مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 66

صفحه 66

شکوهی تهرانی (ت: 1239 و: 1309 ه_. ش)

در مدح و منقبت حضرت ابوالفضل العباس

دیوان شکوهی تهرانی، تهران 1400 ه_. ق، صفحه 259.

هر کس که زند دست به دامان اباالفضل

پا بر سر کیوان نهد از شأن اباالفضل

ای جان جهان باد به قربان اباالفضل

عالم همگی زیره خور خوان اباالفضل

جنات برین سفره ی احسان اباالفضل

خورشید بود قبه ی خرگاه جلالش

مات است مه از شعشعه ی نور جمالش

قاصر خرد از گفتن توصیف جلالش

جبریل دو صد بار بسوزد پر و بالش

پرواز کند گر به شبستان اباالفضل

و اللیل (1) بود آیتی از طره ی مویش

و الشمس (2) بود ذره ای از جلوه ی رویش

یک قطره بود کوثر و زمزم زسبویش

کعبه به طواف آمده از فخر به کویش

بر سجده فتاده است در ایوان اباالفضل

یک جنت طوبی زقد و قامت رعناست

در پیش قدو قامت او خم شده طوبی است

کویش حرم کعبه و یا سینه ی سیناست

رب ارنی گو به درش حضرت موسی است

گر جلوه کند طلعت رخشان اباالفضل...

ز آه شرر انگیز صغیران برادر

پا تا به سر آتش شد عباس دلاور

بگرفت یکی مشک بزد هی به تکاور

رو کرد سوی معرکه از ایمن وایسر (3) .

در زلزله شد چرخ زجولان اباالفضل

از چهار طرف ریخت بر اوزابر بلاتیر

نی بر سر نی آمد و شمشیر به شمشیر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه