سلمان فارسی صفحه 65

صفحه 65

یک سوم مال می رسد آن مرد گفت : گمان نمی کنم فهمیده باشی چه گفتم او من و برادرم و یک ((هجین ))بر جای گذاشته چگونه به ((هجین ))همان اندازه می رسد که به من و به برادرم می رسد ؟ !

سوار گفت : آری چنین است .

مرد اعرابی خشمگین شد و به ((سوار ))رو کرده گفت : به خدا سوگند دانستیم که خویشان مادری تو در دهناء (محل اجتماع عرب ) اندکند (کنایه از این که مادر او غیر عرب بوده ) .

سواره گفت : نزد خداوند این زیانی به نمی رساند . (200)

26 - روایت شده است که مرد عابدی از ((بنی هجیم بن عمرو بن تمیم ))می گفت : ((خدایا! عرب را خصوصا و موالی را عموما بیامرز . اما عجم بندگان تو هستند و اختیار با توست ! ))(201)

27 - هنگامی که حجاج از ساختن ((واسط ))فارغ گشت دستور داد همه ((نبطی )) ها (یعنی عجم ساکن آن ناحیه ) را بیرون کردند و گفت : ((وارد شهر من نشوند که آنها مایه تباهی هستند))(202)

28 - چون ((بسر بن ارطاه ))به صنعاء رسید صد کهنسال از مردم فارس را کشت ؛ زیرا دو پسر عبدالله بن عباس در خانه یکی از زنهای اهل فارس معروف به دختر بزرج پنهان شده بودند . (203)

29 - در رابطه با عنایت و اهتمامی که معاویه در پیروی از سیاست عمر بن خطاب نسبت به عرب مبذول می داشت می بینیم عمرو بن عتبه برادر زاده او) می گوید :

((هرگز عموی من سخنش به درازا نمی کشید مگر

آن که سخن خود را قطع می کرد تا فضلی از عرب بگوید یا درباره آنها سفارش به نیکی بکند))(204)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه