- مقدمه 1
- ستاره مَنبِجْ 3
- بخش نخست : میلاد مهر 3
- خاندان 4
- با امیر حلب 6
- در محفل ابن خالویه 7
- آل حمدان 8
- بخش دوم : سردار سیف 8
- سیف الدوله 9
- کارگزار جوان 12
- در سنگر سازندگی 14
- برخورد با قبایل شورشی 15
- نبرد با روم 17
- اسارت 22
- رهایی 30
- فرمانروایی حمص 31
- بخش سوم : شهریار شعر 32
- الهام آسمانی 32
- شعر ابوفراس 35
- در منظر نظر 37
- دیوان شعر 41
- شاعر اهل بیت 42
- شاعر اهل بیت 42
- الف) شافیه 44
- ب) هائیه 54
- رومیات 59
- رومیات 59
- الف) کرامت نفس (لنا الصدر أو القبر) 60
- ب) سوز دل(2) (مصابی جلیل) 62
- ج) شکوه (فلاتنسبن الی الخمول) 66
- د) منبج (القوم قرم حیث حل) 68
- ه) در سوگ مادر (ام الأسیر) 71
- و) روزگار فراخ (فَقُلْ لبنی عمی) 73
- گزیده ها 74
- طوفان بلا 77
- کتابنامه 80
مقدمه
زندگی نامداران فرهنگ و ادب و حیات دلیران سیاست و نبرد ، برگ زرّینی است که از آن نور امید می بارد و پرتوش صفحات تاریخ را ماندگار و دوست داشتنی می سازد .
شیعی پاک نهاد ، ابوفراس حمدانی ، فرزانه ای که شکوفه جوانی او در گلشن ادب جوانه زد و رایحه عطر حیات اجتماعی اش دل انگیز گردید ، در شکوه و دلیری یگانه روزگار بود و تمام توان خویش را در خدمت اعتلای حکومت شیعی حمدانیان گذارد و به عنوان کارگزار امین و سردار دلیر سیف الدوله ، در صحنه امارت و میدان جنگ به زیبایی درخشید .
ابوفراس با تأسی به خاندان رسالت ، بر اعتقاد و علاقه خود به اهل بیت(علیهم السلام)پافشاری داشت و در پیروی و بیان فضائل امیرمؤمنان(علیه السلام) و پیشوایان معصوم بی باک بود و در سروده های بسیارش به تندی بر نابخردی امویان و ستم عباسیان تاخت; چنان که وی را در شمار شاعران آل محمّد(علیهم السلام) بر شمرده اند .
یا ربِّ إنّی مهتد بهداهُم
لا أهتدی یوم الهدی بسواهُ(1)
خدایا ! من به راهنمایی آنان راه یافته ام و در هنگام هدایت به راه دیگران نروم .
آن شهریار بلاغت و خداوندگار ادب ، خورشید عصر خویش بود و پس از حیات دُرَربارش ، اشعار و قصاید او نیز جلوه و نورانیت خود را حفظ نمود و توشه
1 . الغدیر ، عبدالحسین امینی ، ج 3 ، ص 552 .