصلح باشد 440
- «باب شصت و یکم» در بیان امر و نهی و وعد و وعید 448
- باب شصت و دویم در تعریف و بیان و حجت و هدایت: 453
- «باب شصت و سیم» در ذکر مجلس حضرت امام رضا (ع) با اهل 461
- باب شصت و چهارم در ذکر مجلس امام رضا (ع) با سلیمان مروزی متکلم خراسان در نزد مأمون در باب توحید 486
- «باب شصت و پنجم» در بیان نهی از کلام و جدال و مراء 499
- فهرست ابواب الکتاب 508
حدیث کرد ما را محمد بن علی ماجیلویه ره از عمویش محمد بن ابی القاسم از احمد بن ابی عبد اللَّه از ابن فضال از ثعلبه بن میمون از حمزه بن طیار از حضرت صادق (ع) که در قول خدای عز و جل وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّی یُبَیِّنَ لَهُمْ ما یَتَّقُونَ فرمود که بشناساند بایشان آنچه او را خوشنود گرداند و آنچه او را بخشم آورد و ترجمه آیه اینست که و نیست خدا که اضلال فرماید و مراد آنست که در حکمت آن جناب روانیست که گروهی را باطل و هلاک و ضائع گرداند که نام ضلالت و گمراهی را بر ایشان گذارد بعد از آنکه ایشان را راه راست نموده باشد و باسلام هدایت فرموده باشد تا روشن سازد از برای ایشان آنچه را که واجب است که از آن پرهیز کنند خواه پرهیز از فعل آن باشد چون شرب خمر و لواطه و زنا و غیر آن از محرمات و خواه پرهیز از ترک آن باشد چون نماز و روزه و خمس و زکاه و حج و غیر آن از واجبات و فرموده است که فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها یعنی «پس الهام داد خدا نفس را نابکاری و بیباکی آن و پرهیزکاری و نیکوکاری و فرمان برداری آن را.» و حضرت فرمود یعنی بیان فرمود از برای نفس آنچه را که می آورد و آنچه را که وامیگذارد یعنی آنچه باید که بیاورد و واگذارد او را اعلام فرموده و راه خیر و شر و طریق طاعت و معصیت را باو شناسانیده و او را در میان این دو راه مخیر ساخته تا اگر خواهد اختیار خیر کند و مستحق ثواب شود یا اختیار شر کند و مستحق عذاب و عقاب گردد و فرمود که إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً یعنی «بدرستی که ما راه راست را بآدمی نمودیم ببیان و ارشاد و انواع الطاف تا راه حق را از راه باطل بداند و صواب را از خطاء و خیر را از شر تمیز دهد باعطای سمع و بصر که آلت ادراک آنهاست. و اشاره است بهر دو قسم دلیل از نقلی و عقلی در حالتی که این آدمی یا شکرکننده و یا کافر است و حضرت فرمود که آدمی را تعریف کردیم و خیر و شر را باو شناسانیدیم و آدمی یا فراگیرینده و یا واگذارنده است است و حمزه میگوید که آن حضرت را سؤال کردم از قول آن جناب عز و جل وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ یعنی «و اما قبیله ثمود که قوم صالح اند پس راه راست را بایشان نمودیم.» و حضرت فرمود یعنی ایشان را شناسا گردانیدیم فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الْهُدی