- مقدمه 1
- بخش نخست : میلاد مهر 3
- ستاره مَنبِجْ 3
- خاندان 4
- با امیر حلب 6
- در محفل ابن خالویه 7
- آل حمدان 8
- بخش دوم : سردار سیف 8
- سیف الدوله 9
- کارگزار جوان 12
- در سنگر سازندگی 14
- برخورد با قبایل شورشی 15
- نبرد با روم 17
- اسارت 22
- رهایی 30
- فرمانروایی حمص 31
- الهام آسمانی 32
- بخش سوم : شهریار شعر 32
- شعر ابوفراس 35
- در منظر نظر 37
- دیوان شعر 41
- شاعر اهل بیت 42
- شاعر اهل بیت 42
- الف) شافیه 44
- ب) هائیه 54
- رومیات 59
- رومیات 59
- الف) کرامت نفس (لنا الصدر أو القبر) 60
- ب) سوز دل(2) (مصابی جلیل) 62
- ج) شکوه (فلاتنسبن الی الخمول) 66
- د) منبج (القوم قرم حیث حل) 68
- ه) در سوگ مادر (ام الأسیر) 71
- و) روزگار فراخ (فَقُلْ لبنی عمی) 73
- گزیده ها 74
- طوفان بلا 77
- کتابنامه 80
یا از دست او از حوض کوثر آب بنوشید و حال آن که حسین را به خونش آب دادید ؟ !
خوشا به حال کسی که روز تشنگی اش او را دیدار نماید و در زندگی کاری انجام داده باشد که سیرابش کند !
پیش از من در شعر ، گوینده ای گفته بود : وای به کسی که فردای محشر شفیعانش دشمنانش باشند !
آیا روز واقعه کسا را فراموش کردید و ندانستید که او یکی از اصحاب کساست ؟ !
بار پروردگارا ! من به هدایت آنان راه یافته ام و روز هدایت به راه دیگران نروم .
من همیشه دوستدار کسی هستم که پیامبر و خاندانش او را دوست دارند ، و هر کس را که آنان بد شمارند ، بد می دانم .
و سخنی می گویم که نشان بصیرت کسی است که آن را باید بگوید یا روایت کند .
سخن من ، شعری است که شنوندگان در طول روزگار ، پیوسته از آن هدایت یابند .
این گفتار ، راویان را به حفظش ترغیب سازد و حُسن روایتش ، معنی آن را نیکو جلوه دهد . (1)
1 . الغدیر ، ج 3 ، ص 551 552; ترجمه الغدیر ، ج 6 ، ص 299