شیخ محمد حسین زاهد (ره) صفحه 18

صفحه 18

هنوز ناراحت بودم البته نه به خاطر آقا بلکه به خاطر دوستان آقا که

اگر بفهمند این اتفاق برای آقا افتاد ممکن است مرا شما کنند . حق هم داشتند چون دست آقا را گرفته بودم که چنین حوادثی پیش نیاید .

وقتی که پیش رفقا رسیدیم ، آقا نه تنها چیزی به آنها نگفت بلکه طوری راه رفت که کسی متوجه نشود اتفاقی افتاده است . (40)

خلوص نیت در تعلیم

بعضی ها از اینکه عده ای دور آنها جمع شوند و هیاهویی داشته باشند ، لذت می برند . اما آقا شیخ محمد حسین زاهد از این صفت ناپسند مبرا بود واصلا از مرید بازی خوشش نمی آمد و کسی را معطل خودش نمی کرد و فقط در اندیشه پیشرفت معنوی ما بود .

وقتی درس شاگردان به آخر ادبیات عرب می رسید . می فرمود : داداشی ها شما درستان پیش : تمام شده باید بروید از دیگران بهره مند شوید . مثلا می فرمود : روید خدمت آقای شاه آبادی رحمه الله علیه . روزی شخصی در مسجد امین الدوله منبر رفته بود ، در بین صحبت هایش گفت : جوانان ، مثل این مسجد جای دیگر پیدا نمی کنید ، به جاهای دیگر نروید .

آقا از حرف گوینده خیلی ناراحت شد و گفت : آقا این چه حرفی است که شما می زنید . خود من اگر این درس و بحث اینجا نباشد ، به جای دیگر می روم . (41)

روزی برای گرفتن استخاره خدمت ایشان رسیده بودم .

ایشان فرمود : داداشی قبل گرفتن استخاره می توانم تقاضایی کنم .

گفتم : بفرمایید .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه