- مقدمه 1
- ستاره مَنبِجْ 3
- بخش نخست : میلاد مهر 3
- خاندان 4
- با امیر حلب 6
- در محفل ابن خالویه 7
- آل حمدان 8
- بخش دوم : سردار سیف 8
- سیف الدوله 9
- کارگزار جوان 12
- در سنگر سازندگی 14
- برخورد با قبایل شورشی 15
- نبرد با روم 17
- اسارت 22
- رهایی 30
- فرمانروایی حمص 31
- الهام آسمانی 32
- بخش سوم : شهریار شعر 32
- شعر ابوفراس 35
- در منظر نظر 37
- دیوان شعر 41
- شاعر اهل بیت 42
- شاعر اهل بیت 42
- الف) شافیه 44
- ب) هائیه 54
- رومیات 59
- رومیات 59
- الف) کرامت نفس (لنا الصدر أو القبر) 60
- ب) سوز دل(2) (مصابی جلیل) 62
- ج) شکوه (فلاتنسبن الی الخمول) 66
- د) منبج (القوم قرم حیث حل) 68
- ه) در سوگ مادر (ام الأسیر) 71
- و) روزگار فراخ (فَقُلْ لبنی عمی) 73
- گزیده ها 74
- طوفان بلا 77
- کتابنامه 80
2 علی موسوی گرمارودی .
الف) شافیه
این قصیده جاودان ، میان ادیبان مشهور است و همواره در طول سالیان دراز طراوت خود را حفظ کرده است . صفای فصاحت ، حسن انسجام ، قوت استدلال در کنار رسایی معنا و روانی الفاظ ، از ویژگی های برجسته آن می باشد . بنابه نظر حسین بن خالویه ، شافیه ابوفراس در جواب «ابن سکره هاشمی»(1) و در دفاع از آل علی سروده شد . (2)
شارح شافیه مدعی است ابوفراس ، شافیه خود را در پاسخ ابن معتز عباسی(3) سرود و آن را در جمع پانصد نفر از سپاهیان شمشیر به دست
1 . ابوالحسن محمد بن عبدالله هاشمی (م 385) ، مشهور به ابن رائطه ، از اعقاب مهدی ، خلیفه عباسی است . او در روزگاری ظهور کرد که محیط فسادآلود و اشرافی بغداد ، شعر مجالس عیش و نیز کوچه و بازار و حتی آنچه را به «سخف» و «مجون» مشهور بود ، بسیار می پسندید و ابن سکره به همان مکتب گرایید و همان معانی را به شعر در می آورد . ابن سکره به حضرت علی و خاندان بزرگوارش مایل نبود و حتی نسبت به ایشان اسائه ادب میورزید ! و به دلیل بی حرمتی به آن خاندان والا سخت مورد هجو و شماتت قرار گرفت . گویا قصیده شافیه ابوفراس در مقابل قصیده ابن سکره سروده شد . آغاز قصیده ابن سکره چنین است :
بنی علی دعوا مقالتکم
لا ینقص
الدر وضع من وضعه
ر . ک : تاریخ بغداد ، خطیب بغدادی ، ج 5 ، ص 465; الکامل فی التاریخ ، ج 9 ، ص 115; یتیمه الدهر ، ج 3 ، ص 3; الغدیر ، ج 3 ، ص 550; دائره المعارف بزرگ اسلامی ، ج 6 ، ص 693 .
2 . دیوان ابی فراس ، ص 255 .
3 . ابوالعباس عبدالله بن معتز (247 296) فرزند المعتز بالله سیزدهمین خلیفه عباسی است . او شاعر ، ادیب ، راوی و نقاد شعر و ادب عرب در عصر دوم عباسی به شمار می رفت . سروده های وی به طردیات ، معاتبات ، زهدیات . خمریات و . . . تقسیم شده است . ابن معتز در سرودن خمریات چیره دست بود و شاید در آن سده هیچ شاعری به فراوانی او در باب شراب شعر نگفته باشد . ابن معتز نخستین بار روح اشرافی گری را در کالبد شعر عربی دمید . او در میان علوم و فنون گوناگون رایج آن زمان ، تنها به موسیقی دل سپرد و موسیقیدانی نیکو از کار درآمد . ابن معتز از اختلافات علویان با عباسیان و قیام های آنان بر ضد عباسیان سخت دل آزرده و سوگند یاد کرده بود اگر روزی دستش برسد ، طالبیان را یکسره از میان بردارد . او با وجود حنفی یا حنبلی مذهب بودن ، نه تنها با فرقه های شیعی در ستیز بود ، بلکه با مذاهب عامه نیز هم عقیده نبود . مایه اصلی فخریات دیوان ابن معتز ، برتر نهادن عباسیان نسبت به