سلمان فارسی صفحه 48

صفحه 48

روایتی نقل شده که در آن آمده است : ((در حیات رسول الله - صلی الله علیه و آله - عمر بن خطاب از سلمان پرسید تو کیستی ؟ ! (حسب و نسبت چیست ؟ ) سلمان گفت : من سلمان بن عبدالله (فرزند بنده خدا) هستم . گمراه بودم خداوند به

وسیله محمد - صلی الله علیه و آله - هدایتم کرده تهیدست بودم خداوند به وسیله محمد - صلی الله علیه و آله - بی نیازم کرد ، برده بودم خداوند به وسیله محمد - صلی الله علیه و آله - آزادم کرد اینست حسب و نسب من )) . آنگاه از این پرسش (تحقیرآمیز) عمر نزد پیامبر - صلی الله علیه و آله شکایت برد پس آن حضرت - صلی الله علیه و آله - فرمود :

((ای جمعیت قریش ! حسب و نسب انسان دین و مروت اوست و اصل و ریشه اش عقل و خرد اوست خداوند تعالی فرموده است : ما شما را از مرد و زن خلق کردیم و به صورت اقوام و قبایل مختلف درآوردیم تا یکدیگر را بشناسید ((همانا گرامیترین شما پرهیزگارترین شماست ))(136) ای سلمان ! احدی از این جمعیت را بر تو برتری نیست جز به تقوای خدا و اگر تقوای تو بیش از اینها باشد تو برتر هستی ))(137) . یا شبیه به این تعبیر .

پیش از این نیز موضعگیریهای از این نوع از عمر در مقابل سلمان در زمان حیات پیامبر - صلی الله علیه و آله - نقل شد . خلاصه این که قضیه ای که در روایت مورد بحث آمده است یا به نفع خلیفه دوم و برای خدمت به او تحریف یا جعل شده است و یا این که خود خلیفه از روی زیرکی و سیاست دو موضعگیری مختلف ، در مقابل سلمان داشته است روشی که در حیات سیاسی خلیفه نادر و اندک نبوده است .

سوم : من

فرزند اسلام هستم :

بسیاری از جانوران در زمان خصوصیات و ویژگیهایی که هویت و حقیقت آنها را می سازند دارا هستند و به مجرد به دنیا آمدن نقش خود را در حدی که اقتضاء دارند ایفاء می کنند . اما انسان در زمان زاده شدن ، فاقد خصایص و مختصاتی است که شخصیت او را همچون انسانی که بالفعل دارای خصایص ، ملکات ، قوا و غرایز انسانی است شکل و قوام می بخشد . در زمان تولد ، انسان فقط از استعداد فطری که در او هست برخوردار می باشد ؛ استعدادی که به طور کامل یا ناقص بدان پاسخ مثبت داده می شود و یا این که اصلا ندای آن بی پاسخ گذاشته می شود و از این سرمایه بزرگ بهره برداری نمی شود و در نتیجه انسان به جایی نمی رسد و هرگز به درجه انسانیت نائل نمی گردد .

انسان در زمان تولد فاقد توان ، خرد و اراده و نمی تواند بین اشیاء حتی اشیاء محسوس تمیز دهد . علم و شناخت و خصلتهای نیک و بد مانند شجاعت ، سخاوت ، دوستی ، دشمنی ، حسد ، ریا و . . . را ندارد .

غریزه جنسی و غرایزی دیگر را دارا نیست ، عاجز است حتی از سخن گفتن بلکه به هیچ چیز قادر نیست و به همه چیز احتیاج دارد و مطلقا نمی تواند برای خود نفعی جلب یا از خود ضروری دفع نماید . آنگاه بتدریج و با یاری عوامل خارج از خودش به همه اینها دست پیدا می کند .

هر چند در مراحل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه