شیخ محمد حسین زاهد (ره) صفحه 41

صفحه 41

وقتی آن آقا جریان را تعریف کرد ، من رو به پدرم و آن شخص کرده و گفتم : همین جریان که برای شما اتفاق افتاده ، برای من هم اتفاق افتاده است ، (96)

مجری کوچک من به صدا در آمد

مرحوم حضرت آیت الله شاه آبادی (رحمه الله علیه )شب های جمعه در مسجد جامع بازار تهران 2 ساعت مانده به اذان صبح برنامه دعای کمیل داشتند .

آقا میرزا مهدی ، خادم آقا ، درست می کرد و می رفت آقای شاه آبادی را از کوچه می آورد .

وقتی آقای شاه آبادی می آمدند کمی استراحت می کردند بعد مردم را بیدار می کردند و آقای شاه آبادی منبر می رفتند . مرحوم شاه آبادی دعای کمیل را از حفظ می خواندند ، چه دعای با حالی بود .

زمانی بیماری حصبه شیوع پیدا کرده بود یکی از رفقای ما هم (آقا شیخ یوسف کردستانی ) به این بیماری مبتلا شده بود .

دوستان پیشنهاد کردند که برویم دعای کمیل آقای شاه آبادی (رحمه الله علیه ) و دوستانمان را دعا کنیم ، بهبود یابد .

اتفاقا آن شبی که رفتیم شب بسیار سردی بود . به حدی که آب حوض وسط مسجد یخ ضخیمی بسته بود .

آن شب وقتی آقای شاه آبادی به آخر دعا رسیدند ، آیات عذاب و جهنم

را با حالت خاصی می خواندند؛ ضجه و شیون مردم بلند شده بود .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه