- مقدمه 1
- ستاره مَنبِجْ 3
- بخش نخست : میلاد مهر 3
- خاندان 4
- با امیر حلب 6
- در محفل ابن خالویه 7
- آل حمدان 8
- بخش دوم : سردار سیف 8
- سیف الدوله 9
- کارگزار جوان 12
- در سنگر سازندگی 14
- برخورد با قبایل شورشی 15
- نبرد با روم 17
- اسارت 22
- رهایی 30
- فرمانروایی حمص 31
- الهام آسمانی 32
- بخش سوم : شهریار شعر 32
- شعر ابوفراس 35
- در منظر نظر 37
- دیوان شعر 41
- شاعر اهل بیت 42
- شاعر اهل بیت 42
- الف) شافیه 44
- ب) هائیه 54
- رومیات 59
- رومیات 59
- الف) کرامت نفس (لنا الصدر أو القبر) 60
- ب) سوز دل(2) (مصابی جلیل) 62
- ج) شکوه (فلاتنسبن الی الخمول) 66
- د) منبج (القوم قرم حیث حل) 68
- ه) در سوگ مادر (ام الأسیر) 71
- و) روزگار فراخ (فَقُلْ لبنی عمی) 73
- گزیده ها 74
- طوفان بلا 77
- کتابنامه 80
پسر برداس از غیبت سیف الدوله آگاه شد ، به سرعت سپاهی گران فراهم کرد و به شام حملهور شد . ابوفراس بی درنگ به مقابله با سپاه مهاجم پرداخت و در شش جنگی که میانشان روی داد ، مکفور را به شکست واداشت و او را عقب راند . (3) دلیری ابوفراس در نبرد با روم را با این خاطره از او پی می گیریم :
جنگ های سیف الدوله با دِمِسْتوک و رومیان ، رو به فزونی نهاد و نبردهایش پی درپی ادامه پیدا کرد او از صلح با آنان جز با رعایت شرایطی که رومیان از قبول آن استنکاف می کردند خودداری میورزید . در این هنگام قسطنطین فرزند لاون (پادشاه روم و مغرب) و زمامدار بلغارستان ، روسیه ، ترک ها ، فرانسه و تمام کسانی که پیشتر برای شکست سپاه سیف الدوله بسیج شده بودند ، جملگی از جنگ با او دست شستند و راه صلح را پیش گرفتند . اما در این میان بارکمومنس (برادر همسر پادشاه روم و فرزند رومانس پادشاه پیشین روم) خود را برای نبرد با سیف الدوله آماده کرد و ثروت فراوانی را در این راه هزینه نمود . او برای تجهیز بیشتر لشکر خویش ، به وسیله دوازده مترجم ، با طوایف و کشورهای مختلف تماس گرفت و از آنان یاری خواست .
همچنین دوازده هزار نفر را برای حفر خندق به کار گرفت . بدین
1 . دیوان ابی فراس ، ص 260 .
2 . شهری در اطراف مصیصه . ر . ک : معجم البلدان ، ج 4 ، ص 176 .
3 .
اعیان الشیعه ، ج 4 ، ص 318 319 .
ترتیب سپاهی بسیار گران را فراهم آورد و آنان را به سوی «دیار بکر»(1)حرکت داد . امیر سیف الدوله چون از لشکر کشی بزرگ دشمن آگاه شد ، با نیروهای خود به سوی دیار بکر حرکت کرد . طغیان رود فرات; پیشروی لشکر بارکمومنس را سد کرد . لذا فرمانده سپاه روم مجبور شد به سوی شام روانه گردد . او در آغاز شهر «سمیساط»(2) را به تصرف کامل خویش درآورد و سپس در «رعبان» منزل کرد . سیف الدوله با گماردن من [ ابوفراس] به عنوان فرمانده سپاه ، خود به همراه هزار نفر از سوارکاران زبده به تعقیب دشمن پرداخت . او وقتی به رعبان رسید ، سپاه روم از آن جا کوچ کرده بود . سیف الدوله به تعقیب خود ادامه داد و در «مضایق» بر رومیان دست پیدا کرد . سپاه عظیم روم و سایر هم پیمانان آنها ، نیروهای سیف الدوله را احاطه کردند ، اما این امر وحشت و اضطرابی در سیف الدوله ایجاد نکرد و بی محابا به نبرد با آنان پرداخت . چون آمار مقتولان و اسرای سپاهش رو به فزونی یافت ، او برای حفظ نفرات باقی مانده از نبرد دست کشید و صحنه راترک گفت . (3)
ابوفراس در بحبوحه جنگ نخستین کسی بود که خود را به صحنه کارزار رساند و با صلابت و تمام قوا به نبرد پرداخت . او در حین نبرد ، دو نیزه به سوی ترنیق خزری (رئیس قبیله خزر و متحد روم) پرتاب کرد که بازوانش را شکست . یاران
ابوفراس به سرعت به سوی «ترنیق» رفتند و او
1 . سرزمین وسیع و پهناور غرب رود دجله که به «بکر بن وائل» منسوب است . ر . ک : معجم البلدان ، ج 2 ، ص 494 .