- مقدمه مترجم 1
- سبب ترجمه کتاب 2
- بداء 7
- اشاره 7
- فصل اول: معنای کلمه بداء در لغت 11
- اشاره 22
- فصل دوم: اقتضای قانون محاوره عرفی 22
- حقیقت علم و اقوال علما در علم باری تعالی 29
- فصل سوم: اختلاف در حقیقت علم 30
- اشاره 30
- اختلاف در علم باری تعالی 34
- جهت اوّل: از حیث حقیقت و ماهیت علم خداوند 34
- اشاره 34
- جهت دوم: از حیث محدوده علم خداوند 35
- جهت سوّم: از حیث کیفیت علم خداوند 36
- فصل چهارم: نکوهش بعضی از اهل خلاف در مورد این مطلب که شیعه امامیه قائل به بداء و تقیه می باشند 44
- فصل پنجم: اقوال علمای اسلام (شیعه و سنی) در مسئله بداء 50
- اشاره 50
- اختلاف کلمات علما در مسئله آجال 73
- فصل ششم: روایاتی که در مسئله بداء وارد شده 76
- اشاره 76
- روایات اهل سنت در مسئله بداء 81
- اشاره 84
- فصل هفتم: توجیه علما در نسبت بداء به خداوند 84
- توجیه اول 85
- اشاره 85
- فرمایش محمد رفیع بن مؤمن گیلانی 88
- توجیه دوم 94
- توجیه سوم 96
- فصل هشتم: روایات پیرامون امامت امام حسن عسکری علیه السلام 104
- اشاره 104
- مقدمه اول 116
- مقدمه دوم 118
- اشاره 124
- خاتمه 124
- پاسخ نظریه تفویض 126
- پاسخ نظریه جبر 127
- یادنامه شهید سید محمّدحسین بنی سعید لنگرودی 132
- اشاره 132
- خصوصیات اخلاقی شهید سید محمد حسین بنی سعید 139
- مطلب اول: مرا در کودکی و نوجوانی به چنین فرزند شهیدی بشارت داده بودند 140
- مطلب دوم: ندای حق در مستجار 141
- مطلب پنجم 143
- مطلب سوم 143
- مطلب چهارم 143
- مطلب ششم 144
- مطلب هفتم 145
- فهرست منابع 146
بر معنای حقیقی آن کنیم یعنی بگوییم ظاهر شد برای او امری که سابقا ظاهر نبود و ظاهر شد برای او نهی ای که ظاهر نبود...».(1) نه
اینکه برای خداوند ظاهر نباشد بلکه مراد عدم ظهور در خارج است.
به هر حال چه «بداء» را حمل بر معنای مجازی کنیم و چه به معنای حقیقی بدانیم اشکال مرتفع می گردد. حتی می توانیم بگوییم روایاتی که درباره «بداء» در حق امامت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام وارد شده است مورد اشکال نخواهد بود؛ چه آنکه علمای شیعه همگی منکر اسناد جهل به خداوند بوده و قائلند به اینکه مسئله امامت، عهدی است که در ازل از علم الهی گذشته و هرگز قابل تغییر و تبدیل نخواهد بود. وبزودی خواهیم دید که معنای روایات مذکور تغییر و تبدیل در اراده خداوند نیست.
بنابراین جای تعجب است که گروهی، علمای شیعه را مذمت نموده و گفته اند ایشان به خداوند تعالی نسبت جهل می دهند! وتنها منشاء این اتهام این است که در کلمات بزرگان امامیه تعبیر به «بداء» شده است؛ حال آنکه لازمه این تعبیر، اعتقاد جهل نسبت به حضرت حق نیست. و همه می دانیم اعتقاد، امری قلبی و نهانی است که بدون اظهار صاحب عقیده اطلاع بر آن ممکن نخواهد
1- . مصدر این سخن در مصنفات سید مرتضی قدس سره یافت نشد.