خاطراتی از صالحان صفحه 257

صفحه 257

خود را زدودند. «ثم اخذ المعول و عاد الی العین فأقبل یضرب فیها و جعل یهمهم»؛ سپس معول را به دست گرفته دوباره به سوی چشمه رفتند. این بار با قدرت تمام شروع به کندن مسیر چشمه نمودند. مسیر آن چنان وسیع شده بود که خود داخل شده بودند و آن چنان معول می زدند که به نفس نفس افتادند. «فانثالت کأنّها عنق جزور»؛ که ناگهان در اثر ضربات پی در پی معول سدی که مانع خروج آب بود فرو ریخت و آب چشمه که سالیان درازی در زیر زمین جمع شده بود در اثر رفع مانع چون گردن شتر به طرف آن حضرت حمله ور شد. «فخرج علیه السلام مسرعاً»؛ آن حضرت از درون نقبی که احداث نموده بود به سرعت خارج شد. « و قال اشهد اللَّه انّها صدقه»؛ و به شکرانه این نعمت فرمودند: خداوند را شاهد می گیرم که این چشمه را صدقه قرار دادم. «قال علیه السلام علیّ بدوات و صحیفه»؛ سپس به ابی نیزر فرمودند دوات و کاغذی به نزدم حاضر نما.

«قال فعجّلت بهما الیه»؛ ابونیزر می گوید به سرعت دوات و کاغذی حاضر نمودم. «فکتب بسم اللَّه الرحمن الرحیم. هذا ما تصدّق به عبداللَّه امیرالمؤمنین تصدّق بالضّیعتین بعین ابی نیزر و البغیبغه علی فقراء المدینه و ابن السبیل»؛ حضرت مرقوم فرمودند: به نام خداوند بخشنده مهربان. این است آنچه را که به عنوان صدقه قرار داده است بنده خدا امیرمؤمنان. این چشمه را احداث نمودم با دو نخلستان که از آب این چشمه مشروب می شوند به نام نخلستان عین ابی نیزر و نخلستان بغیبغه بر مستمندان و در راه ماندگان مدینه. «لیتّقی بهما وجهه حرّ النار یوم القیامه»؛ تا آنکه خداوند متعال به جهت این صدقه مرا در روز قیامت از حرارت آتش حفظ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه