خاطراتی از صالحان صفحه 217

صفحه 217

منتشر شد راجع به محاکمه آقا. چیزی نوشته بودند که ابداً و اصلاً ربطی به آنچه من روز محاکمه دیده و شنیده بودم نداشت.

جناب شیخ به دار نزدیک می شود. قبل از محاکمه بساط دار در میدان توپخانه آماده شده بود و کثیری از مردم همج الرّعاء هم منتظر آوردن شیخ بودند که چگونگی به دار زدن یک ولی خدا و نائب امام زمان علیه السلام را از نزدیک مشاهده کنند و هلهله کنان رقص و شادی نمایند.

محاکمه فرمایشی و صوری، کمتر از یک ساعت و نیم به طول انجامید. حتی اجازه نماز عصر ایشان را هم ندادند. پس از آنکه آقا را وارد نظمیه کردیم او را روی نیمکت نشانیدیم. تابستان گرمی بود. عرق از پیشانی ایشان می ریخت. آقا در حالی که مریض بود خسته به نظر می رسید. دو دستش را روی دسته عصایش و پیشانی را روی دست هایش گذاشته بود. آقا از قرائنی که دیده بود به شهادتش یقین پیدا کرده بود. دوربین های عکاسی در ایوان تلگراف خانه و چند گوشه و کنار مجهّز به روی پایه ها سوار شده بودند. هیاهوی عجیبی صحن توپخانه را پر کرده بود که من هرگز نظیر آن را ندیده بودم. ناگهان کسی از سران مجاهدین به سرعت وارد نظمیه شد. آقا سرش را به سوی او کردند و با آرامی و در کمال شجاعت فرمودند اگر من باید بروم آنجا (با دست میدان توپخانه را نشان داد) معطّلم نکنید. و اگر باید بروم آنجا (با دست اتاق حبس را نشان داد) که باز هم معطّلم نکنید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه