مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 101

صفحه 101

یا قمر بنی هاشم! یا اباالفضل

همان، صفحه 87.

شمعی که جز شرار محبت به سر نداشت

می سوخت زانکه شام فراقش سحر نداشت

می سوخت زآتشی که بد اندر دلش نهان

می ساخت با غمی که کس از وی خبر نداشت

واحسرتا! که هاله ی غم بر رخش نشست

مهری که تاب دیدن رویش قمر نداشت

مصداق عدل و منجی دین، مظهر ادب

نخلی که غیر جود و فضیلت ثمر نداشت

عباس شمع بزم شهیدان که همچو او

گنجور دین به گنج فضائل، گهر نداشت

یاقوت اشک از مژه می سفت و حاصلی

جز دامن نشسته به خون جگر نداشت

بد پاسدار خون خداوند و کس چنو

پاس حریم عترت خیرالبشر نداشت

لب خشک و کام خشک، برون آمد از فرات

یاور به غیر خون دل و چشم تر نداشت

تا مشک آب را برساند به کودکان

جز سوی خیمه گاه به سویی نظر نداشت

شد حمله ور به دشمن و بهر دفاع دین

جز سینه، پیش نیزه و خنجر سپر نداشت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه