بررسی حکم امام خمینی رحمه الله درباره سلمان رشدی صفحه 22

صفحه 22

راه نشر دین خدا می کوشید... او مرد بزرگ و با عظمتی بود وگرنه عرب های خشن به او احترام نمی گذاشتند و با نظر بزرگی به او نمی نگریستند. چه کسی غیر از او می توانست آن ها را با این اوصافی که داشتند تا این حد مطیع خود کند؟».(79)

او نیز می گوید: «من محمدصلی الله علیه وآله را به جهت اخلاصی که داشت و در کارهایش ریا و فریب کاری و ظاهرسازی نبود دوست دارم... او تکبر نداشت ولی ذلیل نبود و التماس نمی کرد. او در همان لباس وصله دار خود شاهان ایران و قیصران روم را خطاب کرده و آنان را در امور دنیوی و اخروی راهنمایی می کرد...».(80)

او نیز می گوید: «یکی از بزرگترین ننگ ها برای هر فرد متمدّن از مردم این روزگار آن است که گوش به سخن کسانی فرا دهند که می پندارند دین اسلام آیینی دروغین، و محمد مردی نیرنگباز و دوچهره بوده است. اینک زمان آن فرا رسیده که ما با شیوع این سخنان سبک سرانه و شرم آور مبارزه کنیم. رسالتی که پیامبرصلی الله علیه وآله آن را ادا و ابلاغ کرد مدت 12 قرن است که چون چراغی تابنده پرتو می افکند و حدود 200 میلیون نفر از همجنسان را که آفریننده ایشان همانند آفریدگار ما است، روشن می سازد. آیا کسی از شما می پندارد رسالتی را که مردم بی شمار گذاشته با آن زندگی کرده و با آن مُرده اند سراسر دروغ و نیرنگ بوده است؟!... ای برادران! آیا هرگز دیده اید که مردی دروغ پرداز بتواند دینی شگفت پدید آورد؟ به خدا سوگند که مرد نادرست نمی تواند خانه ای از آجر بسازد؛ زیرا اگر وی به درستی از ویژگی های آهک و گچ و خاک

و همانند این ها آگاه نباشد آنچه بنا می کند خانه نیست بلکه تپه ای از مصالح ساختمانی و پشته ای از مواد به هم ریخته است، و درخور آن نیست که دوازده قرن بر پایه خود استوار ماند و صدها میلیون تن در آن بیاسایند».(81)

او در پاسخ به اتهامِ به اسلام که می گوید: اگر نیروی شمشیر نبود، دین اسلام انتشار نمی یافت می نویسد: «ولی چه نیرویی آن شمشیر را پدید آورد؟ آن نیرو، همان قوت دین و پیام حق بود - که امپراطوری های بزرگ را در هم شکست - ».(82)

وی همچنین می نویسد: «محمّد - صلی الله علیه وآله - همواره قصد آن داشت که آیین خود را تنها از راه حکمت و اندرزهای نیک رواج دهد ولی هنگامی که دریافت ستمگران به ترک پیام آسمانیش بسنده نمی کنند... بلکه می خواهند او را به سکوت وادارند تا از رسالتش دم نزند، فرزند صحرا تصمیم گرفت که از خویشتن دفاع کند، دفاعی مردانه، دفاعی که شجاعت عربی در آن تجلّی کند و زبان حال او این بود که می گفت: اینک که قریشیان راهی جز پیکار برنمی گزینند، پس بنگرید که کدام یک از ما مرد پیکاریم».(83)

او سخنان خود را این گونه به پایان می رساند: «خداوند، قوم عرب را به وسیله اسلام از تاریکی ها به سوی روشنایی هدایت کرد و از میان آنان جمعی از مردم افسرده را زنده نمود... آیا جز آن بود که ایشان دسته ای عرب های بیابانگرد و خاموش و فقیر بودند که از آغاز عالم در صحراها زندگی(عمر) می گذراندند و هیچ ندایی از آنان شنیده نمی شد و هیچ حرکتی از آن ها احساس نمی گردید؟

آنگاه خداوند، پیامبری را با کلام حق و رسالتی

از جانب خود به سوی ایشان فرستاد و ناگهان گمنامی آن ها به شهرت، و پستی آن ها به رفعت، و ناتوانی ایشان به قدرت مبدّل شد و شراره های آتش به صورت فروزان درآمد و فروغش کرانه های گیتی را فرا گرفت و به زوایای جهان رسید، و پرتو آن شمال را به جنوب و خاور را به باختر پیوست. و قرنی از این حادثه سپری نشده بود که دولت عرب یک پایه اش در هند و پایه دیگرش در اندلس استوار گردید و دولت اسلام، سده های بسیار و روزگاران دراز به نور دانش و بزرگواری و مروّت و قوّت و دلیری و جلوه حق و هدایت در نیمی از جهان متمدن، روشن گشت ...».(84)

2 - ار. اف. بودلی «R. F. Boodli»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه