خاطراتی از صالحان صفحه 245

صفحه 245

«ثم انهملت عیونهم حتی تبلّ ثیابهم»؛ سپس اشک از دیدگانشان می ریخت به طوری که جامه هایشان تر می شد.

«ثم نهض علیه السلام و هو یقول کأنّما القوم باتوا غافلین»؛ سپس برخاستند در حالی که ما مورد خطاب آن حضرت بودیم زیر لب می فرمودند گویا این مردم در حال بی خبری شب را به روز آورده اند.(1)


1- 89. ارشاد مفید جلد اوّل، ص 230، من کلامه علیه السلام فی ذکر خیار الصحابه و زهادهم ما رواه صعصعه بن صوحان العبدی قال... .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه