- مقدمه 1
- خدیجه سلام الله علیها فی القرآن 2
- (1)- سوره فرقان/ 74 2
- (2)- سوره ضحی/6 4
- (3)- سوره مطففین 18-28 5
- (4)- سوره آل عمران /42 6
- (5)- سوره فاطر 19-22 7
- (7)- سوره اعراف/ 46- 50 9
- (6)- سوره آل عمران /33 9
- آیا تحریفاتی در زندگانی ام المؤمینن حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها صورت گرفته است؟ 10
- علل تحریف تاریخ زندگی ام المؤمنین سلام الله علیها 11
- عقیل و معاویه 11
- اقدامات منافقان برای تخریب تاریخ زندگی ام المؤمنین سلام الله علیها و نتایج آن 15
- ام المؤمنین خدیجه سلام الله علیها در چه سنی با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ازدواج نمودند و آیا قبلاً با دو کافر ازدواج کرده بودند؟ 17
- بیوه بودن ام المؤمنین خدیجه سلام الله علیها مردود است 18
- مورد اول: ناسازگاری با مبانی اعتقادی مکتب تشیع 18
- مورد دوم: این مسئله از لحاظ تاریخی دارای اعتبار کافی نمی باشد 19
- اسلام با حمایت مالی چه کسی پیشرفت کرد؟ 22
- اسلام با حمایت مالی چه کسی پیشرفت کرد؟ 22
- دلیل اول 22
- دلیل سوم 24
- پاسخ به یک سئوال 25
- سئوال 26
- حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام نخستین یار رسول الله صلی الله علیه و آله 28
- مهریه فرزانه قریش حضرت خدیجه سلام الله علیها چه قدر بوده است؟ 31
- یک بازنگری درباره فرزندان خدیجه سلام الله علیها 33
- آیا حضرت خدیجه سلام الله علیها قبل از ازدواج بار سول خدا صلی الله علیه و آله دارای فرزند بوده است؟ 33
- علل دوری مسلمانان از اهل بیت علیهم السلام چیست؟ 35
- پاسخ به دو سئوال 35
- شماری از کتابهای تالیف شده پیرامون حضرت خدیجه سلام الله علیها 39
- پی نوشت ها 51
- 17168 51
- 48-122 58
این تحریفات به گونهای ماهرانه صورت گرفته که در نظر اول، هر شخصی سر تسلیم در مقابل آن فرود میآورد و به حقیقت آن اذعان میکند، اما اگر با دیدی بصیر همراه با توجه به مسلمات اعتقادی مذهب حقه به آن نگریسته شود، دروغ و نفاق از بندبند سطور آن نمایانگر میشود و سره از ناسره و هدایت از ضلالت باز شناخته میشود.
علل تحریف تاریخ زندگی ام المؤمنین سلام الله علیها
1)- انتساب ایشان با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و همچنین با امیرالمؤمنین علیه السلام و اهلبیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اولین و مهمترین علت این امر به حساب میآید. زیرا این انتساب یکی از افتخارات ائمه اطهارعلیهم السلام و باعث سرفرازی ایشان در مقابل دشمنانشان بوده است، به گونه ای که در مفاخرههای اهل بیت علیهم السلام در مقابل دشمنانشان یکی از موارد افتخار ، داشتن مادری مثل حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها بوده است.[23]
اما در مقابل آنچه همیشه باعث سرافکندگی و مایه ننگ دشمنان ایشان بوده است حسب و نسب پست آنان و انتساب آنان به مادرانی خلاف کار و ناپاک می باشد؛ به عنوان مثال هند مادر معاویه از فواحش معروف زمان خود بود که روابط نامشروع وی با بسیاری از مردان قریشی و غیر قریشی درتاریخ به ثبت رسیده است یا صهاک جده عمر
بن خطاب نیز آن گونه بود؛ تا جایی که مشاهده میکنیم گاهی در مجادلاتی که افرادی با وی داشتند، برای آنکه وی را شرمنده و سرافکنده کنند، به حسب و نسب پست وی اشاره میکردند و از وی به عنوان «یابن الصهاک الحبشیه» نام می بردند.[24]
البته این مسالهای مخفی و پوشیده نبود بلکه حتی خود غاصبین هم در مواردی به آن اعتراف کردهاند. چنانکه ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه مینویسد: روزی عمر بن خطاب (در ایام خلافت غاصبانهاش) وارد مسجد شد و مشاهده کرد که سخن مردم حاضر در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله بر سر انتساب آنان و اجداد خویش است. در این میان برخی نسب برخی دیگر را مورد خدشه قرار میدادند و آنان را به پدرانی غیر از پدران ادعایی شان نسبت میدادند. عمر بر روی منبر رفت و گفت: مبادا عیوب کسی را بیان کنید و ریشه انساب را جستجو کنید که اگر من امروز بگویم کسی از درب این مسجد خارج نشود مگر حلال زاده، هیچ کس از درب این مسجد خارج نخواهد شد. ناگهان فردی از قریش برخاست و گفت: اما ای عمر، من و تو استثناء هستیم. هنوز حرف او تمام نشده بود که عمر به او گفت: بنشین ای قین بن قین که دروغ گفتی. عمر بعد از آن، صحبت بر سر این گونه مسائل را ممنوع اعلام کرد.[25]
عقیل و معاویه
روزی عقیل برادر امیرمومنان علیه السلام در جمع شامیان حاضر بود، و در آن هنگام هر دو چشم او نابینا بود.
معاویه گفت: ای عقیل! لشکر مرا و لشکر برادرت را چگونه دیدی؟ زیرا تو
بر هر دو لشکر در آمدهای؟