مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 75

صفحه 75

دشمنان را بود دیشب صد هراس

چون حرم را بود با تیغ تو پاس

لیک امشب از هراس دشمنان

خواب ناید خود به چشم این زنان

خواست بردارد برد سوی حرم

نازنین جسم برادر از کرم

هر کجا بر داشت عضوی نازنین

عضو دیگر ماند بر روی زمین

الغرض بر بردنش قدرت نداشت

رفت و با حسرت برادر را گذاشت

در حدیث آمد که آن میر صبور

دولتی دادش خداوند شکور

در ریاض و گلشن دارالبها (1) .

کش شهیدان می برندش غبطه ها

از دو دستش در عوض دادش دو بال

کو کند پرواز با فر و جمال

با ملایک می پرد در هر طرف

در بهشت خلد فی اعلی الغرف (2) .

جعفر طیار و این نیکو سرشت

در شهیدان اند طاووس بهشت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه