خاطراتی از صالحان صفحه 219

صفحه 219

به رفتن نمود و به طرف چوبه دار حرکت نمود. پهلوی چهارپایه دار ایستاد. اوّل عصایش را به طرف جمعیت پرتاب نمود (قاپیدند) عبایش را از دوشش گرفت و به سوی مردم پرتاب کرد (قاپیدند). زیر بغل آقا را گرفتند و رفت روی چهارپایه. قریب ده دقیقه برای مردم صحبت کرد. مطالبی که به یادم مانده این جمله هاست:

خدایا تو شاهد باش که من آنچه را که باید بگویم به این مردم گفتم. خدایا تو شاهد باش.

در حالی که قرآنش را از جیبش در آورده بود گفتند قوطی سیگارش بود.

توضیح: اشاره به یکی از نطق های خود در تحصّن عبدالعظیم می باشد. زمانی که قرآنش را از جیب در می آورد و سه مرتبه در رابطه با مشروطه به قرآن قسم می خورد، مخالفین گفتند: ما دیدیم قرآن نبود، قوطی سیگارش بود! این حرف پای دار اشاره به قسم روی منبر حضرت عبدالعظیم بود.

خدایا تو خود شاهد باش که در این دم آخر هم باز به این مردم می گویم که مردم را فریب داده اند. این اساس، مخالف اسلام است. محاکمه من و شما مردم بماند پیش پیغمبر محمّد بن عبداللَّه صلی الله علیه وآله.

بعد از اینکه اتمام حجت نمود عمامه اش را از سر برداشت و تکان داد و فرمود از سر من این عمامه را برداشتند از سر همه برخواهند داشت. این را فرمود عمامه را به سوی مردم پرتاب نمود. لا اله الّا اللَّه

در این وقت طناب دار را به گردن او انداختند و چهار پایه را از زیر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه