شیخ محمد حسین زاهد (ره) صفحه 39

صفحه 39

داداشی من راضی نیستم دندانهایت درد کند

ایشان یک نفس گیرا و چشم بصیرتی داشت و ادعا هم نمی کرد و بعضی وقتها آثار این نفس و چشم بصیرت بروز می کرد .

در همان ایام تحصیل به علت درد شدید دندان چند روزی را نتوانستم سر درس حاضر شوم .

بعد از دو روز با اینکه درد داشتم ، به کلاس رفتم وقتی حاضر شدم سلام کردم . ایشان بعد از جواب سلام فرمود : داداش حبیب الله آمدی ؟

گفتم : خدمتتان رسیده ام .

فرمود : سابقه غیبت

نداشتی چطور شد که دو روز نیامدی ؟

عرض کرم آقا دندانهایم درد گرفته بود و الان هم درد می کند .

فرمود : داداشی من راضی نیستم دندانهایت درد کند .

همین که آقا این جمله را فرمود ، درد دندانهایم ساکت شد و تا روزی که شدم دندانهایم را عوض کنم ، هیچ وقت مبتلا به درد دندان نشدم . (93)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه