خاطراتی از صالحان صفحه 155

صفحه 155

درآمدند. و اهوال(1) آن موقف و عقبات آن را چنان دیدم که احدی از عهده عشری از اعشار(2) آن نتواند برآید. به هر حال، پس از طی مراحل و عبور از منازل مرا بر صراط عبور دادند که خداوند در قرآن می فرماید: «وَإِن مِنکُمْ إِلَّا وَارِدُها کانَ عَلَی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیّاً»(3) چه گویم که چه دیدم. راهی چون مو بر بالای جهنم کشیده شده بود که بدایت و نهایت آن را خدا می داند و آتش جهنم بر زیر آن برافروخته، اگر آن را به دریایی از آتش تشبیه کنم از هزار یک نگفته ام که خلایق بر آن وارد می شوند و پروانه وار در آتش می ریزند و فرشتگان اطراف آن را گرفته و «ربّ سلّم سلّم امه محمّدصلی الله علیه وآله» می گویند. و گروهی به دست آویخته و برخی به پا و گروهی به سینه راه می روند و طایفه ای چون پیادگان و قومی مانند سواران و جمعی مانند باد تند و بالجمله من در نهایت خوف وارد شدم و خداوند اعانت نمود، روانه شدم. لکن از مشاهده آن دریای بی پایان از آتش دلم می تپید و هوش از سرم پریده بود. لکن به هر حال خود را به وسط صراط رسانیدم که ناگاه کوهی از آتش از قعر جهنم بلند شد و در جلوی من واقع شد و راه عبور بر من بست و مرا مضطرب گردانید؛ لذا مراجعت و استقامت غیر مقدور گردید و ندانستم آن آتش سوزان چه بود. خوب تأمّل کردم دیدم آن شخص یهودی بغدادی است که بدن او از برای سوختن در جهنم چون کوهی عظیم، بزرگ شده و مجاورت


1- 58. ترس ها.
2- 59. یک دهم یا یک صدم؟»
3- 60. سوره مریم، آیه 71.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه