- پیشگفتار 1
- فصل اول: به سوی شادمانی 4
- اشاره 4
- غم و شادی 5
- اصالت شادی 5
- 1.گواهی فطرت 6
- 2.جنود عقل 7
- 3.انبساط نفس 10
- 4.نیاز به انس و نشاط 10
- 6.توصیه به غم زدایی 12
- 5.موفقیت و سلامت در گرو نشاط 12
- 7.آرزوی شادمانی برای دیگران 13
- 8.درخواست شادی 14
- 9.اندوه زدایی در بهشت 15
- چهره های شاداب بهشتیان 16
- 10.از ویژگیهای اهل ایمان 18
- 11.شاد بودن به فضل و رحمت خداوند 19
- منبع فرح و شادی 20
- شادمانی در پرتو ولایت 21
- غم و شادی اهل دنیا 25
- غم و شادی اهل آخرت 26
- پیک خدا 27
- نهی از شادمانی در قرآن 28
- فصل دوم: نشاط و عوامل آن 31
- اشاره 31
- 1.تعاون و هماهنگی 32
- شیوه های نشاط بخش در خانواده 32
- نشاط در خانواده 32
- 2.تقسیم کار 33
- 3.اظهار محبت 34
- 4.تشکر و قدردانی 35
- 5.هدیه و سوغات 36
- شاد کردن زنان در خانواده 37
- شاد کردن کودکان 38
- پیامبر و بازی با کودکان 40
- امیرالمؤمنین علیه السلام و کودکان یتیم 42
- برای دستیابی به شادمانی جاویدان 43
- عوامل نشاط 44
- 1)یاد و ارتباط با خداوند 45
- غنچۀ دل 46
- 2)ارتباط با اهل بیت علیهم السلام 48
- دیدۀ خود بین 49
- 3)اتصال به اولیای الهی 50
- 4)دل کندن از دنیا 51
- نشانه زهد 53
- 5)شاد کردن دل ها 56
- شاد کردن مؤمن 58
- 6)ایستادگی در راه خدا 60
- 7)حکایات نشاط بخش 61
- 8)عوامل روح افزا 62
- 9)تفریح سالم 63
- بهره مندی از کامیابی های مشروع 65
- آفات تفریح 65
- 1)گناه و معصیت 66
- 3)زیاده روی در تفریح 67
- 3)اسراف و تبذیر 68
- ابعاد و گونه های تفریح 69
- تفریح خانوادگی 69
- دیدارهای فامیلی 70
- گردش و مسافرت 72
- شوخی با همسر 73
- بازی با کودکان 74
- دیدار دوستان 76
- گشاده رویی در دیدارها 78
- ورزش های رزمی و شنا 79
- مسافرت 81
- نماز شب 83
- تفریحات معنوی 84
- اشاره 88
- فصل سوم: شوخی و خنده 88
- مزاح و شوخ طبعی 89
- شوخ طبعی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم 91
- شوخی با اصحاب 93
- شوخی و مزاح در سفر 100
- مرزهای شوخی 101
- شوخی های ناپسند 103
- 1)دروغ در شوخی 104
- آفات شوخی 104
- 2)دل آزاری 106
- 3)زیاده روی در شوخی 107
- 4)شوخی های بی جا 108
- پدیدۀ خنده 109
- خنده های نمکین پیامبر 110
- اصحاب خندان پیامبر 112
- اشاره 112
- آفات خنده 112
- 1)قهقهه 113
- 2)زیاده روی در خنده 114
- منابع 115
غربت و دوری از وطن را به گونه ای جبران کند.
شخصی می گفت: من عتبات رفتم، مدینه و مکه رفتم، خانه خدا رفتم، به خود خدا هم گفتم، هیچ کجا خانه خود آدم نمی شود!
انسان در خانه اش آرامش دارد. به همین دلیل به آن مسکن و محل سکونت و آرامش می گویند. از خانه خودش که بیرون می آید، غربت او را می گیرد. مزاح و شوخی در مسافرت خاصیتش این است که راه را نزدیک می کند. یعنی انسان احساس خستگی نمی کند. اصلا نمی فهمد کی به مقصد رسید.
مرزهای شوخی
انگیزۀ ما از شوخ طبعی باید فقط مسرور کردن دیگران باشد و اگر کسی به انگیزه استهزا و یا دست انداخن و اهانت به دیگری شوخی و مزاح کند، عمل او مخالف سیره رسول خداست و نه تنها ارزش معنوی نخواهد داشت، بلکه چه بسا گناه و معصیت به شمار آید.
ممکن است کسی از شوخی کردن شما با او خوشش نیاید. در این صورت نباید با او شوخی کرد. باید افراد و مکان و موقعیت را مراعات نمود تا مزاح