خاطراتی از صالحان صفحه 186

صفحه 186

به اعتراض به آن دو نفر نمودند. نزدیک بود که مجلس از نظم خود خارج شود که مرحوم انصاری با درایتی که از خود نشان داد از روی منبر صدا زدند خواهشمندم کسی دخالت نکند من خودم مجلس را اداره می کنم. گروه طرفداران رژیم چون با انبوه اعتراض مردم رو به رو شدند ناچار به سکوت گردیدند. مجلس پس از خاتمه منبر بدون درگیری پایان یافت. من و دوستم آقای حاج علی پزشکیان، نزدیک منبر و داخل طرفداران رژیم ایستاده بودیم که ناگهان شخص قوی هیکل و بلند قامتی که بعداً معلوم شد فرمانده گروه می باشد با لهجه ای ترکی فارسی با صدای بلند فریاد زد: «زنده باد رضا شاه پهلوی» پس از این شعار جوانی که در کنار یکی از حجره های مدرسه نزدیک منبر ایستاده بود و احتمالاً از بچه های انقلابی قم بود متقابلاً با صدایی بلند او را مخاطب قرار داد و فریاد زد: «خفه شو» همین که این کلام از دهان وی خارج شد ناگهان دیدم جوان هایی که بعداً معلوم شد که آنها چتربازهای نیروی هوایی رژیم بودند (بنابر قول مرحوم حجت الاسلام فلسفی در یکی از منبرهایش) که با لباس های مبدّل داخل مدرسه شده، دست هایشان در جیب رفت و با پنجه بوکس هایی که قبلاً آماده کرده بودند در حالی که به هم پیوسته بودند با شعار جاوید شاه به مردم حمله کردند و مردم از ترس گروه گروه مدرسه را ترک می نمودند. پس از آنکه مهاجمین، مدرسه را از مردم خالی نمودند دسته جمعی در مدرسه به طور رژه حرکت می کردند و شعار جاوید شاه می دادند. در این هنگام طلبه هایی که در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه