شیخ محمد حسین زاهد (ره) صفحه 16

صفحه 16

اواخر جنگ جهانی دوم بود که با عده ای در محضر آقا ادبیات عرب می خواندم . شهریه ای که می دادیم ماهی 4 تومان بود . بعد از مدتی جنگ تمام شد و ما هنوز خدمت آقا مشغول درس خواندن بودیم وقتی که زمان پرداخت شهریه رسید ، نفری 4 تومان به ایشان دادیم ولی آقا دو تومان از آن را به خودمان برگرداند . تعجب کردیم ! به آقا عرض کردیم : مگر نباید ما 4 تومان می دادیم .

ایشان در جواب ما فرمود : درست است ولی الان جنگ تمام شده و قیمت ها هم پایین آمده به خاطر همین ماهی دو تومان کفاف زندگی مرا می کند ولی شما جوان هستید ، بقیه پول را برای آینده تا پس انداز کنید . (34)

حلم و بردباری

از دیگر خصوصیات اخلاقی ایشان که می توان ذکر کرد ، بردباری . حلم ایشان است . اگر کسی از روی نا آگاهی به ایشان جسارتی می کرد ، گذشت می کرد و یا اگر ما به وظیفه عمل نمی

کردیم ، عصبانی نمی شدند . مخصوصا اموری که مربوط به خودشان بود .

عصر جمعه بود که به همراه آقا و دیگر دوستان از باغ سر آسیاب در کنار ریل ماشین دودی بر می گشتیم . آقا هم از حفظ مشغول خواندن دعای سمات بود .

همان طور که می آمدیم ، ماشین دودی از کنار ما گذشت ناگهان از داخل واگن شخصی آب دهان به جانب ایشان انداخت . خیلی ناراحت شدیم تا حدی که می خواستیم داخل واگن بشویم و آن شخص را تنبیه کنیم اما آقا فرمود : داداشی ها چیزی نبود ، ببینید با یک دستمال پاک شد . این حرف ها آب سردی بود بر خشم ما و با گذشت از جسارت آن شخص ، نگذاشتند ما درگیر شویم . (35)

روز دیگری که من دستهای آقا را گرفتم . داشتیم از باغ برمی گشتیم و آقا هم گیوه سفید و نویی به پا داشت . همان طور که می آمدیم ، فرمود : داداشی حواست جمع باشد که پاهایم توی جوی آب نرود . (36)(آن زمان همه اطراف تهران باغ و مزرعه بود)

گفتم : چشم . ولی از آنجایی که نوجوان بودم در بین راه حواسم پرت شد و یک دفعه پای ایشان داخل جوی آبی فرو رفت و گیوه سفید و نوی ایشان غرق گل و لجن شد .

هم ناراحت شدم و هم ترسیدم و منتظر عکس العمل آقا شدم ، چون ایشان سفارش کرده بود .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه