خاطراتی از صالحان صفحه 242

صفحه 242

داستانی متخذ از منبر حجه الاسلام مرحوم آقای فلسفی

ایشان در منبر می فرمودند: چند نفر از تجّار ایرانی جهت تجارت به هند مسافرت نمودند. پس از آنکه معاملات تجاری آنها به انجام رسید، جهت گشت و گذار و دیدن عجایب هند، عازم به اطراف و اکناف هند شدند. تا رسیدن به شهری که مرتاضان و جوکیان هند در آنجا سکنی گزیده بودند، عجایبی از آنها دیدند. از جمله آنکه شخص مرتاضی را مشاهده نمودند (با عرض معذرت) که از مدفوع خویش ارتزاق می کند. یکی از آن تجار که از دور ناظر این جریان بود، در ضمیر خود گفت: چقدر انسان باید پست شود که از... خود ارتزاق کند. پس از آنکه به نزدیک مرتاض رسیدند، مرتاض آن شخص تاجر را مخاطب قرار داد و به او گفت: آیا انسان از مال وقف به طور نامشروع ارتزاق کند بدتر است یا از... خویش؟

شخص تاجر با شنیدن این مطلب در بهت و حیرت فرو رفت که چگونه مرتاض از ضمیر او خبردار شد. اوّلاً شخص مرتاض از ضمیر شخص تاجر خبر داد، ثانیاً خبر دادن از متولی بودن ایشان در تهران در رابطه با اموال وقفی که در اختیار شخص ایشان بوده، ثالثاً از اموال موقوفه غیر مشروع استفاده می نموده.

توضیح آنکه مرتاضی با ریاضت های غیر مشروع و غیر انسانی از طریق باطل جسم خود را در مضیقه قرار می دهد تا آنکه روح خود را قوی نموده و بتواند به ماورای این عالم احاطه پیدا کند و در نتیجه به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه