مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 43

صفحه 43

1- 33. رطب اللسان: شیرین زبان، تر زبان.

2- 34. قدوه: پیشوا و مقتدا.

3- 35. پاک خاطر آی پاک اندیش رو: آینده با خاطری پاک و رونده با اندیشه ای پاک: پاکباز، با اخلاص و صمیمیت و خلوص نیت بود.

اختر طوسی (وفات 1335 ه. ق)

در رفتن حضرت ابوالفضل به سوی شط فرات

گلزار حسینی، اشعار و قصاید اختر طوسی، کتابفروشی اسلامیه، تهران بی تا، ص 521.

ای دل بزن به دامن آن شهریار دست

کو را به خویش خوانده خداوندگار دست

یعنی علی که خاک دربارگاه او

از رنگ و بوی برده ز مشک تتار دست

سلطان اولیا که گدایان درگهش

دارند گاه جود و سخا چون بحار دست

شاهنشهی که از پی تعظیم اومدام

جبریل را به سینه بود بنده واردست

از باده ی ولایت او هر که گشته مست

از فرط هوش برده زهر هوشیار دست

ای شاه تا جدار که داده است از کرم

بر ما سوای خویش تو را کردگار دست

از جور روزگار شد ایمن هر آن که زد

بر دامن ولای تو بی اختیار دست

از روی شیر شرزه پرد رنگ روز جنگ

چون برزنی به قائمه ی ذوالفقار دست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه