خاطراتی از صالحان صفحه 209

صفحه 209

بعد از این تصمیم شاه عازم عتبات عالیات شد. پس از زیارت قبور ائمه معصومین علیهم السلام بر کنار مزار حر رفتند و به دستور شاه قبر حر را نبش و خاک های قبر را خارج و به تنه درخت خرمایی برخورد نمودند که به جای لحد حدّ فاصل بین خاک و بدن شریف حر به طول قبر گذاشته شده بود. عجیب این بود که تنه درخت در اثر مجاورت بدن شریف حر بعد از هزار سال بدون آنکه پوسیده شده باشد تر و تازه مانده بود. به دستور شاه تنه درخت را که برداشتند جنازه حر نمایان شد.

مشاهده نمودند که جنازه با بدنی تر و تازه در حالی که لباس جنگ بر تن و چکمه ای به پا داشت درون قبر خودنمایی می نماید. شاه توجّه نمود که دستمالی به پیشانی حرّ بسته شده، علّت را سؤال نمود.

طبق اخباری که از واقعه کربلا به آنها رسیده بود گفتند این همان دستمالی است که آقا امام حسین علیه السلام در اثر شمشیری که فرق حر را شکافته بود به سر او بسته، (شاید این دستمال از بافته های بی بی صدیقه کبری علیها السلام بوده باشد) شاه با شنیدن این مطلب طمع در دستمال نموده و دستور داد دستمال را از سر حُر باز نمایند. هنگامی که دستمال را از سر حرّ باز نمودند از فرق شکافته شده حر، خون تازه جاری شد. دستمالی را که قبلاً آماده نموده بودند به سر حر بستند. هنگامی که دستمال را بستند جریان خون از دستمال نفوذ نمود. دستمال دیگری بر روی دستمال اوّل بستند. باز خون نفوذ نمود. چندین دستمال عوض نمودند و خون از جریان باز نماند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه