خاطراتی از صالحان صفحه 131

صفحه 131

فرمود در همین حال یک وقت دیدم حضرت بقیّه اللَّه (ارواحنا فداه) تشریف فرما شدند. خود وجود جسمانی حضرت را با همین چشم های مادی دیدم. حضرت تشریف آوردند و در فاصله بیست قدمی من ایستادند. ناگهان دیدم نوار سبزی زیر سینه حضرت نگاه کردم. دیدم با خط نور اینچنین نوشته شده است. «طلب المعارف من غیر طریقتنا اهل البیت مساوق لانکارنا و قد اقامنی اللَّه و انا حجه ابن الحسن» ایشان می فرمود مدتی است که نمی دانم آیا کلمه (مساوق) بود یا (یساوق). و کلمه حجه بن الحسن مثل امضاء نوشته شده بود. ایشان فرمود دلم آرام گرفت، نگاه کردم، خواندم و ضبط کردم. ولی حضرت اجازه حرف زدن ندادند. وقتی خوب این جمله را دیدم و نقش خاطرم شد حضرت از نظرم دور شدند. ایشان فرمود در حال صحّت مغز و قلب و اعصاب و همه نظامات جسمانی حضرت بقیّه اللَّه (ارواحنا فداه) را با چشم دیدم.

السلام علیک یا ناضر شجره طوبی و سدره المنتهی

قمر تکامل فی نهایه حسنه

مثل القضیب علی رشافه قدّه

فالبدر یطلع من ضیاء جبینه

و الشمس تغرب فی شقائق خدّه

ملّک الجمال بأسره فکأنّما

حسن البریّه کلّها من عنده

ماهی که در نهایت درجه زیبایی به کمال رسیده، به سان نی قدش موزون است.

از روشنایی، روی او چون ماه شب چهارده می درخشد، و خورشید در سرخی گونه اش ناپدید می شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه