مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 37

صفحه 37

1- 28. ناجی: رستگار، نجات یابنده.

2- 29. راجی: امیدوار.

جز حق نتواند کس اوصاف تو را تعداد

در بزم تومات، اقطاب بر رزم تو محواوتاد

از تیره ی تو ازواج اندر شمر افراد

و زصارم تو افراد در مرتبه ی ازواج

شاها! تو بدین قدرت بر صبر که گفتت پاس

چون نزد برادر رفت بر رخصت کین، عباس

گفت ای زکفت سیراب صد چون خضر و الیاس

از تشنگی اطفال اندر جگرم الماس

وقت است که خواهم آب زین فرقه ی حق نشناس

من زنده و تو عطشان وین شط ز دو سو مواج

سنگ محنم امروز پیمانه ی صبر اشکست

آب ارنه به دست آرم بار است به دوشم دست

خود پای شکیبم نیست تا دست به جسمم هست

این گفت و سپند آسا از مجمر طاقت جست

راه شط و دست خصم با نیزه گشود و بست

و زهیبت او بگریخت افواج پس افواج

زد نعره که ای مردم ما نیز مسلمانیم

گر منکر اسلامید ما بنده ی یزدانیم

ور دشمن یزدانید ما وارد و مهمانیم

گر رنجه ز مهمانید ما از چه گروگانیم

ور زانکه گروگانیم آخر ز چه عطشانیم؟

ای میر شما بی تخت و ای شاه شما بی تاج

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه