مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 81

صفحه 81

دکتر ذبیح الله جوادی «روشنگر» (معاصر)

شهسوار کربلا

خون خدا، شاهنامه ی حسینی، دکتر ذبیح الله جوادی، انتشارات ابن سینا، تهران 1349 ه_. ش، صفحه 359.

ز عباس گویم کنون داستان

که مو بر تن شیر گردد سنان

جوانی به قد، سرو و از تن چو کوه

خداوند صمصام (1) و فر و شکوه

دل کوه بدریدی از رمح (2) تیز

ربودی دل اژدر (3) اندر ستیز

چو چرمه (4) جهاندی به میدان دلیر

بلرزیدی از صولتش پشت شیر

چو بر کوهه ی زین شدی استوار

به یک نعره بردی زدلشان قرار

چو دریای خشمش به موج آمدی

چو تندر خروشش به اوج آمدی

اگر لشکر خصم دریا شدی

به عزم ستیزش مهیا شدی

برآوردی از جان او تیره گرد

به شمشیر خونریز، گاه نبرد

به رزمش دو صد زال و سام سوار

ببودند چون کودک شیرخوار

قضا خیره ماندی زپیکار اوی

قدر لب به دندان از آن رزمجوی

وفادار و شیرین بیان و حکیم

حسین علی را مشار و ندیم

چنان بندگان در حضور امام

نه هرگز نشستی و گفتی کلام

به شاه شهیدان به گفت و شنفت

به سی سال عمرش برادر نگفت

قویدل بدند از وجودش همه

زحق بود گفت و شنودش همه

به چشمش ز شوق و وفا خواب نه

سپاه ستم را از او تاب نه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه