سلمان فارسی صفحه 53

صفحه 53

در زمانی که سلمان با جماعتی از صحابه در سفری بودند از او خواستند نمازشان را امامت کند ، او گفت : ((ما بر شما امامت نمی کنیم و زنهایتان را تزویج نمی نماییم خدا ما را به وسیله شما هدایت کرده است )) . آنگاه در این روایت آمده است که آن کسی که بر ایشان امامت کرد نماز را تمام خواند در حالی که چون مسافر بودند باید شکسته می خواند! پس سلمان به او ایراد و اعتراض کرد . (144) و به سلمان نسبت داده اند که به مردم مدائن گفته است : ((به ما امر شده است بر شما امامت نکنیم ای زید!(زید بن صوحان ) پیش رفت . . . پس از آن زید بن صوحان بر ما امامت می کرد و خطبه می خواند)) . (145)

و از این روایت کرده اند که گفته است : ((ما شما (عرب ) را به لحاظ فضل و برتری رسول - صلی الله علیه و آله - برتر می شماریم و زنانتان را به همسری نمی گیریم ))(146) و به او نسبت داده اند که گفته است ((رسول الله - صلی الله علیه و آله - ما را از این که زنان عرب را تزویج کنیم نهی نمود)) . (147)

و این گفته است : ((ای گروههای عرب ! شما به دو چیز بر ما برتری یافته اید : ما نماز شما را امامت نمی کنیم و زنهایتان را به همسری

نمی گیریم )) . (148)

آری همه اینها که - به این صورت - به سلمان نسبت داده شده قطعا صحیح نیست ؛ زیرا او بارها از عرب و حتی از شخص خلیفه آنها خواستگاری نموده و آنها به او جواب رد داده و از زن دادن به او سرباز زده اند و او - به طوری که گذشت - این رد و خودداری را ناشی از تعصب جاهلی می دانسته است . سلمان با اقدام به خواستگاری از عرب و از شخص خلیفه دوم نقش خود را در رسوا ساختن و محکومیت سیاست تبعیض نژادی که حکام و اقمار و عمال آنها آشکارا و پنهانی - بر حسب شرایط و مقتضیات - اعمال می کردند ایفا نمود .

اگر این جمله منسوب به سلمان که گفته : ((به ما دستور داده شده . . . ))پایه و اساسی داشته و صحیح باشد ناگزیر مقصود دستور خدا یا پیغمبر نبوده است و گر نه سلمان بدان گردن می نهاد و عمل می کرد (و از عرب خواستگاری نمی کرد) . بنابراین ، محتمل اینست که چنین دستوری در همان زمان از جانب خلیفه دوم صادر شده بوده است نه از جانب پیامبر - صلی الله علیه و آله - .

و شاید هدف از اصرار راوی بر این که وجود چنین دستور ظالمانه ای به زبان شخص سلمان و به نحوی اعلام گردد که چنین تصویر و القاء شود که این دستور از جانب کسی غیر از آن که آن را صادر کرده و مشخصا از جانب رسول الله - صلی الله علیه و آله -

صادر شده است ، عبارت بوده از سرپوش گذاشتن بر مخالفت خلیفه با سلمان (در امر خواستگاری دختر عمر) که خلیفه را زیر سؤ ال برد و توجیه آن رفتار ، چرا که در این صورت این سیاست غیر عادلانه بر اساس دین و تعبد مشروعیت می یابد .

و از جمله اموری که مؤ ید اینست که دستور منع ازدواج عرب و غیر عرب از جانب شخص خلیفه عمر بن خطاب صادر شده روایتی است که از زید بن حبیب نقل شده که گفت : عمر بن خطاب به سلمان گفت : ای سلمان ! چیزی از امور جاهلیت نمی شناسم جز آن که خدا آن را به وسیله اسلام از ما برداشت ، جز آن که ما به شما زن نمی دهیم و از شما زن نمی گیریم حال بیا تا دختر خطاب (نوه خطاب ، دختر خود عمر) را به ازدواج تو درآورم . گفت : به خدا (( به خدا قسم ! من از کبر می گریزم )) گفت : (( تو از آن می گریزی و مرا به آن وامی داری ؟ مرا بدان نیازی نیست )) . (149)

اگر جمله (( به خدا قسم از کبر می گریزم )) - چنانکه ظاهر چنین است - ادامه سخن عمر باشد معنای آن اینست که عمر دختر دادن به سلمان را تواضع (و از خود گذشتگی ) می دانسته امری که - به طوری که گذشت - در سخن عمروعاص که برای منصرف کردن سلمان از خواستگاری وارد عمل شده بود آمده بود . در این صورت جواب سلمان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه