خاطراتی از صالحان صفحه 287

صفحه 287

«فقام علی علیه السلام فسلّم علیهم فقالوا و علیک السلام یا وصیّ رسول اللَّه و رحمه اللَّه و برکاته»؛ سپس امیرالمؤمنین برخاست به آنان سلام نمود. عرض کردند بر تو سلام باد ای جانشین رسول خدا! پس آن حضرت فرمود ای اصحاب کهف و رقیم چرا جواب سلام صحابه رسول خدا را ندادید؟ عرض نمودند ما مأمور به جواب سلامی نمی باشیم مگر پیغمبر یا وصیّ پیغمبر باشد.

«ثم قال علیه السلام یا ریح احملینا، فحملتنا و سرنا ما شاء اللَّه الی أن غربت الشمس»؛ آنگاه حضرت فرمود ای باد ما را حمل نما. پس ما را حمل کرد و سیر داد و رفتیم به مقداری که خداوند متعال می خواست. تا اینکه نزدیک بود خورشید غروب کند.

«ثم قال علیه السلام یا ریح ضعینا، فإذا نحن فی ارض لیس فیها ماء. فقلنا یا امیرالمؤمنین دنت الصلوه و لیس معنا ماءاً»؛ حضرت فرمود: ای باد ما را به زمین بنه. دیدیم در زمینی هستیم که آبی در آن نیست. عرض نمودیم یا امیرالمؤمنین وقت نماز نزدیک شد و آبی نیست که با آن وضو بگیریم. پس حضرت تشریف بردند در مکانی و پای مبارکشان را به زمین زدند چشمه آبی جوشید. وضو گرفتیم و نماز خواندیم.

« و وقف علیه السلام یصلّی الی أن انتصف اللیل»؛ آنجناب ایستادند و تا نیمه شب مشغول به نماز شدند. سپس فرمودند بر جاهای خود به روی فرش بنشینید، به زودی همه نماز یا بعضی از نماز صبح را با پیامبر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه