مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 90

صفحه 90

مشک پر از آب حیاتت به دوش

طفل حقیقت زکفت آبنوش

درگه والای تو در نشأتین

هست در رحمت و باب حسین

هر که به دردی، به غمی شد دچار

گوید اگر یک صد و سی و سه بار

ای علم افراخته در عالمین

اکشف یا کاشف کرب الحسین

از کرم و لطف جوابش دهی

تشنه اگر آمده آبش دهی

چون نهم ماه محرم رسید

کار بدان جا که نباید کشید

از عقب خیمه ی صدر جهان

شاه فلک جاه ملک پاسبان

شمر به آواز، تو را زد صدا

گفت: کجایند بنواختنا

تا برهانند زهنگامه ات

دادنشان خط امان نامه ات

رنگ پرید از رخ زیبای تو

لرزه بیفتاد بر اعضای تو

من به امان باشم و جان جهان

از دم شمشیر و سنان بی امان

دست تو نگرفت امان نامه را

تا که شد از پیکر پاکت جدا

مزد تو زین سوختن و ساختن

دست سپر کردن و سر باختن

دست تو شد دست شه لافتی

خط تو شد خط امان خدا

پنج امامی که تو را دیده اند

دست علم گیر تو بوسیده اند

طفل بدی مادر والاگهر

بردت در ساحت قدس پدر

چشم خداوند چو دست تو دید

بوسه زد و اشک زچشمش چکید

با لب آغشته به زهر جفا

بوسه به دست تو بزد مجتبی

دید چو در کرب و بلا شاه دین

دست تو افتاده به روی زمین

خم شد و بگذاشت سر دیده اش

بوسه بزد با لب خشکیده اش

حضرت سجاد هم آن دست پاک

بوسه زد و کرد نهان زیر خاک

حضرت باقر به صف کربلا

بوسه به دست تو بزد بارها

مطلع شعبان همایون اثر

بر ادب توست دلیلی دگر

سوم این ماه چو نور امید

شعشه ی صبح حسینی دمید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه