- تقیّۀ رجاء بن حیوه (1).
- تقیّۀ واصل بن عطاء (2).
- تقیّۀ عمرو بن عبید معتزلی (3).
- تقیّۀ ابو حنیفه (4).گفتی است که علامۀ قاسمی از یمانی نقل کرده است:
«... یکی از آن دو، ترس عرفا از علمای فاسق، پادشاهان ظالم و شیاطین انس است، زیرا در این موقع، به دلیل تصریح قرآن کریم و اجماع مسلمانان، تقیّه جایز است...» (5).
تقیّه ، در همۀ نحله ها و در عرصه های مختلف، وجود داشته است. برخی از جوانب تقیّه، از نظر عامّه عبارت است از:
فتوای فقهای عامّه در مورد جواز تقیّه در عقیده. (6)
فتوای فقهای عامّه در مورد جواز تقیّه در آداب (7).
فتوای فقهای اهل سنّت، در مورد جواز تقیّه در عبادت (8).
1- (1) - الجامع لاحکام القرآن، قرطبی 10/ 124.
2- (2) - الاذکیاء، ابن جوزی: 136.
3- (3) - تاریخ بغداد: 12/ 168 (شرح حال عمرو بن عبید).
4- (4) - تاریخ بغداد: 379/13 (شرح حال ابو حنیفه).
5- (5) - محاسن التاویل: 4/ 82 ، چاپ دار الفکر.
6- (6) - الجامع لأحکام القرآن، قرطبی: 180/10؛ احکام القرآن، ابن عربی مالکی؛ المبسوط، سرخسی حنفی؛ بدایع الصنایع، کاشانی حنفی؛ المغنی، ابن قدامه.
7- (7) - تفسیر مراغی: 3/ 137 - 136
8- (8) - مبسوط، سرخسی: 48/24؛ اشباه و نظائر: 207.