- مقدمه 1
- ستاره مَنبِجْ 3
- بخش نخست : میلاد مهر 3
- خاندان 4
- با امیر حلب 6
- در محفل ابن خالویه 7
- آل حمدان 8
- بخش دوم : سردار سیف 8
- سیف الدوله 9
- کارگزار جوان 12
- در سنگر سازندگی 14
- برخورد با قبایل شورشی 15
- نبرد با روم 17
- اسارت 22
- رهایی 30
- فرمانروایی حمص 31
- بخش سوم : شهریار شعر 32
- الهام آسمانی 32
- شعر ابوفراس 35
- در منظر نظر 37
- دیوان شعر 41
- شاعر اهل بیت 42
- شاعر اهل بیت 42
- الف) شافیه 44
- ب) هائیه 54
- رومیات 59
- رومیات 59
- الف) کرامت نفس (لنا الصدر أو القبر) 60
- ب) سوز دل(2) (مصابی جلیل) 62
- ج) شکوه (فلاتنسبن الی الخمول) 66
- د) منبج (القوم قرم حیث حل) 68
- ه) در سوگ مادر (ام الأسیر) 71
- و) روزگار فراخ (فَقُلْ لبنی عمی) 73
- گزیده ها 74
- طوفان بلا 77
- کتابنامه 80
چگونه جلوی تقدیر مورد امید را می توان گرفت و چگونه کار سخت را می توان آسان گرداند ؟
تسلیت خاطر تو این باشد که دیری نخواهد پایید که ما به سوی تو در آن سرای خواهیم پیوست . (1)
و) روزگار فراخ (فَقُلْ لبنی عمی)
خداوند مرا در اسارت و غیر اسارت مواهبی بخشید که قبل از من به دیگری نداد .
گره هایی را گشودم که مردم از گشودن آن عاجز بودند ، در حالی که بستن و گشایش امور مرا کسی به عهده نگرفت .
مردم روم چون مرا بنگرند ، به عنوان شکاری بزرگ تلقی کنند ، تا جایی که گویا آنها به دست من اسیر شده و در قید من هستند .
چه روزگار فراخی بود روزی که محترمانه آزاد شدم ، مثل این که من از خانواده ام به خانواده ام منتقل شده باشم .
به عموزاده و برادرانم بگویید : من در نعمتی به سر می برم که هر کس جای من بود ، شکرش را می کرد .
خدا برای من جز آوازه نیکویی هایم را نخواسته است تا فضیلت مرا چنان که خود شناخته ام ، بشناسند . (2)
1 . همان ، ص 162 163 . شعر نوزده بیتی ابوفراس ، با این بیت آغاز می شود :